گنج کتاب

انگیزشی، موفقیت، رشد شخصی، شادی، سلامتی، مهارتهای زندگی، کارآفرینی و کسب ثروت

فروشگاه سایت زندگی رویایی برای تهیه کتابهای استاد موسی توماج ایری راه اندازی شد

با سلام به مخاطبان عزیز گنج کتاب، فروشگاه سایت زندگی رویایی سابق جهت خرید کتابهای استاد موسی توماج ایری به آدرس زیر راه اندازی شد:






در حال حاضر فقط فروشگاه سایت زندگی رویایی فعالیت دارد.

برای کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل زیر تماس بگیرید

mtoumajiri@gmail.com











موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد اینترنتی، کسب درآمد، موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، خانواده، زناشویی، تربیتی، رشد شخصی، شادی، سلامتی، خودشکوفایی،
برچسب ها: موسی توماج ایری، زندگی رویایی، سایت زندگی رویایی، خودنبوغ شناسی، راه آسان ثروتمند شدن، نبوغ، ثروت،

[ دوشنبه 18 شهریور 1398 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

حکمت ده گانه بزرگترین فروشنده دنیا

مهم نیست امروز کیستید…

هر انسانی می تواند زندگی خود را با حکمتی ده گانه که قدمتی هزار ساله دارد، به شیوه ای مثبت دگرگون کند.

کتاب “بزرگترین فروشنده جهان” نوشته اُگ ماندینو برای اولین بار در سال ۱۹۸۳ منتشر شد و پس از آن بارها تجدید چاپ شده و بیش از پانزده میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. ماندینو اسرار موفقیت را در قالب داستان روایت می کند. کتاب بزرگترین فروشنده جهان شامل ده حکمت باستانی برای دستیابی به موفقیت و ثروت است که آنها را در اینجا مرور می کنیم. این سخنان از زبان اول شخص بیان می شود و قالب عبارات تاکیدی دارد. در صورتیکه این حکمت ها با روح و جانمان یکی شود و دائما آنها را در زندگی روزمره به کار گیریم موفقیت ما هیچ حد و حدودی نخواهد داشت و از هر لحاظ به رشد و غنای بیشتری دست خواهیم یافت.

حکمت اول: امروز عادات خوب و شایسته برای خود پدید خواهم آورد، و برده و غلام حلقه به گوش این عادات خواهم بود.

یگانه تفاوتی که میان افراد شکست خورده و آنانی ک با انواع موفقیت ها روبرو شده اند وجود دارد، در این است که فرق و تفاوتی اساسی میان عاداتشان وجود دارد و بس٫ بنابراین عادات خوب و شایسته، کلید دستیابی به هر موفقیتی است. حال آنکه عادات بد و ناپسند، همانا دری باز و عریض به سوی هرگونه شکست و نومیدی است.

حکمت دوم: با قلبی سرشار  از عشق، به این روز درود می گویم.

عشق بزرگترین راز عالم هستی است و کلیدی برای به دست آوردن موفقیت و پیروزی در هر قلمرویی به شمار می رود. تنها قدرت نامرئی عشق می تواند دریچۀ قلب انسانها را بگشاید.

حکمت سوم: آن قدر پافشاری خواهم کرد تا به موفقیت دست یابم.

من همواره با گام به گام پیش خواهم رفت. و اگر این کار با موفقیت روبرو نشد، باز هم گامی دیگر برخواهم داشت و استواری و پایداری و مداومت لازم را از خود نشان خواهم داد و آن قدر پافشاری خواهم کرد تا به موفقیت دست یابم.

حکمت چهارم: من بزرگترین معجزۀ طبیعتم.

از همان آغاز شکلگیری این کره خاکی، هیچ موجودی درست به مانند ذهن، قلب، چشمان و گوش ها و لبان من وجود نداشته است. با اینکه من یگانه ام اما همه مردان و زنان، برادران و خواهران من اند. من موجودی منحصر به فرد هستم پس من بزرگترین معجزۀ طبیعتم.

