گنج کتاب

انگیزشی، موفقیت، رشد شخصی، شادی، سلامتی، مهارتهای زندگی، کارآفرینی و کسب ثروت

فروشگاه سایت زندگی رویایی برای تهیه کتابهای استاد موسی توماج ایری راه اندازی شد

با سلام به مخاطبان عزیز گنج کتاب، فروشگاه سایت زندگی رویایی سابق جهت خرید کتابهای استاد موسی توماج ایری به آدرس زیر راه اندازی شد:






در حال حاضر فقط فروشگاه سایت زندگی رویایی فعالیت دارد.

برای کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل زیر تماس بگیرید

mtoumajiri@gmail.com











موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد اینترنتی، کسب درآمد، موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، خانواده، زناشویی، تربیتی، رشد شخصی، شادی، سلامتی، خودشکوفایی،
برچسب ها: موسی توماج ایری، زندگی رویایی، سایت زندگی رویایی، خودنبوغ شناسی، راه آسان ثروتمند شدن، نبوغ، ثروت،

[ دوشنبه 18 شهریور 1398 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

۷ دلیلی که ثابت می‌کند شما هم می‌توانید ثروتمند شوید

۷ دلیلی که ثابت می‌کند شما هم می‌توانید ثروتمند شوید

اگر تاکنون ثروتمند نشده‌اید و به استقلال و آزادی مالی دلخواه خود دست پیدا نکرده‌اید، ممکن است درباره‌ی ثروتمند شدن دچار برخی افکار و باورهای محدودکننده باشید. بدون تردید نوع باورهای ما در مورد پول، ثروت و ثروتمند شدن، مشخص‌کننده‌ی دستاوردهای مالی ما در زندگی است. اگر بر این باور باشید که برای ثروتمند شدن حتماً باید در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا می‌آمدید یا در رشته‌ی خاصی تحصیل می‌کردید یا بسیار بیشتر از وضعیت فعلی تلاش می‌کردید؛ هر کدام از این باورها ممکن است مانعی بزرگ بر سر راه موفقیت مالی شما باشد. در این مقاله به بررسی دلایلی می‌پردازیم که نشان می‌دهد در صورتی که مصمم، متعهد و مشتاق باشید، شما هم می‌توانید ثروتمند شوید.

  1. همه‌ی ثروتمندان، ثروتمند زاده نشده‌اند

اگر شما در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمده باشید به دو دلیل در موقعیت بهتری از دیگران برای ثروتمند شدن قرار دارید. اول اینکه ممکن است والدین شما مقدار زیادی از ثروت خود را به شما ببخشند و یا به ارث بگذارند و یا برای شروع کسب و کار خودتان با تأمین سرمایه اولیه از شما حمایت کنند. اما دلیل مهم‌تر این است که اگر در خانواده ثروتمند به دنیا آمده باشید احتمالاً با افکار و باورهای مثبت بیشتر و موانع ذهنی کمتری در مورد پول و ثروت بزرگ شده‌اید. این دیدگاه مثبت به ثروت باعث می‌شود که راحت‌تر بتوانید به استقلال و آزادی مالی خود دست یابید. اما ثروتمندزادگان بسیاری نیز بوده‌اند که نه تنها بر ثروت موروثی خود اضافه نکرده‌اند بلکه تمام آن را نیز بر باد داده‌اند، شاید به این دلیل که بادآوره را معمولاً باد راحت‌تر با خود می‌برد. اما فرض من این است که شما نیز مثل خود من، در خانواده‌ی ثروتمند به دنیا نیامده‌اید! در غیر این صورت شاید هیچ انگیزه‌ای برای مطالعه‌ی این مقاله نداشتید. اما آیا من و شما که در خانواده‌های فقیر یا متوسط به دنیا آمده‌ایم، محکوم به یک زندگی مالی فقیرانه یا متوسط هستیم. شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد چنین نیست. اگر خودتان نیز نگاهی به دور و بر خود بکنید افرادی را خواهید یافت که از یک وضعیت فقیرانه و از راه‌های انسانی، مشروع و قانونی خود را به قله‌های ثروت صعود داده‌اند. بنابراین شما هم می‌توانید با الهام از آن‌ها این مسیر را طی کنید و به جایگاهی مشابه دست یابید.

«اغلب اشخاص به خاطر ارث یا برنده شدن در قرعه‌کشی‌های بخت‌آزمایی میلیونر نمی‌شوند، به جای آن از کاری که دوست دارند درآمد خوبی نصیب می‌برند و پس‌انداز و سرمایه‌گذاری می‌کنند.»    توماس جی استنلی و ویلیام دی دانکو از کتاب همسایه میلیونر

  1. ثروتمندان تافته‌ی جدابافته نیستند

برخی از ما فکر می‌کنیم که ثروتمندان انسان‌های خاصی هستند و تصور می‌کنیم که آن‌ها با ساختار ژنتیکی یا خصوصیات خاصی به دنیا آمده‌اند. اما حقیقت این است که ثروتمندان هم آدم‌هایی معمولی هستند. ثروتمندان هم مثل همه افراد ضعف‌ها و قوت‌های خود را دارند. در میان ثروتمندان هم انواع افراد با خلقیات، رفتار و ویژگی‌های متفاوت را می‌توان دید. کسانی که تلاش کرده‌اند خصوصیات مشترکی را در میان ثروتمندان بیابند شاید باعث شکل گرفتن این تصور شده‌اند که آن‌ها تافته‌ای جدابافته هستند اما چنین نیست. ثروتمندان باهوش‌تر از سایرین نیستند یا توانایی‌های عجیب و غریبی ندارند یا خصوصیات اخلاقی متفاوتی ندارند. ثروتمند درستکار داریم و ثروتمند خلافکار. ثروتمند صادق داریم و ثروتمند دروغگو. ثروتمند خسیس داریم و ثروتمند بخشنده. و سایر ویژگی‌هایی که در تمام انسان‌ها می‌تواند وجود داشته باشد. در اصل ثروتمند بودن باعث نمی‌شود که کسی ویژگی روانشناختیِ خاصی پیدا کند. ثروتمند شدن باعث نمی‌شود که یک نفر خسیس شود. چنین فردی وقتی فقیر و بی‌پول بود نیز حتماً خسیس بوده است اما چون آن زمان پولی برای بخشش نداشته، خساست او به چشم نمی‌آمده اما حالا که ثروتمند شده، خساست او راحت‌تر به چشم می‌آید. از طرف دیگر چون ثروت به آدم قدرت می‌دهد باعث می‌شود که ویژگی‌های او افشا شود. مثلاً اگر فردی بی‌پول دارای ویژگی سلطه‌گری و بهره‌کشی باشد، کسی به این ویژگی او پی نمی‌برد اما وقتی که ثروتمند شد این ویژگی او آشکار می‌شود. نتیجه اینکه ثروت کسی را خوب یا بد نمی‌کند بلکه ثروت و قدرت ناشی از آن فقط ذات آدم‌ها را آشکار می‌کند. بنابراین ثروتمندان هیچ تفاوتی با من و شما ندارند که آن‌ها را مستحق این ثروت و شما را از آن محروم کند. هر کسی که بخواهد ثروتمند شود و حاضر باشد متعهدانه مسیر دستیابی به آن را طی کند، در جمع ثروتمندان قرار خواهد گرفت.

