تبلیغات
گنج کتاب - مطالب ابر ماموریت زندگی

گنج کتاب

انگیزشی، موفقیت، رشد شخصی، شادی، سلامتی، مهارتهای زندگی، کارآفرینی و کسب ثروت

رسالت شخصی شما چیست؟

در مقالۀ رسالت شخصی خود را کشف کنید! اشاره شد که پیدایش ما بر روی این سیاره اتفاقی نیست بلکه هر یک از ما برای مقصودی خاص به دنیا آمده‌ایم. این مقصود و غایت را رسالت شخصی نامیدیم. در همان مقاله ویژگی‌های رسالت شخصی و تمایز آن با هدف را توضیح دادیم. در نوشتۀ حاضر به بیان دو مثال از افرادی که رسالت شخصی خود را کشف و در راستای آن زندگی می‌کنند، پرداخته و در آخر تمرینی را برای کشف رسالت شخصی توضیح می‌دهیم.

بازیابی رسالت شخصی

جولی وقتی بچه بود خیلی به حیوانات علاقه داشت و به همین دلیل والدین او فکر کردند که او برای کار در مورد حیوانات ساخته شده است و در طول دوران رشدش دائما به او می‌گفتند: «جولی، تو باید دامپزشک شوی. تو دامپزشک بزرگی می‌شوی. این همان کاری است که باید انجام دهی.» بنابراین وقتی او به دانشگاه دولتی اوهایو رفت، دروس زیست‌شناسی، کالبدشناسی و شیمی را انتخاب کرد تا دامپزشک شود. بورسی که دریافت کرد به او اجازه می‌داد تا سال آخر را در منچستر انگلستان به تحصیل بپردازد. دور از خانواده و دوستان، روزی خود را پشت میزش یافت در حالیکه با کتابهای زیست‌شناسی احاطه شده بود. همین‌طور که از پنجره به منظرۀ بیرون خیره شده بود، ناگهان این فکر به ذهنش آمد: میدانی چیست؟ من خیلی بدبختم. چرا من این قدر بدبختم؟ دارم چکار می‌کنم؟ نمی‌خواهم دامپزشک باشم!

سپس جولی از خودش پرسید: «کدام کار است که به قدری عاشقش هستم که حاضرم مجانی انجامش دهم؟ دامپزشکی نیست. این مناسب من نیست.»

بعد همۀ کارهایی را که در طول زندگی انجام داده بود، در نظر آورد و فکر کرد کدام یک بیش از همه او را شاد می‌کرد، و بعد به ذهنش خطور کرد – همۀ کنفرانس‌های رهبری که او داوطلبانه در آن شرکت کرده بود و همین‌طور دوره‌های آموزشی ارتباطات و رهبری که به عنوان واحدهای اختیاری در ایالت اوهایو گذارنده بود. شوکی به او وارد شده بود با خود گفت: «چطور توانستم این قدر بی‌توجه باشم؟ الان سال چهارم هستم و تازه فهمیدم که مسیر اشتباهی را آمده‌ام و کار درستی را انتخاب نکردم. با اینکه همیشه این کار در مقابل من قرار داشته تا الان هیچ وقت فرصت نداشتم در مورد آن چیزی بدانم.»

جولی که کشف رسالت شخصی‌اش او را غرق در شور و هیجان ساخته بود، بقیۀ سال را به گذراندن دوره‌هایی در زمینۀ ارتباطات و عملکرد رسانه‌ای گذراند. وقتی به ایالت اوهایو برگشت، توانست دولت آنجا را متقاعد کند که به او اجازه دهند برنامۀ خود را در مورد «مطالعات رهبری» اجرا کند و در حالیکه دو سال دیگر مانده بود تا فارغ‌التحصیل شود، مقام مشاور مدیریت ارشد در آموزش رهبری وتوسعۀ پنتاگون را به دست آورد. در مسابقۀ دختر شایستۀ ویرجینیای آمریکا هم اول شد، که به او اجازه داد قسمت اعظم سال ۲۰۰۲ را صرف سخنرانی برای کودکان ویرجینیا کند  و جدیدا هم او به عنوان الگو و مشاور انجمن جوانان شناخته شده است که به بچه‌ها یاد می‌دهد چگونه الگوهای بهتری برای یکدیگر باشند. به هر حال جولی فقط ۲۶ سال دارد، و این نشان می‌دهد که کشف نبوغ ذاتی و رسالت شخصی چه تاثیری می‌تواند در زندگی شما و دیگران ایجاد کند.