حکمت پنجم: میل دارم امروز را به گونه ای زندگی کنم که گویی واپسین روز زندگی ام می باشد.

با فراموش کردن دیروز، حتی به فردا نیز نخواهم اندیشید. به خاطر آنچه که «ممکن است» باشد آنچه را که در لحظه حال «قطعا هست» از دست نخواهم داد. امروز، یگانه چیزی است که در اختیار دارم پس با فریادی از شادمانی به امروز درود می گویم و آن را به تمام و کمال زندگی می کنم.

حکمت ششم: امروز صاحب احساس و عواطفم خواهم بود.

آن کس که به افکار و اندیشه اش اجازه می دهد که بر اعمال و کردارش تاثیر گذارد، موجدی ضعیف است، و آن کسی که اعمال و کردار خود را به گونه ای به کار می اندازد که بر افکار و اندیشه اش مسلط باشد، موجودی توانمند و قدرتمند است.

حکمت هفتم: به دنیا خواهم خندید.

هیچ موجودی غیر ازبشر نمی تواند بخندد. تنها من این امتیاز را دارم که هرگاه اراده کنم می توانم خنده بر لبانم بنشانم. پس از امروز عادت خندیدن را در وجود خویش پرورش خواهم داد. از امروز به دنیا خواهم خندید اما بیش از هر چیز بر خودم خواهم خندید و در دام زیادی جدی گرفتن خود که منجر به کبر و غرور و منیت می شود، نخواهم افتاد.

حکمت هشتم: امروز، صد برابر بر میزانِ ارزش خود خواهم افزود.

من با تقویت دانش و مهارتم از کارهای هنرمندانه و نبوغ ذاتی ام در تمام امور زندگی و در حرفه خویش به بهترین نحو استفاده خواهم کرد. با بهترین استفاده از لحظه حال، همواره تلاش خواهم ورزید که ساعت بعدی زندگی ام را به بهترین ساعت بعدی مبدل کنم.

حکمت نهم: از هم اکنون و فورا اقدام می کنم.

اگر بی درنگ دست به عمل نزنم، تمام رویاها و نقشه ها و برنامه هایم فاقد ارزش و اعتبار خواهد بود پس هم اینک در جهت تحقق رویاهایم وارد عمل می شوم.

حکمت دهم: برای راهنمایی در مسیر حرکت به سوی رویاهایم از خدای بزرگ یاری خواهم خواست.

آه ای خالق و آفریدگار همۀ چیزها! به دادم رس! زیرا امروز، با حالتی برهنه و تنها و بی کس، قدم به جهان هستی قدم خواهم نهاد و بدون دست قدرتمند تو برای هدایت و راهنمایی ام، از مسیر اصلی منحرف و دور خواهم شد. همان مسیری که به سعادت، نیکبختی، موفقیت و کامیابی می رسد!

منبع: سایت زندگی رویایی





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، کسب ثروت و استقلال مالی،
برچسب ها: اگ ماندینو، حکمت دهگانه، بزرگترین فروشنده دنیا، ثروت، میلیونر شدن، ثروت رویایی، زندگی رویایی،

[ چهارشنبه 15 دی 1395 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

همه کاره هیچ کاره‌ام (مشاوره رایگان)

reza

با سلام خدمت آقای توماج و همکاران محترمشان

این جانب کتاب ” خود نبوغ شناسی ” رو خوندم . البته کتاب گفتگو با جک زوفلت و کتاب “المنت” از کن رابینسون را نیز خوانده ام که همه شون در مورد نبوغ داتی است. یک ساله در مورد این موضوع مطالعه می‌کنم فک کنم دیگه منبع فارسی خوبی نداشته باشیم. نبوغ خودمو کشف نکرده‌ام. حداقل اونی که کشف کرده‌ام در موردش مطمئن نیستم. گستردگی علاقه هم دارم. مباحث موفقیت (۱۲ سال مطالعه ناپلئون هیل و …)، اقتصاد،سرمایه گذاری و کار آفرینی (همیشه مطالب اقتصاد کلان رو مطالعه می‌کنم و اقدام به کارآفرینی کرده‌ام اولینش ۱۴ سالگی‌ام بوده، در زمینه سیاست همیشه اخبار رو پیگیری می کنم و بحث راه می اندازم . در اصل همه کاره هیچ کاره‌ام . وسواس کمال گرایی هم دارم.