  1. ثروتمند شدن به تحصیلات ربطی ندارد

بعضی از ما فکر می‌کنیم که برای ثروتمند شدن حتماً باید تحصیلات بالایی داشته باشیم. اما تحصیلات به خودی خود کسی را ثروتمند نمی‌کند. حتی ممکن است که تحصیلات مانعی هم برای ثروتمند شدن به حساب بیاید چون مهارت و دانشی که برای ثروتمند شدن لازم است چیزی نیست که لزوماً در دانشگاه‌ها تدریس شود. شاید به همین دلیل است که رابرت کیوساکی، نویسنده کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول، می‌گوید که «شاگردان ممتاز برای شاگردان ضعیف کار می‌کنند و شاگردان متوسط برای دولت کار می‌کنند.» این حقیقت را شخصاً تجربه کرده‌ام. من به عنوان مهندس صنایع غذایی در کارخانه‌های مختلفی کار کردم که در میان صاحبان آن‌ها که ثروت میلیاردی داشتند بالاترین مدرک تحصیلی، سوم راهنمایی بود. بنابراین نداشتن تحصیلات و مدرک تحصیلی هیچ توجیهی برای ثروتمند نشدن نمی‌تواند باشد. بیشتر بیکاران جامعه ما دارای تحصیلات عالی یعنی فوق لیسانس و دکتری هستند اما نه تنها ثروتمند نیستند بلکه هیچ درآمدی نیز ندارند. البته باید توجه داشت که در این مورد نیز، باز هم خود این تحصیلات دانشگاهی نیست که مانع ثروتمند شدن است بلکه توقع صرف از مدرک دانشگاهی برای ثروتمند شدن است که مانع به حساب می‌آید. تحصیلات می‌تواند ابزاری قوی برای ثروتمند شدن باشد. همه چیز به این برمی‌گردد که چگونه به آن نگاه کرده و به چه نحوی از آن استفاده کنیم. البته در عصری که اطلاعات در دسترس همگان قرار دارد شاید باید در نگاه کلی به تحصیلات و تعریف آن بازنگری کنیم. ناپلئون هیل، نویسنده‌ی کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید، تعریف جالبی از انسان تحصیل کرده دارد که می‌تواند راهگشا باشد.

«انسانِ تحصیل کرده لزوماً کسی نیست که دانش عمومی و تخصصی زیادی داشته باشد. انسان تحصیل کرده کسی است که ذهنش را آن چنان وسعت بخشیده است که به کمک آن می‌تواند بدون زیر پا گذاشتن حقوق دیگران، به آنچه می‌خواهد، دست یابد.»

  1. ثروتمند شدن به سن و سال بستگی ندارد

ممکن است که خیلی از ما فکر کنیم که برای ثروتمند شدن هنوز خیلی جوان یا خیلی پیر هستیم. درست است که برخی روش‌های ثروتمند شدن مثل پس‌انداز کردن نیازمند سپری شدن سال‌های طولانی است اما همچنان روش‌های بسیاری برای ثروتمند شدن هست که چه در بیست سالگی و چه در شصت سالگی با استفاده از آن‌ها در طول چند سال می‌توانید به ثروت بالایی دست پیدا کنید. با نگاهی به اطراف خود می‌توانید مثال‌هایی از ثروتمندان جوان، میان‌سال و پیر را ببینید. با اینکه سن و سال تعیین کننده نیست هر چه زودتر تصمیم به ثروتمند شدن بگیرید، بهتر است. هر چه زودتر شروع کنید مسیرهای رسیدن به قله‌های ثروت و توانگری را زودتر خواهد پیمود و فرصت بیشتری برای صعود به قله‌های بلندتر و زمان بیشتری برای برخورداری و لذت بردن از ثروت خود خواهید داشت.

  1. ثروتمند شدن به محل زندگی ربطی ندارد

منظور من این نیست که میزان رونق اقتصادی و فرصت‌ها و امکانات محلی که در آن زندگی می‌کنیم در ثروتمند شدن بی‌تأثیر است بلکه منظور این است که این شرایط یک مانع غیرقابل عبور نیست. شما در هر محل و شرایطی که باشید در اطراف خود هم آدم‌هایی فقیر می‌بینید و هم آدم‌هایی ثروتمند. حتی در محروم‌ترین مناطق ایران، پتانسیل‌های بسیاری برای کسب درآمد و ثروتمند شدن وجود دارد. اما اگر بر این باور باشیم که «اینجا منطقه‌ی محرومی است و هیچ فرصت و امکان برای ثروتمند شدن نیست» قطعاً قادر نخواهیم بود فرصت‌های موجود را ببینیم و از آن‌ها استفاده کنیم. در هر جا که زندگی می‌کنید به این فکر کنید که چه چیزی در منطقه شما به وفور یافت می‌شود و چه چیزی کمیاب است. یکی از ساده‌ترین و بدیهی‌ترین راه‌های کسب درآمد برای شما خرید و فروش همین چیزهاست. اگر به دقت نگاه کنید در همان محل زندگی خود فرصت‌های بی‌نظیری برای کسب ثروت خواهید یافت. از طرف دیگر با وجود اینترنت، دسترسی به مشتری در هر نقطه‌ای از کره زمین به طور بالقوه فراهم است. ببینید که از همان محل زندگی خود چه نوع کسب و کار اینترنتی را می‌توانید ایجاد نمایید. حتی اگر وسط کویر هم باشید، فرصت‌های خوبی برای کسب درامد دارید مثلاً می‌توانید وبلاگی درست کنید و با تبلیغ جاذبه‌های منطقه خود، با دعوت توریست‌های طبیعت به محل خود کسب درآمد کنید.

«دنیا محل وفور و فراوانی است که در آن تکنولوژی در حکم موتوری بوده است که بیشترین فایده را به بیشترین تعداد مردم ارزانی داشته است.  پل زین پیلرز

  1. ثروتمند شدن به جان کندن مربوط نیست

برخی فکر می‌کنند که ثروتمند شدن نیازمند تحمل سختی‌ها و دشواری‌های بسیاری است اما حقیقت این است که سختی ثروتمند شدن بیشتر از سختی زندگی فقیرانه یا متوسط نیست. از طرف دیگر طبیعی است که هر چیزی بهایی دارد و برای صعود به قله‌های بالاتر باید انرژی‌، شهامت و تعهد بیشتری داشته باشید.

« برای اغلب مردم شکست شیوه‌ای از زندگی شده است. شکست عادتی است که رها شدن از آن دشوار است: فضای اجتماعی ما انتظارات بزرگ به ما داده، اما شرطی شدن اجتماعی روحیه‌ی ما را تضعیف کرده است. چرخه معیوبی ایجاد شده است. برای اینکه موفق شویم باید بدانیم که موفقیت هرگز دشوارتر از شکست خوردن نیست، بلکه روشی برای برنامه‌ریزی ذهنی است.»  مارک فیشر و مارک آلن در کتاب چگونه مانند میلیاردرها فکر کنیم

اگر ثروتمند باشید و به آزادی مالی برسید می‌توانید کنترل زمان خود را در اختیار داشته باشید و با سبک دلخواه خود زندگی کنید اما اگر ثروتمند نباشید احتمال زیادی وجود دارد که تمام عمر را محکوم به جان کندن باشید. تحمیل اختیاری دشواری‌های مسیر ثروتمند شدن بر خویشتن، بسیار راحت‌تر از تحمل سختی‌هایی است که فقر و ضعف مالی بر ما تحمیل می‌کند.