سیستم هدایت درونی

وظیفۀ روح این است که به آرزوهای خود وفادار باشد. خود را تسلیم شور و شوق اصلی‌تان کنید.        دام ربکا وست، نویسنده

شما با یک سیستم هدایت درونی متولد شده‌اید که از روی میزان شادی و رضایتی که احساس می‌کنید، به شما می‌گوید آیا در جهت شکوفایی نبوغ ذاتی و رسالت شخصی‌تان حرکت می‌کنید یا نه؟ هر آنچه بیشترین شادی را به شما می‌دهد، در راستای رسالت شما قرار دارد.

برای کشف رسالت‌ شخصی‌تان فهرستی از مواقعی که بیشترین شادی و سرزندگی را حس کرده‌اید، تهیه کنید.

عناصر مشترک این تجارب چه هستند؟ این ویژگی‌ها را در قالب یک جمله که بیانگر رسالت شخصی‌تان باشد، بنویسید.

از خود بپرسید که چطور می‌توانید با انجام کارهایی که برایتان فرح‌بخش است، امرار معاش کنید؟

پت ویلیام معاون ارشد تیم جادویی بسکتبال ارلاندو است. او ۳۶ کتاب نوشته و یک سخنران حرفه‌ای است. وقتی از او در مورد بزرگترین راز موفقیتش سوال شد جواب داد: «تا جوان هستید مشخص کنید که از انجام چه کاری بیشترین لذت را می‌برید و آن را دوست دارید، سپس زندگی خود را طبق چگونگی امرار معاش از آن کار برنامه‌ریزی کنید.» برای پت جوان، ورزش بیسبال از همه خاص‌تر بود. وقتی پدرش برای اولین بار او را برای تماشای مسابقه بیسبال در فلادلفیا برد، او عاشق آن بازی شد. پت فهمید دلش می‌خواهد در رشته‌ای ورزشی حرفه‌ای شود. او تمام لحظاتش را به آن بازی اختصاص داد. کارت‌های بیسبال جمع‌آوری کرد، ورزش کرد و موضوعاتی در زمینۀ ورزشی برای روزنامۀ مدرسه نوشت.

پت به مرحله‌ای رسید که در دفتر تیم فیلیس فلادلفیا شغلی برای خود به دست آورد و بعد با اعضای تیم بسکتبال همکاری کرد. وقتی اتحادیۀ ملی بسکتبال امتیاز توسعه تیم را به اورلاندو اهدا کرد، پت آنجا بود و این مبارزه را رهبری می‌کرد. حالا او در ۶۰ سالگی، از ۴۰ سال انجام کاری که عاشقش بود، لذت برده و از هر دقیقۀ آن بهره جسته است.

وقتی در مورد چیزی یا موضوعی که بیشترین شادی را برای شما به ارمغان می‌آورد، اطلاع داشته باشید، سرنخ مهمی برای کشف نبوغ ذاتی و رسالت شخصی خود در اختیار دارید زیرا این دو باهم همسو هستند.

تمرینی برای کشف رسالت شخصی

  1. دو تا از ویژگی‌های منحصر به فرد خود را نام ببرید مثلا خوشبینی و خلاقیت.
  2. وقتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنید، دوست دارید کدام ویژگی‌ها را از جانب آنها دریافت کنید. دو نمونه از آنها را نام ببرید مثلا حمایت کردن و الهام.
  3. همین الان فرض کنید که دنیا کامل است. این دنیا شبیه چیست؟ هرکس چطوری با کسی دیگر ازتباط برقرار می‌کند؟ احساس او شبیه چیست؟ پاسخ خود را در مورد نگرش‌تان به دنیا و احساس‌تان را در مورد آن به صورت جمله‌ی به زمان حال بنویسید که وضعیت نهایی را توصیف کند. به خاطر داشته باشید که دنیای کامل مکانی شاد است.
  4. پاسخ‌های سه سوال بالا را به صورت یک بند با هم ترکیب کنید و به صورت یک جمله درآورید.

این جمله ساختار کلی رسالت شخصی شما را مشخص می‌کند و نشان می‌دهد که نبوغ ذاتی شما در چه زمینه‌ای است و چگونه باید در جهت تحقق رسالت شخصی‌تان به کار گرفته شود.

**************

آیا این مقاله برای شما الهامبخش بود؟

لطفا نظر خود را با ما و سایر دوستان در همین صفحه در میان بگذارید؟


همچنین بخوانید:

رسالت شخصی خود را کشف کنید!

با این نشانه‌ها نبوغ ذاتی خود را شناسایی کنید!