نهایت مطالعاتم بهم میگه برای موفقیت باید اشتیاق سوزان داشته باشی. چیزی که من پیدا کرده‌ام بهم اشتیاق نمیده ذکر این نکته لازمه که در حال حاضر که اقدام مهمی براش نکرده‌ام. منشا اشتیاق چیست؟ گویا همان نبوغ ذاتی است که بهمون آرامش، رضایت و در عین حال هیجان و معنی زندگی میده. شاید هم منشا اشتیاق هر زمانی چیزی می تونه باشه و در اصل به نظر میاد خودمون باید اشتیاق بیافرینیم (دلایلم اینا هستن : ۱٫ ناپلئون هیل در کتاب مهمش چیزی از نبوغ ذاتی نگفته !!! ۲٫ صفحه ۷۶ از کتاب گفتگو با میلیونر ۵ به نقل از رابرت کالییر: افراد بسیار کمی می دانند که چطور با شدت کافی اشتیاق داشته باشند آنها نمی دانند احساس کردن و بروز آن تمایل چگونه است.). با توجه به دلایل داخل پرانتز اخیر و همچنین نظر ناپلئون در مورد تلقین به خود و اجرای دیدگاهش در مورد پسر کر خود که اشتیاق شنیدن در او ایجا کرده ، به نظر می‌آید شور و اشتیاق ساختنی است نه کشف کردنی. بنده اشتیاق سوزان به کاری رو برابر با داشتن نبوغ ذاتی در آن می‌دانم چون که نبوغ ذاتی طبق فرموده حضرتعالی شور و هیجان داره .

به نظر بنده اینکه نبوغ ذاتی، نتیجه بخش است به این دلیل است که ۱٫ انگیزه و اشتیاق کافی برای پیمودن مسیر موفقیت ۲٫ مداومت کافی در سختی‌ها ۳٫ ادامه راه پس از شکست‌ها ۴٫ خلاقیت و نو آوری را به ارمغان میاره. به نظر بنده اشتیاق سوزان نیز این موارد رو بوجود میاره.

حال سوالم اینست:

اگر ما از قبل در چیزی نبوغ کافی (اشتیاق سوزان) نداشتیم می توانیم با تلقین به خود آنرا در زمینه‌ای دلخواه بوجود بیاریم؟ یا اصلا نبوغ ذاتی با اشتیاق سوزان تفاوت داره که در این مورد باید توضیح دهید چطور جک زوفلت و ناپلئون هیل به این مورد (نبوغ ذاتی ) اشاره نکرده‌اند.

در پایان از طولانی شدن مطلب عذر میخوام. همچنین بخاطر اینکه اعتقاد دارم حضرتعالی در مورد این مباحث صاحب نظر هستید و مطمئنا بیشتر منابع رو مطالعه کرده‌اید سعی کردم خلاصه نظر و سوالم رو مطرح کنم که ممکن است از گویایی حرف بنده کم کرده باشه بخاطر همین عذر مجدد.

پیشاپیش از پاسخگویی شما سپاسگذارم.



موسی توماج

سلام دوست عزیز

ناپلئون هیل یک نویسنده انگیزشی بود و بیشتر مطالبش را از طریق مصاحبه با افراد موفق و مطالعه شخصی تهیه می‌کرد. او به دلیل اشتیاق وافرش به موضوع موفقیت و بویژه موفقیت مالی بیشتر عمرش را به نوشتن و سخنرانی در این زمینه گذراند. با اینکه کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید او در این موضوع یک شاهکار به حساب می‌آید و بر اساس آمار پرفروشترین کتاب کسب و کار در طول تاریخ بوده اما می‌دانیم که حدود ۸۰ سال از انتشار آن می‌گذرد.