  1. برای ثروتمند شدن لزوماً به سرمایه اولیه نیاز ندارید

عدم وجود سرمایه‌ی اولیه، توجیه افراد زیادی برای عدم اقدام در جهت دستیابی به درآمد بیشتر و ثروتمند شدن است. اولاً همه‌ی کسب و کارها برای شروع نیاز به سرمایه زیاد ندارد و از طرف دیگر اگر برای ثروتمند شدن مصمم باشید حتماً می‌توانید سرمایه مورد نیاز را تأمین کنید. همه چیز به میزان اشتیاق و تعهد شما به ثروتمند شدن برمی‌گردد. در صورتی که دارای چنین عزم جزم و اشتیاق سوزانی برای صعود به قله‌های ثروت و توانگری باشید، حتماً راهی برای جور کردن سرمایه مورد  نیاز خواهید یافت. شاید وام بگیرید، سرمایه گذار پیدا کنید یا اطرافیان خود قرض کنید. شاید هم مناسب باشد که کار را در اندازه‌ی بسیار کوچک‌تر که متناسب است، شروع کنید و به مرور آن را توسعه دهید.

تصمیم قاطع برای ثروتمند شدن

اگر با تمام وجود برای صعود به قله ثروت مصمم باشید، هیچ مانعی نخواهد توانست شما را متوقف کند. همه چیز به میزان اشتیاق و تعهد شما به ثروتمند شدن برمی‌گردد. اگر چنین اشتیاق و عزمی در خود نمی‌بینید ممکن است ناشی از یکی از باورهای محدودکننده‌ای باشد که در این مقاله آن‌ها را بررسی کردیم. اگر از وضع مالی خود راضی نیستید شاید ترموستات مالی شما در درجه‌ی پایینی تنظیم شده است و لازم باشد که با بازنگری باورهای خود آن را برای یک زندگی ثروتمندانه تنظیم کنید. تصور کنید که اگر به ثروت دلخواه خود دست پیدا می‌کردید زندگی شما چه تغییری می‌کرد؟ خودتان، خانه، ماشین، امکانات، تفریحات و روابطتان چگونه بود؟ یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای دستیابی به این زندگی رؤیایی این است که از هم اکنون تصور کنید که رؤیاهای شما محقق شده است و از همین لحظه با افکار، احساسات و رفتارهای آن موقع، زندگی کنید. شاید این پیشنهاد خنده‌دار و حتی مسخره به نظر برسد اما این حقیقت دارد که حتی تظاهر به موفقیت شما را موفق می‌کند. تنها در صورتی ثروتمند خواهید شد که بتوانید در ذهنتان خودتان را آدمی ثروتمند ببینید و یقین داشته باشید که ثروتمند خواهید شد. تظاهر به ثروتمند بودن این باور را در ضمیر ناخودآگاه شما تثبیت کرده و برای غلبه بر موانع  مسیر صعود به قله ثروت و توانگری شما را یاری می‌کند.

«اگر شما اطمینانی مطلق که ناشی از ایمان قوی است در خود به وجود آورید، در آن صورت واقعاً قادر به انجام هر کاری خواهید بود، ولو اینکه دیگران به غیرممکن بودن آن ایمان داشته باشند.»  آنتونی رابینز

نوشته شده توسط موسی توماج ایری برای چطور

منبع: زندگی رویایی





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، کسب ثروت و استقلال مالی،
برچسب ها: ثروت، کسب ثروت، ثروتمند شدن، رشد مالی، ثروتمندان، پول، پولدارها،

[ یکشنبه 12 شهریور 1396 ] [ 04:25 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

چطور با انجام کاری که دوست داریم، کسب درآمد کنیم؟

این رویای آدم های بسیاری است که از راه‌ کار مورد علاقه‌شان بتوانند کسب درآمد کنند اما نداشتن دانش کافی، موانع ذهنی و ترس‌ها باعث می‌شود که نتوانند این هدف را عملی کنند. خودم نیز سال‌ها یکی از این افراد بودم. از سنین دبیرستان به علاقه‌ام به مباحث رشد شخصی و خودشکوفایی پی بردم و از آن زمان همواره در این زمینه به مطالعه پرداخته‌ام. عاشق نویسندگی و سخنرانی در این زمینه بودم اما به دلایلی که در مقاله‌ی چرا دنبال کار و شغلی که دوست داریم، نمی‌رویم؟ توضیح داده‌ام همیشه از این که به طور حرفه‌ای وارد این کار شوم و از این طریق کسب درآمد کنم، رویگردان بودم.  آیا کاری هست که با تمام وجود به آن علاقه داشته باشید و بیشترین لذت و شادی را برایتان به ارمغان می‌آورد؟ آیا هم اکنون از طریق این کار کسب درآمد می‌کنید یا به ‌عنوان تفریح و سرگرمی آن را انجام می‌دهید؟ اگر در قبال تفریحتان به شما پول زیادی پرداخت شود، آیا باز هم کار فعلی‌تان را ادامه خواهید داد؟ کدام راه برای کسب درآمد آسان‌تر است؟ هر کاری ممکن است مشکلات و سختی های خودش را داشته باشد اما اگر عشق،  لذت و اشتیاق شدید انگیزه انجام کارتان باشد بازهم فشارها و مشکلات مسیر همان تأثیر مخرب و شکننده را بر شما خواهند داشت که یک کارِ از روی اجبار دارد؟ در این مقاله به تشریح شش گامی می‌پردازم که ما را قادر می‌سازد تا با انجام کاری که دوست داریم کسب درآمد کنیم. این گام‌ها به من کمک کرد بتوانم از طریق کار عاشقانه‌ام یعنی سخنرانی و نویسندگی انگیزشی کسب درآمد کنم و در نهایت آن را به شغل اصلی‌ و تمام وقتم بدل کنم، پس حتما برای شما هم می‌تواند مفید و موثر باشد.

گام اول: کاری را که دوست دارید مشخص کنید

تشخیص اینکه واقعاً به چه چیزی علاقه دارید گام اول و بسیار اساسی است. هیچ تست و آزمون روان‌شناختی قادر نیست به‌ اندازه تجارب شخصی، الهام و شهود قلبی‌تان شما را در تشخیص آن کمک کند. باید به درون خود رجوع کنید و علاقه و اشتیاق اصیل خود را بیابید. این کاری است که نسبت به انجام آن شور و اشتیاق زیادی دارید و برایتان لذت‌بخش و سرگرم کننده است. وقتی کاری را انجام می‌دهید که به آن عشق می‌ورزید و متعهد به کسب درآمد از آن طریق می‌شوید، دیگر فقط کار نمی‌کنید. دیگر صبح‌ها به‌ زور از خواب بیدار نخواهید شد بلکه به سبکی یک پر بیدار خواهید شد. از کشف آنچه یک روز دیگر برایتان خواهد داشت به هیجان خواهید آمد. جریان انرژی خلاق و سرور درونی در تمام طول روز با شما خواهد بود. حالا شما از انجام چه کار یا فعالیتی لذت می‌برید؟

  • چه کاری شما را به هیجان می‌آورد؟
  • از انجام چه کاری در اوقات فراغت خود لذت می‌برید؟
  • چه کاری شما را به وجد می‌آورد؟
  • آیا چیزی هست که شما را چون یک کودک به هیجان آورد؟
  • به‌عنوان یک بزرگ‌سال باید ببینیم که در کودکی بیش از همه به چه بازی‌هایی علاقه داشتیم و در حال حاضر چه بازی و تفریحی بیش از همه برای ما لذت‌بخش، هیجان‌انگیز و معنادار است؟

اگر هنوز پاسخ را نیافته‌اید فرض کنید که در یک قرعه‌کشی مبلغ بسیار زیادی پول برنده‌ شده‌اید که تا آخر عمر شما تمام نمی‌شود. در این صورت چطور زندگی می‌کردید و چه کاری انجام می‌دادید؟ بسیاری می‌گویند:«به دور دنیا سفر می‌کردم. در جزایر قناری به استراحت می‌پرداختم و از این قبیل.» منظور این است که بعد از مسافرت و کسب لذات دیگر چکار می‌کردید؟ اگر بتوانید خود را در آن شرایط تصور کنید حتماً قادر به تشخیص علاقه و اشتیاقتان خواهید بود.