موضوع: موفقیت، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: رسالت شخصی، نبوغ ذاتی، دارما، موسی توماج، زندگی رویایی، طرح زندگی، ماموریت زندگی،

[ جمعه 25 تیر 1395 ] [ 05:27 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

کاری را که دوست دارید انجام دهید!

همیشه انجام کاری که دوست دارم، برایم موضوعی مهم بوده است و برای تعهد به یافتن و انجام آن بهای زیادی را هم پرداخته‌ام. چون همیشه چنین نیست که کاری را که دوست دارید، درآمدی هم داشته باشد و بتوانید از آن طریق امرار معاش کنید. به همین دلیل به کارهای بسیاری که دوست نداشته‌ام نیز پرداخته‌ام. برای یافتن کاری که دوست دارم در طول بیست سال بیش از هفده شغل مختلف را امتحان کرده‌ام.

انجام کاری که دوست دارم شاید پاداشی پنهانتر اما عمیق‌تر برایم به همراه داشته و آن شادی و رضایت درونی بوده است. این کارها برایم معنادارتر بوده و با انجام آنها گویی در طبیعی‌ترین حالت وجودی خودم بوده‌ام. نفس انجام این کار به منزله هدف و نتیجه بود.

اما پرداختن به کاری که دوست داریم و دنبال کردن رویاهایمان چالش‌های خودش را دارد. همان طور که اندرو متیوس در کتاب آخرین راز شاد زیستن نوشته “تعقیب کردن رویاها، تضمینی برای یک زندگی آسان و بی‌دغدغه نیست. کاملا برعکس، وقتی پیرو رویاهای خود می‌شوید دنیا بیشتر از پیش شما را به مبارزه فرامی‌خواند اما از این رهگذر، سفری آغاز می‌شود که به نوبۀ خود به سفری درونی می‌انجامد و آن وقت است که فرصتی برای شکوفا شدن می‌یابید و به حقیقت خویشتن پی می‌برید.” اگر شما در آزمون مداومت در پیگیری علایق و رویاهای خود قبول شوید به مسیر سفر قهرمانانه زندگی خود وارد می‌شوید.

دنیای مدرن در پی یکسان‌سازی انسان‌هاست. آنها می‌خواهند ما یک ماشین مصرف‌کنندۀ قابل پیش‌بینی و رام‌شده باشیم. آنها می‌خواهند تنها معیار خوشبختی و شادی ما قرار گرفتن در لیست مشتریان کالاهای رنگارنگشان باشد. محصولاتی که اکثرا بازیچه‌ای بیش نیستند و هیچ نیاز حقیقی ما را برآورده نمی‌کنند. آنها با به بازی گرفتن احساسات ما و ایجاد معیارهای کاذب اما جذاب خوشبختی ما را در رقابتی ناخواسته وارد می‌کنند تا با سرکوب علایق درونی در پی تبدیل شدن به یک رونوشت از انسان خوشبخت آگهی‌های بازرگانی باشیم.

و بدین ترتیب ما به یک انسان معمولی تبدیل می‌شویم. اما آیا انسان معمولی وجود دارد؟ ژوزف کمبل می‌نویسد:

وقتی مردم درباره یک انسان معمولی صحبت می‌کنند من خیلی ناراحت می‌شوم. چون خودم هیچ وقت یک انسان معمولی ندیده‌ام.

کمبل اعتقاد داشت که هر یک از ما قهرمانی بالقوه هستیم. ما با پیگیری رویاها و علایق خود در مسیر قهرمانی قرار می‌گیریم. آنچه کمبل آن را سیر و سلوک قهرمان می‌نامد. او با ارائه ایده سیر و سلوک قهرمان به مردم یک الگو داد تا بر اساس آن به رویاهایشان دست پیدا کنند. سیر و سلوک قهرمان در تمامی داستان‌های اسطوره‌ای همۀ فرهنگ‌ها و تمدن‌ها وجود دارد.

داستان‌های اسطوره‌ای با معرفی یک انسان معمولی آغاز می‌شوند که یک زندگی معمولی دارد. اما ناگهان اتفاقی در زندگی این انسان رخ می‌دهد که او را به ترک زندگی معمولی و کشف یک هدف بزرگتر در مسیری پرماجرا دعوت می‌کند. فایده اسطوره‌ها این است که توانایی‌های بالقوه زندگی را به انسان نشان می‌دهند. همان‌طور که در کتاب خودنبوغ شناسی نوشته‌ام هر یک از ما دارای قابلیت و استعدادی ویژه هستیم که من آن را نبوغ ذاتی نامیده‌ام. نبوغ ذاتی ما با علایق اصیل ما همسو است و به همین دلیل است که تعهد به انجام کاری که دوست داریم و تعقیب رویاهای حقیقی‌مان اهمیت اساسی در زندگی ما دارد.