دلایل علمی‌یی که از وجود نبوغ ذاتی منحصر به فرد پشتیبانی می‌کند مبتنی بر تحقیقات جدیدی است که درباره رشد مغز و شبکه‌های عصبی انجام شده است و در دو فصل ابتدایی کتاب خودنبوغ‌شناسی توضیح داده شده است. ناپلئون هیل به محدودیت های تحقیقات علمی در مورد مغز آگاه بود، او در صفحه ۲۰۴ کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید می‌نویسد

: « انسان با همۀ علم و اطلاع خود اطلاع چندانی از نیروی ناملموس اندیشه ندارد. انسان دربارۀ شرایط فیزیکی مغز و شبکه پیچیده و ظریف آن اطلاعات ناچیزی در اختیار دارد. اما همین انسان در حال حاضر به عصری وارد می شود که این موضوع برایش از روشنی بیشتری برخوردار گردد. دانشمندان در حال حاضر به شدت دربارۀ مغز مطالعه می کنند و با آنکه هنوز در مراحل ابتدایی مطالعات خود هستند اطلاعات دست اولی دربارۀ طرز کار مغز انسان فراهم آورده اند.»

در حال حاضر این تحقیقات در قالب علوم شناختی که ترکیبی از عصب‌شناسی، فلسفه ذهن، روانشناسی، هوش مصنوعی و نظریه کوانتومی است دنبال می‌شود و نتایج این تحقیقات شاید بتواند پاسخ سخت‌ترین پرسش‌ها در مورد چیستی آگاهی، نحوه شکلگیری آن، رابطه ذهن-بدن و امکان بقای آگاهی پس از مرگ را به همراه داشته باشد.

جک زوفلت نیز یک مربی انگیزشی است که نباید انتظار داشته باشیم از آخرین تحقیقات علمی در زمینه مغز و علوم اعصاب مطلع باشد و آنها را در کارهای خود بکار گیرد. با این حال در همان کتاب که شما نام برده اید در صفحه ۸۲ می گوید: «… همه به شما می گویند قدرتی در درونتان دارید؛ اما کسی نمی‌گوید که کلید روشن کردنش چیست. من داشتم می‌گفتم کلید روشن کردنش، اشتیاق درونی است که این قدرت خدادادی را که من اسمش را “نیروی غالب” گذاشته‌ام، آزاد می کند». پس زوفلت به جای نبوغ ذاتی از اصطلاح “نیروی غالب” استفاده می‌کند. این نیرو برای هر فردی متفاوت است و بر سایر نیروها غلبه دارد یعنی بسیار قویتر از سایر نیروهاست.

نبوغ ذاتی یک موهبت خدادادی است که در فصل دوم کتاب خودنبوغ‌شناسی با عنوان کالبدشناسی نبوغ ذاتی نحوه تکوین آن بر مبنای یافته‌های عصب‌شناختی توضیح داده شده است. نوعی استعداد ویژه که بر سایر استعدادهای شما برتری دارد که ناشی از ساختار ویژۀ شبکه‌های عصبی شماست و از آنجایی که شبکه‌های جدید بسیار به ندرت و به کُندی ایجاد می‌شوند ایجاد یک استعداد جدید، حتی با اشتیاق سوزان و تمرین و ممارست زیاد نیز، غیرممکن به نظر می‌رسد. از طرفی نبوغ ذاتی نیز خود به خود رشد نمی‌کند و شکوفا نمی‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد که در ۹۸% افراد بزرگسال نبوغ ذاتی سرکوب شده و شکوفا نشده است. اما خوشبختانه ساختار شبکه عصبیِ تشکیل دهنده نبوغ ذاتی، تا پایان عمر تقریبا پایدار است و هرگاه که فرد در جهت رشد آن گام بردارد به سرعت شکوفا می‌شود. از طرف دیگر این ساختار طوری است که هرگاه در مسیر نبوغ ذاتی خود گام بردارید با ترشح هورمون‌هایی که منجر به لذت، شادی و شور و شوق می‌شود به شما پاداش می‌دهد. و برعکس در صورت حرکت در جهت خلاف نبوغ ذاتی، با ایجاد دشواری، فشار و استرس سعی دارد شما را به یافتن و پیگیری نبوغ ذاتی خودتان ترغیب کند.