اکثر آدم‌ها فعالیت‌های مورد علاقه خود را به‌عنوان تفریح و سرگرمی نگاه می‌کنند؛ اما فکر نمی‌کنند که چرا نباید از همان راه کسب درآمد هم بکنند؟ اشتباه است اگر فکر کنیم که چون از چیزی لذت می‌بریم نباید از آن طریق امرارمعاش کنیم. شاید فکر کنید که در آن زمینه زیاد نمی‌دانید یا حرفه‌ای نیستید. این اصلاً مهم نیست. با توجه به علاقه‌ای که در شما وجود دارد مهارت و دانش لازم را می‌توانید به سهولت و سرعت یاد بگیرید.

«انسان‌های موفق تحت تأثیر شور و اشتیاق قلبی خود هستند. آنها چه در هنر و چه در کسب‌وکار آدم‌های رمانتیک و احساسی هستند. تحت تأثیر عشق به کارشان نیرو می‌گیرند و دست ‌به ‌کار می‌شوند. می‌خواهند کار جدید، مهم و ماندگاری انجام دهند. موفق‌ها رویایشان را در قلبشان حفظ می‌کنند و برای دستیابی به آن از هیچ اقدامی فروگذار نمی‌کنند.»   مایک ویکت

گام دوم: داستان زندگی و کار رویایی خود را بنویسید

«ظرفیت ما برای کسب ثروت و موفقیت، محدودیتی ندارد به شرط اینکه جرات کرده و رویاهای بزرگ داشته باشیم.»       مری کی

رویاهای بزرگ سوخت موتور احساسات و اشتیاق ما هستند. آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که «زندگی رویایی» شما چگونه می‌توانست باشد؟ لطفاً همین الآن چند ثانیه به این موضوع فکر کنید. لحظه‌ای زندگی رویایی خود را تصور کنید. این شاید اولین و مهم‌ترین قدم در راه تحقق زندگی رویایی‌تان باشد. هیچ تغییر مثبتی در زندگی ما خودبه‌خود اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه ما بخواهیم که اتفاق بیفتد. برای دستیابی به زندگی دلخواهمان باید بدانیم که این زندگی چگونه خواهد بود. ما معمولاً در میان انبوه اشتغالات روزمره فرصتی برای اندیشه دربارۀ دورنما و اهداف اصلی زندگی خود نداریم. تا وقتی که آگاهانه به زندگی رویایی خود نیندیشیم و تصوری از آن نداشته باشیم هرگز امکان تحقق آن وجود نخواهد داشت. پس باید هرچه زودتر با خود خلوت کنیم و به هر آنچه از زندگی می‌خواهیم بیندیشیم.

قسمت مهمی از داستان زندگی رویایی شما را کاری را که دوست دارید، تشکیل می‌دهد. از مهندسی معکوس استفاده کنید. فرض کنید از انجام کاری که برای شما راحت، آسان و لذتبخش است به ثروتی رویایی دست یافته‌اید. در این صورت چه احساسی خواهید داشت؟ روز خود را چطور سپری خواهید کرد؟ دوستان شما چه کسانی خواهند بود؟ به چه میزان درآمد دست خواهید یافت؟ وقتی شرایط کار رویایی خود را با تمام جزئیات مشخص کنید و دائما به آن بیندیشید، احساس کنید و در عمل با این احساسات زندگی کنید، قدرت‌های درونی زیادی را برای دستیابی به آن بیدار می‌کنید و تحقق هدف را برای خود راحت‌تر و لذتبخش‌تر می‌سازید.

گام سوم: دانش و مهارت لازم را بیاموزید

حالا شما می‌دانید به چه کار یا فعالیتی علاقه دارید. ممکن است شما قبلاً تا حدودی در آن زمینه فعالیت کرده و مقداری دانش و مهارت در آن زمینه داشته باشید. کسب دانش و مهارت در زمینه کارمان یکی از مهم‌ترین عوامل برای کسب درآمد بالا است. میزان درآمد ما نسبت مستقیمی باکیفیت محصول و خدماتمان دارد. برای ارائه محصول یا خدمتی باکیفیت باید در آن زمینه تخصص و مهارت بالایی داشته باشیم. علاقه و استعداد به معنی تخصص و مهارت در آن زمینه نیست. برعکس علاقه و استعداد، تخصص امری اکتسابی است. ما متخصص به دنیا نمی‌آییم و باید دانش و تخصص لازم در هر زمینه‌ای را کسب کنیم و فرابگیریم. هرچند با داشتن علاقه و استعداد، کسب دانش و مهارت با سهولت، لذت و سرعت بیشتری انجام خواهد شد. روش‌ها و امکانات و منابع مختلفی برای افزایش دانش و مهارت و کسب تخصص وجود دارد.  پیشنهادهای زیر می‌تواند مفید باشد.

  • خودآموزی کنید
  • به کتاب‌ها مراجعه کنید
  • از اینترنت بهره ببرید
  • در دوره آموزشی شرکت کنید
  • از کارگاه‌های آموزشی استفاده کنید
  • کارآموزی کنید
  • همیشه در حال یادگیری باشید

گام چهارم:یک سیستم درآمدزایی موفق پیدا کنید

حالا شما اطلاعات و مهارت روزافزونی در رشته مورد علاقه خود دارید اما آیا داشتن تخصص و مهارت برای درآمدزایی کافی است؟ بدیهی است که چنین نیست. افراد متخصص بسیاری با حقوق ثابت و ناچیز برای کارفرمایانی که خیلی دانش و مهارت کمتری از خودشان دارند، مشغول کار هستند. رابرت کیوساکی نویسنده کتاب «پدر پولدار پدر بی پول» جمله جالبی دارد. او گفته:

«دانش‌آموزان زرنگ برای دانش‌آموزان تنبل کار می‌کنند و دانش‌آموزان متوسط برای دولت کار می‌کنند.»

پس صرف هوش، دانش و مهارت زیاد برای کسب درآمد بالا و ثروتمند شدن کافی نیست. آنچه ما نیاز داریم یک سیستم درآمدزایی است که امتحانش را داده و تضمین شده باشد. در هر رشته و در هر کاری بدون یک سیستم درآمدزایی مناسب نمی‌توان به سود بالا و مداوم دست‌ یافت. خوشبختانه تقریباً هر زمینه کاری و هر فعالیتی که شما مایل به فعالیت باشید قبلاً توسط دیگران انجام شده است. این خبر خوبی است به دلیل اینکه نیازی نیست همه ‌چیز را از ابتدا با آزمون ‌و خطا یاد بگیرید. این مسیر از قبل طی شده و این کار انجام شده است. تنها کاری که لازم است بکنید این است که به دنبال اطلاعاتی بگردید تا به شما کمک کند که همان کار را انجام دهید. باب برگ در کتاب «اصول موفقیت» سیستم را چنین تعریف می‌کند:

«روند قابل پیش‌بینی دستیابی به یک هدف بر مبنای یک مجموعۀ منطقی و مشخص از اصول راهنمای عملی.»

سیستم قدرت پیش‌بینی به شما می‌دهد و اگر سیستم را مو به مو اجرا کنید شما را دقیقاً به هدف می‌رساند. مایکل گربر در کتاب «افسانه کارآفرینی» درباره قدرت یک سیستم می‌نویسد:

«سیستم‌ها به افراد عادی امکان می‌دهند که به نحوی قابل پیش‌بینی به نتایج فوق‌العاده برسند. هر چند که بدون یک سیستم، برای افراد فوق‌العاده هم سخت است که به نحوی قابل پیش‌بینی به نتایج عادی برسند.»