کاری که دوست داریم و نبوغ ذاتی‌مان همیشه در انتظار آشکار شدن و شکوفایی است. وقتی متعهدانه در این راه قدم بردارید به مرور زندگی به حمایت شما خواهد شتافت. وقتی کار مورد علاقه‌ات را انجام می‌دهی، دست‌هایی پنهانی به تو کمک می‌کنند. کمبل در این باره می‌نویسد:

این حالت همیشه شگفت‌انگیز است. حتی به خاطر این واقعیت عجیب، من خرافاتی شده‌ام و معتقدم که اگر همیشه کاری را که دوست دارم انجام بدهم در مسیری قرار می‌گیرم که انگار همیشه وجود داشته و منتظر من بوده و من را به سمت زندگی‌ای که شایسته آن هستم هدایت می‌کند. وقتی به این حالت برسی انسان‌هایی را ملاقات می‌کنی که برایت مفید هستند و درهای پیشرفت را به روی تو باز می‌کنند. من می‌گویم کاری را که دوست داری انجام بده و به هیچ عنوان نگران نباش. درهای موفقیت و پیشرفت از جایی که انتظارش را نداری به رویت باز می‌شود. همیشه کاری را انجام دهید که واقعا دوست دارید و قدر زندگی‌تان را به عنوان یک سفر شگفت‌انگیز بدانید.

دوست دارم این مقاله را با یک پرسش و پاسخ جالب در این زمینه به پایان برسانم. کودکی از کریشنا مورتی، متفکر هندی، می‌پرسد:

هرچقدر که من میل داشته باشم مهندس شوم، اگر پدرم مخالفت کند، و کمکی در این زمینه نکند، چگونه می‌توانم رشته مهندسی را دنبال کنم؟

کریشنا مورتی: اگر شما در اشتیاقتان به مهندس شدن، اصرار بورزید، حتی اگر پدرتان شما را از خانه بیرون کند، فکر می‌کنید راهی برای مطالعۀ رشتۀ مهندسی پیدا نخواهید کرد؟ یا گدایی می‌کنید و یا می‌توانید به دوستی مراجعه کنید. زندگی پدیدۀ عجیبی است. به محض آنکه نسبت به آنچه که می‌خواهید انجام دهید شفافیت و تبلور کافی داشته باشید، چیزهایی اتفاق می‌افتد. زندگی به شما کمک خواهد کرد. یک دوست، یک رابطه، یک معلم یا یک مادربزرگ، بالاخره فردی به شما کمک خواهد کرد. اما اگر از سعی و تلاش بترسید، چرا که پدرتان ممکن است شما را از خانه بیرون کند، در آن صورت فردی گم شده خواهید بود. زندگی هرگز به آنهایی که به دلیل ترس، تسلیم خواسته‌ای می‌شوند، کمک نمی‌کند. اما اگر بگویید «این همان چیزی است که من حقیقتا می‌خواهم انجام دهم و تصمیم دارم به هر قیمتی آن را دنبال کنم» در آن صورت درمی‌یابید که چیزی اعجازآمیز اتفاق می‌افتد. البته ممکن است گرسنگی بکشید و برای رسیدن به آن تلاش کنید، اما در عوض موجودی شایسته خواهید بود نه صرفا یک رونویس و اعجاز آن در همین است. اگر جانزنید و محکم بایستید، خواهید دید که چیزی یا کسی به شما کمک خواهد کرد. وقتی شما حقیقتا در راه خود و بر علیه خواستۀ عمومی می‌ایستید یک فرد هستید و زندگی به کمک شما خواهد آمد. اما ما معمولا می‌خواهیم در بازی امن و بی‌خطری شرکت کنیم و به همین دلیل به طرز سالم و بی‌خطری خواهیم مُرد.

***********

آیا این نوشته برای شما الهامبخش بود؟

آیا مصمم به پیگیری علایق و رویاهای خود هستید؟

نظر خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید.


همچنین بخوانید:

با این نشانه‌ها نبوغ ذاتی خود را شناسایی کنید!






موضوع: موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، رشد شخصی،
برچسب ها: کار عاشقانه، علاقه، اشتیاق، ماموریت زندگی، اسطوره شخصی، سایت زندگی رویایی، موسی توماج،

[ یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 ] [ 04:06 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]