اشتیاق سوزان، احساسی قوی است که شما را برای انجام کاری یا رسیدن به هدفی برمی‌انگیزد اما لزوما همراه با لذت و شادی همراه نیست. اشتیاق را می‌توان ایجاد کرد اما پس از برآورده شدن خواسته‌تان از بین می‌رود اما لذت و شادی ناشی از پیگیری نبوغ ذاتی همیشگی است و ربطی به موفقیت یا شکست ندارد. شما از نفس انجام کار لذت می‌برید، آنچنان در آن غرق می‌شوید که گذر زمان را حس نمی‌کنید و این میزان از لذت و تمرکز معمولا به بیشترین بازدهی و نتایجی خلاقانه و عالی منجر می‌گردد.
متاسفانه شیوه های تربیتی، آموزشی و اخلاق اجتماعی همه مبتنی بر برداشتی بیمارگونه و ضعف‌محور از انسان استوار است و کمتر بر وجوه متعالی انسان و تفاوت‌های فردی توجه شده است. جامعه می‌خواهد انسان‌هایی یکدست، مطیع، عادی و نرمال تربیت کند و نه انسان سالم و خودشکوفا. در صورتیکه همان طور که ژوزف کمبل گفته انسان عادی وجود ندارد. همه ما موجوداتی منحصر به فرد با موهبت و استعدادی ویژه و یکتا هستیم و برای شکوفایی و عرضه آن به دنیا آمده‌ایم.

پیگیری نبوغ ذاتی علاوه بر لذت و شادمانی فوری، به دلیل بکارگیری قویترین استعدادمان، دستیابی به ثروت و استقلال مالی را نیز برای ما راحت‌تر ساخته و با استفاده از آن در جهت تحقق رسالت شخصی‌مان زندگی ما را معنادار و غنی می‌سازد.

به دلیل همان روش‌های غلط تربیتی و آموزشی و گمراه شدن با ارزش‌های کاذب اجتماعی ممکن است بازیابی و کشف نبوغ ذاتی دشوار باشد و به میزان زیادی از خودشناسی و مراقبه درونی نیاز داشته باشد با این حال این تنها راهی است که امکان یک زندگی همراه با شادمانی و معنای حقیقی را برایمان فراهم می‌سازد. از این رو ارزشش را دارد که دشواری‌های این مسیر را به جان بخریم. بدون متجلی ساختن گوهر حقیقی وجودمان، تمام موفقیت‌های دیگر لذت زودگذری بیش نخواهد بود.

با آرزوی شادمانی، خودشناسی و خودشکوفایی بیشتر برای شما

منبع: سایت زندگی رویایی





موضوع: کسب درآمد، موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، تربیتی، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: مشاوره، مشاوره رایگان، زندگی رویایی، نبوغ، نبوغ ذاتی، اشتیاق، موسی توماج،

[ پنجشنبه 4 آذر 1395 ] [ 10:39 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