گام پنجم: اجرای فوری سیستم درآمدزایی

وقتی سیستمی را یافتید که برای کار شما جواب می‌دهد، ضروری است که آن را به‌کار بگیرید و فوراً هم این کار بکنید. هیچ زمان مناسبی برای «شروع کردن» وجود ندارد. زمان مناسب هم اکنون است. پس وقت را تلف نکنید. اطلاعات، مهارت و سیستم را فوری به‌کار بگیرید. افراد موفق همین حالا انجامش می‌دهند چون می‌دانند که در غیر این صورت ممکن است قربانی «قانون تضعیف تصمیم» شوند که می‌گوید:

«هرچقدر برای انجام کاری که می‌دانید همین الآن باید انجامش دهید بیشتر صبر کنید، احتمالش بیشتر می‌شود که اصلاً هیچ‌وقت آن را انجام ندهید.»

نگران ناقص و بد انجام دادن کار نباشید. این توصیه زیگ زیگلر، نویسنده و سخنران ممتاز، را جدی بگیرید:

«هر چیزی که ارزش انجام شدن دارد، ارزش دارد که بد انجام شود تا اینکه یاد بگیرید چطور آن را خوب انجام دهید.»

منظور این نیست که کاری را به ‌عمد بد انجام دهیم بلکه غرض این است که مسئله اصلی عمل کردن است، عالی بودن به ‌موقع خودش حاصل می‌شود.

«منتظر نشوید، هیچ‌وقت «سرِ وقتش» نمی‌شود. از هر جا که ایستاده‌اید شروع کنید و با هر ابزاری که در اختیارتان است مشغول شوید. همین‌طور که پیش می‌روید ابزارهای بهتری پیدا خواهد شد.»                ناپلئون هیل

گام ششم: از دست کشیدن دست بکشید

«چیزی در دنیا جای مداومت و پشتکار را نمی‌گیرد. استعداد جای مداومت را پر نمی‌کند. دنیا پر از انسان‌های بااستعداد شکست‌خورده است. نبوغ جای مداومت را نمی‌گیرد. بسیاری از نوابغ شکست می‌خورند. تحصیلات جای مداومت را پر نمی‌کند. دنیا پر از ناکام‌های تحصیل‌کرده است. مداومت و عزم و اراده از هر عاملی قدرتمندتر هستند.»   توماس واتسون، مؤسس آی.بی.ام

حالا شما کاری را که به آن علاقه و اشتیاق دارید می‌شناسید و در آن زمینه اطلاعات و مهارت و یک سیستم و یک نقشه حرکت در دست دارید و مشتاق هستید که همین حالا، همین امروز، شروع کنید. حالا اگر در طول مسیر زمین خوردید، چه می‌شود؟ و ضمناً می‌دانید که حتماً زمین خواهید خورد. اینجا، جایی است که برای بسیاری کار تمام می‌شود. آنها با اولین شکست کار را رها می‌کنند و دیگر ادامه نمی‌دهند. مشکلات فرصت‌هایی هستند که باعث می‌شوند به موارد بهتری برسیم. آنها موانعی بر سر راهمان هستند تا تجارب بیشتری کسب کنیم و در کارمان پخته‌تر شویم.

پشتکار و مداومت تمایز واقعی افراد موفق از افراد شکست خورده است. ناپلئون هیل یک فصل از کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» را به «مداومت» اختصاص داده است. او می‌نویسد:

«هیچ کیفیتی به‌اندازه مداومت و پایداری کارساز نیست. وقتی دربارۀ پیامبران، فیلسوفان، اعجازگران و رهبران مذهبی بررسی می‌کنیم بدون استثنا به این نتیجه می‌رسیم که مداومت، تمرکز و تصمیم قطعی و هدف مشخص منابع اصلی موفقیت آنها بوده است.»

هر چه طولانی‌تر و بیشتر مقاومت کنیم احتمال موفقیت ما بیشتر می‌شود. بسیاری از مردم وقتی که تنها چند قدم تا موفقیت فاصله‌دارند دست از تلاش می‌کشند و تسلیم می‌شوند. قبل از موفقیت باید مشکلات موقتی را بپذیریم، تا از آنها بیاموزیم و بر آنها غلبه کنیم.

«دنیا گرد است، جایی که ممکن است به نظر آخر راه برسد می‌تواند آغاز راه باشد.»   ایری بیکر پریست

گاه متوجه نیستیم که بزرگ‌ترین موفقیت‌ها و دستاوردها بسیار به ما نزدیک‌تر از آن‌اند که تصور می‌کنیم و تنها یک گام با ما فاصله‌دارند. پس این گام را بردارید. انفعال و تسلیم شدن ما را از دستیابی به اهدافمان بازمی‌دارد. «باید از دست کشیدن دست بکشیم» و علیرغم همه مشکلات به راهمان ادامه دهیم و جز با در آغوش گرفتن هدف متوقف نشویم.

«برای محقق ساختن زندگی رویایی خود چه چیزهایی را حاضر هستید فدا کنید یا چه چیزهایی را تحمل‌کنید؟ مهم نیست رویای شما چقدر راحت به سویتان می‌آید، در هر حال شما باید چیزهایی را قربانی کنید تا به آن دست ‌یابید. اگر اولویت اول را به رویای خود نداده و برای آن وقت کافی نگذارید، هرگز محقق نخواهد شد.»      باب پراکتور

نوشته شده توسط موسی توماج ایری برای چطور

منبع: زندگی رویایی





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، کسب ثروت و استقلال مالی،
برچسب ها: پول، ثروت، علاقه، استعداد، علاقه شغلی، درآمد آسان، ثروتمند شدن،

[ سه شنبه 7 شهریور 1396 ] [ 12:41 ق.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

ترموستات مالی چیست و چگونه سرنوشت مالی شما را تعیین می‌کند؟

موستات مالی چیست و چگونه سرنوشت مالی شما را تعیین می‌کند؟

آیا همه آرزوی داشتن پول و ثروت زیاد را دارند؟ در ظاهر شاید چنین باشد اما پول و ثروت موضوعی است که همه‌ی ما احساسات قدرتمندی در مورد آن داریم. همه ما باورهای ناخودآگاه در مورد پول، کار، روش به‌دست آوردن پول، ثروت و ثروتمندان داریم که برای شرایط مالی ما تعیین‌کننده است. برخی باورهای و تکیه‌کلام‌های معمول دراین‌باره عبارت‌اند از:

پول چرک کف دسته

پول که علف خرس نیست

پول که از آسمان نمی‌باره

وسعم نمی‌رسه

پول مهم نیست

من به پول اهمیتی نمی‌دم

پولش‌رو ندارم

پول منشأ همه فسادها است

پول همه‌چیز نیست

پول باعث انحراف آدم‌ها میشه

پول باعث میشه آدما عوض بشن

پول زیاد دردسر زیادی هم داره

فقط پول پول میاره

پول مهم نیست

پول مسئولیت میاره

پول خوشبختی نمیاره

پولدارها خسیسن

ثروتمندان بی‌رحم هستند

همه زندگی ثروتمندان در پول خلاصه میشه

ثروتمندان کلاهبردارن

ثروتمندان سطحی هستند

ثروتمندان پول پرستند

و …

ما از کودکی این جملات را بارها و بارها از والدین و اطرافیان خود شنیده‌ایم. ذهن یک کودک مثل یک اسفنج آنچه را می شنود و می‌بیند جذب کرده و به‌مرور این دریافت‌ها به باورهای ناخودآگاه فرد در بزرگ‌سالی تبدیل می‌شوند. به همین دلیل است که افراد علاوه بر خصوصیات ژنتیکی، باورهای والدین خود را نیز به ارث می‌برند و اکثر افراد تا آخر عمر با این باورهای ناخودآگاه زندگی می‌کنند. در این صورت زندگی آنها تفاوت چندانی با والدینشان نخواهد داشت چون این باورهای ماست که زندگی‌مان را می‌سازد.