امیل فیشر: خوش‌شانسی یک ذهن آماده

پدرش تاجر موفقی بود و پس از اتمام تحصیلات متوسطه مجبورش کرد که در حرفه‌ خانوادگی مشغول به کار شود اما او عاشق علوم طبیعی بود. ۱۶۴ سال پیش در نهم اکتبر ۱۸۵۲ (۱۷ مهر ۱۲۳۱) هرمان امیل لوئیس فیشر (Hermann Emil Louis Fischer ) در شهر کوچک اُیسکرچن (Euskirchen) در نزدیکی شهر کلن در آلمان به دنیا آمد. پدرش بعد از پی‌بردن به بی‌استعدادی او در تجارت از سر ناچاری موافقت کرد که دنبال علم برود. فقط دوازده سال بعد از این ماجرا بود که امیل فیشر، که حالا به یک متخصص و شیمیدان درجه یک  بدل شده بود، پیشنهاد حقوق  ۱۰۰۰۰ مارکی (تقریباً معادل ۶۰۰۰۰۰ دلار فعلی) یک کارخانه بزرگ و معتبر محصولات شیمیایی را نپذیرفت و گفت که «آزادی کامل برای پژوهش علمی» از هر چیزی برای او جذاب‌تر و مهم‌تر است.

در  ۱۸۷۵ که تازه دکترای خود را در استراسبورگ  دریافت کرده و دستیار بایر در آزمایشگاه شیمی آلی بود، آزمایش ناقصی  که دانشجویان انجام داده بودند باعث شد که ترکیب شیمیایی فنیل‌هیدرازین را کشف کند. این اولین کشف بزرگ او بود که شانس و تصادف در آن نقش داشت اما اگر تسلط، تیزبینی و شم علمی فوق‌العاده فیشر نبود امکان نداشت چنین کشفی صورت بگیرد. همان‌طور که لویی پاستور گفته «شانس فقط به سراغ ذهن‌های آماده می‌آید». این کشف در تحقیقات بعدی او بسیار موثر واقع شد. با رفتن به دانشگاه مونیخ در نیمه ۱۸۷۵ تحقیق روی هیدرازین‌ها را ادامه داد و با پسرعمویش اتو فیشر به بررسی رنگ‌های روزانیلینی پرداخت که منجر به توضیح ساختمان شیمیایی آنها شد.

ویژگی چشمگیر زندگی او تنهایی و تمرکز خلل‌ناپذیر بر هدفش به‌عنوان یک محقق بود. حساسیت فوق‌العادۀ ذهنی و ادراک برق‌آسا مشخصۀ بارز امیل فیشر بود و با کوچکترین اشاره‌ای عمق مطلب را درمی‌یافت. به‌عنوان یک شیمیدان تجربی همیشه مقید به آزمون تجربی، مشاهدۀ دقیق و استدلال منطقی بود. تکثر عناوین و عمق آثار او مایه شگفتی است. در طول ۴۵ سال ۶۰۰ مقالۀ تجربی شامل یافته‌های جدید ارائه کرد که پس از مرگش در هشت جلد منتشر گردید. امروزه عصارۀ این دستاوردهای شگرف وارد کتاب‌های درسی شیمی آلی و بیوشیمی شده است.

متن کامل این مقاله را با عنوان شیمیدان چای و شیرینی با زندگی تلخ به قلم موسی توماج ایری در شماره مهر ماه مجله دانشمند بخوانید.

منبع: سایت زندگی رویایی





موضوع: موفقیت، تربیتی، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: موسی توماج ایری، امیل فیشر، دانشمند، نبوغ، زندگی رویایی، شیمی، مجله دانشمند،

[ جمعه 28 آبان 1395 ] [ 12:50 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

چگونه بازی با یک بشقاب به دریافت جابزه نوبل منجر شد؟

در حالیکه فقط ۲۷ سال داشت، استادی فیزیک در دانشگاه کورنل را انتخاب کرد. عاشق تدریس بود اما احساس می‌کرد از دورانی که با عشق به فیزیک می‌پرداخت دور شده است. سال‌ها بعد به یکی از دوستانش گفته بود: «در آن دوران از فیزیک بیزار شده بودم ولی قبلا از آن لذت می‌بردم چون با آن بازی می‌کردم. آنچه را دوست داشتم انجام می‌دادم و اهمیتی هم نمی‌دادم که کاری که انجام می‌دهم برای پیشرفت فیزیک هسته‌ای مهم است یا نه؟ تنها بازی با آن برای من جالب بود». احساسی از یاس و ناامیدی داشت که به او می‌گفت دیگر نمی‌تواند کار مهمی را در فیزیک نظری انجام دهد و می‌بایست تغییر و تحولی را در زندگی حرفه‌ای خود به وجود آورد. بنابراین تصمیم گرفت به تدریس، که همچنان دوست داشت، بپردازد و با فیزیک هم همانند دوران جوانی‌اش به‌عنوان فعالیتی سرگرم‌کننده و نه به‌عنوان یک شغل و فقط هرگاه که دلش خواست، بدون آنکه نگران اولویت مقام و غیره باشد، به بازی بپردازد.

بازی با بشقاب چرخان

یک هفته پس از آن تصمیم سرنوشت‌ساز، در کافه‌تریای دانشگاه نشسته بود که ناگهان یکی از دانشجویان برای شوخی جلوی دوستانش ظرف نهارخوری خود را به هوا پرتاب کرد. بشقاب در هوا می‌چرخید و درعین‌حال می‌لرزید. فاینمن دید که لوگوی قرمز دانشگاه کورنل روی بشقاب، می‌چرخد. کار خاصی نداشت، پس محاسبات حرکت بشقاب چرخان را شروع کرد. بلافاصله معادله‌های حرکت بشقاب را نوشت و معادله‌ای به‌دست آورد که به دو نوع حرکت مربوط می‌شد. آنچه به دست آورد اهمیتی نداشت؛ دینامیک چرخش و لرزش سال‌ها پیش شناخته شده بود. برای فاینمن تبدیل حرکت پیچیدۀ بشقاب در حال پرواز به معادلات دیفرانسیل یک سرگرمی محض بود.

او آن روز یکی از همکارانش را دید و به او در مورد نحوۀ حرکت بشقاب و محاسباتش توضیح داد. دوستش پرسید: «خُب تا حدی جالب است ولی چه اهمیتی دارد؟ برای چه چنین محاسباتی انجام دادی؟» فاینمن پاسخ داد: «ها! هیچ اهمیتی ندارد، من فقط به خاطر تفریح و سرگرمی این کار را انجام می‌دهم».

فاینمن مثل یک نویسنده یا هنرمند که از انسداد خلاقیت رهایی می‌یابد، بار دیگر شور و هیجان بازی با فیزیک را بازیافته بود. او به بازی با معادلات لرزش ادامه داد و سپس با تطبیق آن با فیزیک کوانتوم به این نتیجه رسید که چطور می‌توان این موضوع را با فضای چرخشی الکترون و بر اساس فرضیاتی که نظریه نسبیت بیان می‌نمود، تطبیق داد. در ادامه پس از مطالعاتی بیشتر به معادلۀ دیراک در الکترودینامیک کوانتومی رسید و نتیجه این تحقیقات به بازآفرینی نظریه الکترودینامیک کوانتومی (QED) و حل مسائل بغرنج آن منجر شد.

فاینمن می‌نویسد: «بازی با این چیزها راحت و بی‌زحمت و به سادگی بازی کردن کنجکاوانۀ یک کودک با وسایل دور و برش بود. مثل باز کردن درِ یک بطری بود: همه ‌چیز به راحتی پیش می‌رفت و همه چیز به سادگی سر جای خود قرار می‌گرفت. نمودارها و معادلات و در مجموع کل این نتایج و تحقیقات که منجر به دریافت جایزه نوبل برای من شد ناشی از سرگرمی و بازی با همان بشقاب چرخنده و لرزندۀ بی‌اهیت بود».

نسخه کامل این مقاله به قلم مدیر سایت زندگی رویایی را می‌توانید در شماره شهریور مجله دانشمند بخوانید.











منبع: سایت زندگی رویایی





موضوع: موفقیت، تربیتی، رشد شخصی، شادی، خودشکوفایی،
برچسب ها: فاینمن، نبوغ، فیزیکدان، نوبل، کوانتوم، موسی توماج ایری، زندگی رویایی،

[ سه شنبه 11 آبان 1395 ] [ 11:44 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]