سناریوی مالی

مجموعه باورهای شما در مورد پول، کار، ثروت، ثروتمندان و تمام عقاید مرتبط با مسائل مالی را سناریوی مالی می‌نامیم. این داستان بدون مشارکت شما و حتی بدون اجازه شما در عمیق‌ترین بخش وجود شما یعنی در ضمیر ناخودآگاهتان لانه کرده است. ثبت این سناریو از اولین سال‌های کودکی با اطلاعاتی که از والدین، اطرافیان و محیط وارد ذهن شما شده، آغاز شده است. حالا شما به طور ناخودآگاه در حال اجرای این سناریو هستید. اگر این سناریو برای وضعیت مالی فقیرانه یا متوسط نوشته شده باشد غیرممکن است که بتوانید ثروت سرشاری به‌دست آورید. حتی اگر تصادفاً ثروت بادآوردۀ هنگفتی به‌دست آورید در اولین فرصت آن را از دست خواهید داد. سرگذشت برندگان قرعه‌کشی‌ها این موضوع را ثابت کرده است. قریب به‌اتفاق آنها پس از مدتی به وضعیت مالی سابق خود برگشته‌اند. این مسئله دلایل روان‌شناختی زیادی دارد.

ترموستات مالی

سناریوی مالی شما تعیین می‌کند که چه مقدار پول به‌دست آورید و در چه سطح مالی زندگی کنید. شما با سطح مالی خود احساس راحتی می‌کنید. سناریوی مالی شما مثل یک ترموستات نسبت به تغییرات سطح مالی شما واکنش نشان می‌دهد. با افت سطح مالی، ترموستات مالی واکنش نشان داده، باعث ناراحتی شما می‌شود و به تقلا می‌افتید که به سطح مالی‌ای که برای آن تنظیم‌شده‌اید بازگردید. اگر ترموستات مالی فقط به افت سطح مالی واکنش نشان می‌داد خوب بود اما آن به افزایش سطح مالی نیز واکنش نشان می‌دهد. با بالاتر رفتن وضع مالی شما از سطح مالی برنامه‌ریزی‌شده، ترموستات مالی به‌کار افتاده و مجدداً در شما احساس ناراحتی می‌کند و شما برای رهایی از این ناراحتی در اسرع وقت از دست آن پول اضافی خلاص می‌شوید. کاری که اکثر میلیونرهای یک شبه یا برندگان در قرعه‌کشی می‌کنند.

روانکاوی مالی

ناهنجاری‌های روانی بسیاری توسط روانشناسان و روانکاوان شناسایی شده است. آیا ممکن است نوعی ناهنجاری روانی مرتبط با پول و مسائل مالی هم وجود داشته باشد که مانع کسب ثروت شود. به نظر می‌رسد که چنین مشکلی وجود دارد هرچند که ممکن است هنوز در لیست ناهنجاری‌های روانی کتاب‌های درسی روانشناسی موجود نباشد. برای بازنویسی سناریوی مالی و تنظیم ترموستات مالی در وضعیت ثروت و استقلال مالی، لازم است که به روانکاوی مالی خود بپردازیم.

درباره پول و ثروت چه احساسی دارید؟

آیا پول را عامل فساد، ظلم و استثمار می‌دانید؟

وقتی کلمات پول و ثروت را می‌شنوید چه احساسی به شما دست می‌دهد؟

آیا بر این باورید که پول همه‌چیز است؟

آیا پول را ابزاری شیطانی می‌دانید؟

آیا نسبت به ثروتمندان احساسی منفی مثل تنفر دارید؟

آیا برای فقر منزلت و قداستی قائل هستید؟

آیا در ذهن شما فقرا آدم‌های خوب و ثروتمندان آدم‌های بدی هستند؟

پاسخ های شما به این سؤالات نمایانگر باورهای شما در مورد پول و ثروت است. بسیاری از ما باورهایی بسیار منفی و محدودکننده را در مورد پول به ارث برده‌ایم و لازم است که خودمان را در این زمینه روانکاوی کنیم.

موانع نامرئی ثروتمند شدن

این موانع به شکل برخی باورهای منفی و محدودکننده در ذهن ما جای گرفته‌اند. این باورها آن‌چنان در ذهن ناخودآگاه ما  تثبیت‌شده‌اند که تمام تلاش‌های آگاهانه‌ی ما را برای دستیابی به پول و ثروت زیاد خنثی می‌کنند. باورها و افکار قدرت زیادی دارند. افکار ما احساساتمان را می سازند. احساسات رفتار ما را رقم می‌زنند و رفتار ما نتایج را به وجود می‌آورند. این سازوکار خلق هر چیزی در زندگی ماست. هر فرآیند خلاقه‌ای از افکار و باورها آغاز می‌شود. نتایجی که در زندگی به‌دست آورده‌ایم در واقع نمایانگر افکار و باورهای غالب در ذهن ماست. پس برای تغییر نتایج باید باورهایی را که علت آن نتایج بوده‌اند تغییر دهیم. برخی باورها به پول و ثروت سرشار منتهی می‌شوند و برخی دیگر به بی‌پولی و فقر.

«فقر نصیب کسی می شود که ذهنش مایل به آن است. به همین صورت ثروت هم نصیب کسانی می شود که برای جذب آن آمادگی داشته باشد. با این حال در هر دو مورد قوانین مشابهی حاکم هستند. ذهنیت فقر بدون استفاده آگاهانه از عادات مناسب رشد می کند. ذهنیت ثروت باید در اشخاص ایجاد شود مگر اینکه کسی با این ذهنیت متولد شده باشد.»    ناپلئون هیل

پول برای شما چه معنایی دارد؟

پول چیزی نیست جز ابزاری برای تبادل کالا و خدمات. ما به وسایل و امکانات زیادی برای زندگی کردن نیاز داریم. خوراک، پوشاک و مسکن مناسب از ضروری‌ترین نیازهای ماست. علاوه بر این‌ها ما به تفریح، بازی، مسافرت و امکانات تحصیل، هنر، فرهنگ، یادگیری و … نیاز داریم. این حقیقتی ساده است که بنیان تبادل کالا و خدمات در زندگی امروزی بر پول استوار است و بنابراین برای استفاده از این امکانات به پول نیاز داریم. پول فقط ابزار و وسیله‌ای برای این تبادل است اما در ذهن ما پول با باورهایی اخلاقی بسیاری گره خورده است. همواره فقرا و درویش‌مسلکان از پول بد گفته‌اند و تمام انحرافات اخلاقی از قبیل حرص، طمع، ظلم و استثمار، ماده‌پرستی را به خود پول نسبت داده‌اند و بدین ترتیب در واقع بی‌پولی خود را توجیه کرده‌اند. فقر هیچ‌چیز قابل‌تحسینی ندارد. فقر نه تنها زندگی ما را با مشکلات و تنگناها انباشته می‌کند بلکه رشد انسانی و معنوی ما را نیز با مانع مواجه می‌کند. همان طور که در آموزه‌های دینی نیز داریم «وقتی که فقر از در وارد شود دین از پنجره بیرون می‌رود.» البته این دلیل نمی‌شود که فقرا آدم‌های بدی باشند. خوبی و بدی هیچ ربطی به میزان پول و ثروت شما ندارد. پول زیاد به خاطر قدرتی که می‌آورد فقط ذات شما را آشکار می‌کند. اگر ذاتاً آدم خوبی باشید پول به شما قدرت انجام کارهای خوب بیشتری را می‌دهد و برعکس٫ اما چرا باید در دنیایی که سرشار از نعمت و برکت است، فقیر باشیم. در جایی خواندم که «فقرا را دوست بدار و از فقر بیزار باش» و همچنین «بهترین کاری که برای فقرا می توانید انجام دهید این است که یکی از آنها نباشید.» برخی معتقدند که «پول خوشبختی نمی آورد» این باور ممکن است مسکنی برای درد بی‌پولی آنها باشد اما هرگز بقال سر کوچه‌تان آن را در برابر اقلامی که نیاز دارید از شما نخواهد پذیرفت. بقال از شما پول می‌خواهد علی‌رغم اینکه خوشبختی بیاورد یا نه. از طرف دیگر درست است که خوشبختی را نمی‌شود با پول خرید ولی پول برای شما آسایشی می‌آورد که دیگر مجبور نباشید به آن فکر کنید. برخی هم قیاس‌های غلطی انجام می‌دهند مثلاً می‌گویند «عشق مهمتر از پول است.» نویسنده‌ی کتاب «اسرار ذهن ثروتمند» پاسخ جالبی برای این حرف دارد:

«پول در زمینه‌هایی که کاربرد دارد، بی‌نهایت مهم است و در زمینه‌هایی که کاربردی ندارد اهمیت نیز ندارد و اگرچه عشق نیز می‌تواند در دنیا کاربرد داشته باشد، ولی مطمئناً برای ساختن بیمارستان، خانه و مدرسه نمی‌توان آن را پرداخت نمود! ضمناً نمی‌شود با آن شکم کسی را سیر کرد.»     تی هارو اکر

بازنویسی سناریوی مالی با باورهای ثروتمندانه

برای تغییر وضعیت مالی لازم است که پس از تشخیص افکار و باورهای منفی و محدودکننده، سناریوی مالی خود را با باورهای مثبت و ثروتمندانه بازنویسی کنیم. اگر طالب به‌دست آوردن ثروت هستید، اعتقاد داشتن به این مسئله که عنان زندگی و به‌ویژه فرمان وضعیت مالی زندگی در دستان خود شما قرار داشته دارد، خیلی مهم است. آیا به این مسئله دقت کرده‌اید که معمولاً این آدم های فقیر هستند که بخت خود را در قرعه‌کشی‌ها می‌آزمایند؟ آن‌ها در واقع به این اعتقاد دارند که پول از طریق افتادن قرعه به نامشان به آن‌ها می‌رسد. ثروتمندان در دنیای پربرکت و فراوانی و نعمت زندگی می‌کنند، اما فقیران در دنیای محدودیت‌ها به سر می‌برند. افراد فقیر و متوسط از جنس کمبود هستند. آنها فکر می‌کنند که از بین شغل خوب یا ارتباط خوب با خانواده، از بین ثروت و معنویت، از میان اشتغال به‌ کار و تفریح حتماً باید یکی را انتخاب کنند. ثروتمندان می‌دانند که باکمی خلاقیت می‌شود تقریباً راهی را برای داشتن هر دو آن‌ها پیدا کرد. ثروتمندان معتقدند شما، هم می‌توانید کیک داشته باشید و هم از خوردن آن لذت ببرید. افراد متوسط و فقیر معتقدند یک کیک خیلی زیاد است، پس من فقط یک برش از آن را می‌خواهم. روش اداره کردن پول از مبلغ پول مهم‌تر است. تا نشان ندهید که آنچه را که دارید می‌توانید حفظ کنید، مورد بیشتری را به‌دست نخواهید آورد. یا شما پول را به کنترل خود درآورید، یا پول شما را به کنترل خود در خواهد آورد. حل با آگاهی از باورهای مالیِ محدودکننده خود باورهای مثبت و ثروتمندانه را انتخاب کنید. مشخص کنید که چقدر می‌خواهید. چه مقدار درآمد و چه میزان سرمایه‌ی خالص برای شما کافی است؟ با در نظر گرفتن مخارج و سبک زندگی خود، مقدار پول و دارایی را که برای شما استقلال مالی محسوب می‌شود را تعیین کنید. عدد به دست آمده هدف مالی شماست. حال به خود زمان بدهید و مشخص کنید که تا چند سال آینده قرار است به این هدف دست یابید. تمام این‌ها را در جایی بنویسید. بازنویسی سناریوی مالی برای کسب ثروت و استقلال مالی گام مهمی است اما کافی نیست.

روی خودتان سرمایه‌گذاری کنید

اگر شما دائما در حال یادگیری نباشید، عقب خواهید ماند. موفقیت یک مهارت یادگرفتنی است. می‌توانید موفق شدن در هر موردی را بیاموزید. مهم نیست که اکنون در چه مرحله‌ای هستید. هر استادی زمانی ناشی بوده است. سریع‌ترین راه برای ثروتمند شدن و ثروتمند ماندن کار کردن بر روی توسعه دادن خودتان است. دنیای بیرون شما دقیقاً انعکاسی از دنیای درون شماست. شما ریشه هستید  نتایج شما میوه‌ها هستند. آدم های ثروتمند جهت موفقیت را این‌چنین می‌دانند: باش، انجام بده، داشته باش. آدم های متوسط و فقیر جهت موفقیت را این‌چنین می‌دانند: داشته باش، انجام بده، باش. آدم های فقیر و طبقه متوسط، معتقدند که اگر من پول هنگفتی داشته باشم، می‌توانم آنچه را که می‌خواهم انجام بدهم و آدم موفقی بشوم. آدم های ثروتمند معتقدند: اگر من یک فرد موفقی بشوم قادر خواهم بود آنچه را که نیاز دارم انجام بدهم و آنچه را که می‌خواهم از جمله پول، داشته باشم. ثروتمندان واقعی می‌دانند که: هدف از ایجاد ثروت اساساً پول هنگفت داشتن نیست، بلکه کمک به رشد دادن خود می‌باشد که تا به بهترین فردی که ممکن است تبدیل شوید. برای اینکه به بهترین وجه به شما دستمزد پرداخت شود، شما باید بهترین باشید.

« پول درآوردن یعنی برآوردن ساختن خواسته‌ها و نیازهای مردم. هر چیزی که خریده، فروخته یا معامله شود، خواست یک نفر را برآورده می‌کند. یافتن راه‌های خدمت رسانی بهتر به مشتریان، شرکای تجاری، همکاران، دوستان، خانواده و دیگران شما را به ثروتی که آرزو دارید سوق خواهد داد.»          باب پراکتور

حالا باید راهی برای کسب درآمد پیدا کنید. چه خدمتی ارائه می‌دهید؟ چه محصولی تولید می‌کنید؟ چه مهارت‌ها و استعدادهایی دارید؟ چه کار یا فعالیتی را با شور و شوق انجام می‌دهید؟ یکی از مهمترین رازهای کسب ثروت سرشار انجام کاری است که آن را دوست داریم. وقتی کاری را انجام می‌دهید که به آن عشق می‌ورزید و متعهد به کسب درآمد از آن طریق می‌شوید، دیگر فقط کار نمی‌کنید. دیگر صبح‌ها به‌زور از خواب بیدار نخواهید شد بلکه به سبکی یک پر بیدار خواهید شد. از کشف آنچه یک روز دیگر برایتان خواهد داشت به هیجان خواهید آمد. جریان انرژی خلاق و سرور درونی در تمام طول روز با شما خواهد بود.

اقدام؛ پیوند زدن بین درون و بیرون

میلیون‌ها نفر از مردم در مورد ثروتمند شدن، فقط «فکر» می‌کنند و هزاران نفر ثروتمند شدن را تجسم، تصور یا مراقبه کرده و عبارات تأکیدی ثروتمندانه را تکرار می‌کنند. تجسم‌ها، تصورها، عبارات تأکیدی، دعاها و مدیتیشن‌ها ابزارهای جالبی هستند اما هیچ‌کدام از آن‌ها سر خود پولی واقعی را به دنیای حقیقی شما نخواهند آورد. در دنیای واقعی باید دست به اقدام بزنیم.

همان طور که گفتیم فرآیند تجلی هر خواسته از افکار شروع ‌شده تبدیل به احساسات می‌شود. احساسات منجر به اعمال گشته و اعمال باعث خلق نتایج می‌شود. افکار و احساسات بخشی از دنیای درونی هستند و اعمال و نتایج بخشی از دنیای بیرونی. اقدام و عمل پلی است بین دنیای درونی و دنیای بیرونی. پس علیرغم ترس‌ها و تردیدها باید شهامت به خرج داده و بلافاصله دست به عمل بزنیم. همان طور که گوته گفته:

«انجام آنچه را می‌توانی یا فکر می‌کنی می‌توانی، آغاز کن. در شهامت، نبوغ، اقتدار و اعجاز نهفته است.»

نوشته شده توسط موسی توماج ایری برای چطور

منبع: زندگی رویایی





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب ثروت و استقلال مالی،
برچسب ها: ثروت، رشد مالی، پول، ترموستات مالی، سناریوی مالی، درآمد، روانشناسی پول،

[ جمعه 19 خرداد 1396 ] [ 12:46 ق.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

سه روش کسب درآمد در خواب

در برخورد اول این عنوان شاید برای شما عجیب یا مسخره به نظر برسد اما چنین نیست. حرف فایل های خودهیپنوتیزم، قانون جذب، رازهای یک شبه ثروتمند شدن هم در میان نیست. صحبت از موضوعی واقعی و اساسی برای دستیابی به آزادی مالی است. واقعیت این است که اگر شما نتوانید در حالیکه خواب هستید کسب درآمد کنید هرگز به آزادی مالی نخواهید رسید. گفتم “هرگز به آزادی مالی نخواهید رسید” نگفتم که نمی توانید ثروتمند شوید. میان این دو تفاوت وجود دارد. چه فایده دارد که ثروتمند باشید اما فرصت استفاده از ثروتتان را نداشته باشید. پس آزادی مالی به این معناست که شما ثروتمند هستید و فرصت استفاده از آن را هم دارید. به این دلیل که شما در خواب، مسافرت، دوش گرفتن، پیاده روی و در هر شرایطی در حال کسب درآمد هستید. این نوع درآمد درآمد انفعالی نام دارد. این همان درآمدی است که در خواب کسب می کنید.

آزادی مالی همان ثروت واقعی است. ثروتمند بودن همراه با وقت آزاد فراوان

مهمتر از دانستن روش های کسب درآمد در خواب یا درآمد انفعالی دانستن اصول حاکم بر آن است. اما در اینجا سه روش برای کسب درآمد در خواب را به شما معرفی می کنم.

۱-درآمد آنلاین کسب کنید

با وجود اینترنت امروزه این امکان وجود دارد که در هر ساعت شبانه روز و از جمله در خواب درآمد کسب کنیم. شما با اندکی خلاقیت می توانید اطلاعات یا مهارت خود را به صورت کتاب الکترونیک، کتاب صوتی یا فایل تصویری، نرم افزار و … به صورت شبانه روزی در اینترنت بفروشید. نگران نباشید. اصلا سخت نیست. حتی نیازی هم نیست خودتان سایت داشته باشید. سایت های زیادی هستند که با دریافت درصد کمی از فروش به شما فروشگاه رایگان اختصاص می دهند. این یکی از بهترین راه های کسب درآمد در خواب است. یک بار یک محصول قابل دانلود را تولید می کنید و همیشه از آن درآمد کسب می کنید. می توانید هزاران بار آن را بفروشید چون نه تمام می شود و فاسد می شود و نه نیاز به انبارداری و … دارد.

۲-اجاره دهید

هر چیزی که بتوانید آن را اجاره دهید قابلیت کسب درآمد در خواب را دارد. می تواند خانه، مغازه، باغ، یک دستگاه، فضای اینترنتی و … باشد. اگر شما ملکی را اجاره دهید هم به مرور به ارزش آن افزوده می شود و هم از کرایه آن کسب درآمد می کنید. اگر خانه یا مغازه ندارید ببینید چه چیز دیگری را می توانید اجاره دهید. از دوربین فیلمبرداری گرفته تا کتاب، لباس، ظروف و خیلی چیزهای دیگر را می توان اجاره داد. اگر بگردید حتما چیزی در اطراف خود می یابید که اجاره دانش برای شما در خواب درآمد کسب کند.

۳-حق کپی رایت بگیرید

اگر شما کتابی بنویسید و با ناشری قرارداد ببندید معمولا تا ده درصد و شاید بیشتر را می توانید از قیمت روی جلد دریافت کنید به شرطی که حق کپی رایت آن را برای خود نگاه دارید. این شامل اختراع، کشف، ابداع، آفرینش هنری، برند تجاری و موارد مشابه هم می شود. ببینید در چه زمینه قابلیتی ویژه دارید که بتوانید آن را به یک کتاب، اختراع یا یک برند تبدیل کنید. این هم یکی از شیرین ترین راه های کسب درآمد در خواب است. با اینکه حق کپی رایت در ایران هنوز قانون و ضمانت اجرایی قوی ندارد اما به مرور توجه و جدیت بیشتری برای صیانت از این نوع حقوق دیده می شود. و باید هم چنین باشد چون امکان بروز خلاقیت افراد و پیشرفت جامعه در گرو ارج نهادن به حقوق افراد خلاق ومبتکر است.

اگر شما بتوانید درآمد اندکی هم در خواب کسب کنید به مرور با استفاده از راه های چندگانه کسب درآمد انفعالی خواهید توانست مقدار آن را افزایش دهید تا وقتی که این درآمد برای تامین تمام هزینه های زندگی شما کفایت کند در این صورت شما به آزادی مالی رسیده اید و این همان ثروت واقعی است. ثروتمند بودن همراه با وقت آزاد فراوان. حالا می توانید به کارهای مورد علاقه تان برسید که به احتمال زیاد این کارها دوباره به درآمد شما خواهد افزودو اگر بتوانید همین کارهای مورد علاقه و تفریحات خود را به منبع درآمد تبدیل کنید شما نقطۀ اوج موفقیت رسیده اید. جایی که هم فال است و هم تماشا. ذهن خود را باز بگذارید اگر اراده و همت کنید راز زندگی رویایی بسیار به شما نزدیک است. آن در درون خودتان قرار دارد. شاید نبوغ ذاتی شما که سال ها در اعماق وجودتان زندانی شده منتظر تلنگری برای شکفتن باشد. راه آسان ثروتمند شدن از درون خودتان می گذرد.

منبع: زندگی رویایی





موضوع: موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، کسب درآمد، کسب درآمد اینترنتی، رازهای میلیونر شدن،
برچسب ها: درآمد انفعالی، درآمد در خواب، کسب درآمد، ثروت، فروش اینترنتی، درآمد شیرین،

[ چهارشنبه 9 فروردین 1396 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]