گنج کتاب

انگیزشی، موفقیت، رشد شخصی، شادی، سلامتی، مهارتهای زندگی، کارآفرینی و کسب ثروت

فروشگاه سایت زندگی رویایی برای تهیه کتابهای استاد موسی توماج ایری راه اندازی شد

با سلام به مخاطبان عزیز گنج کتاب، فروشگاه سایت زندگی رویایی سابق جهت خرید کتابهای استاد موسی توماج ایری به آدرس زیر راه اندازی شد:






در حال حاضر فقط فروشگاه سایت زندگی رویایی فعالیت دارد.

برای کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل زیر تماس بگیرید

mtoumajiri@gmail.com











موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد اینترنتی، کسب درآمد، موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، خانواده، زناشویی، تربیتی، رشد شخصی، شادی، سلامتی، خودشکوفایی،
برچسب ها: موسی توماج ایری، زندگی رویایی، سایت زندگی رویایی، خودنبوغ شناسی، راه آسان ثروتمند شدن، نبوغ، ثروت،

[ دوشنبه 18 شهریور 1398 ] [ 09:02 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

چهار ویژگی که برای دستیابی به رؤیاهای بزرگ به آن‌ها نیاز دارید

چهار ویژگی که برای دستیابی به رؤیاهای بزرگ به آن‌ها نیاز دارید

انسان‌ها در هنگامی در خوشحال‌ترین حالت خود هستند که در مسیر دستیابی به اهداف و رؤیاهای خود قرار داشته باشند و وقتی که از نظر خودشان کار بزرگ و مهمی را به انجام می‌رسانند. آیا شما رؤیای بزرگی در سر دارید؟ آخرین باری که به یک رؤیای بزرگ اندیشیدید، چه زمانی بود؟ آیا همچنان مثل دوران کودکی رؤیاها و آرزوهای بزرگی را در سر می‌پرورانید؟ یا بلوغ و بزرگ‌سالی باعث شده که عقل سلیم و تفکر واقع‌بینانه‌ی حاکم بر محیط، شما را وادار کند که رؤیاهای بزرگ کودکی خود را به فراموشی بسپارید؟ انسان‌ها فقط وقتی می‌توانند از حداکثر پتانسیل‌های درونی خود استفاده کنند که اهداف و رؤیاهای بزرگی داشته باشند. همان طور که متفکری گفته «زندگی کوتاه‌تر از آن است که کوچک باشیم.» اگر متعهد به دستیابی به رؤیاهای بزرگ نباشیم، در پایان عمر از اینکه با حداکثر توان خود نزیسته‌ایم، حسرت خواهیم خورد. در مسیر پیگیری رؤیاها و آرمان‌های بزرگ است که به بزرگی و عظمت دست می‌یابیم. در این مقاله به چهار ویژگی انسان‌های بزرگ که رؤیاهای بزرگی را تحقق بخشیده‌اند، می‌پردازیم. شما هم با تقویت این ویژگی‌ها در وجود خود قادر خواهید بود بزرگ‌ترین رؤیاهای خود را تحقق ببخشید.

اشتیاق سوزان

«یکی از قوی‌ترین موتورهای موفقیت، اشتیاق است. وقتی کاری انجام می‌دهید، آن را با تمام قدرت انجام دهید. همه‌ی وجود خود را روی آن بگذارید. آن را با شخصیت خود آمیخته کنید. فعال، پرانرژی، با اشتیاق و با اعتماد و ایمان باشید تا به هدف خود برسید. هیچ هدف بزرگی بدون اشتیاق و علاقه به دست نمی‌آید.» رالف والدو امرسون، فیلسوف و شاعر آمریکایی

شاید کسانی را بشناسید که در زندگی و کار خود شور و هیجان عجیبی دارند. بی‌قرار هستند که صبح از خواب بیدار شوند و شروع کنند. آن‌ها سرشار از شور و هیجان هستند. هدف بزرگ و رؤیایی در سر دارند که مشتاق رسیدن به آن هستند. آن‌ها معمولاً عاشق کارشان هستند. آن‌ها از عشقی به کار و هدفشان دارند انگیزه می‌گیرند.

انگیزه، ترکیب نیرومندی از انرژی فیزیکی، ذهنی و احساسی است که روی خلق نتیجه‌ی مورد نظر متمرکز شده است. این انرژی ما را به سوی عمل سوق می‌دهد و باعث می‌شود که چیزهایی را به سوی خود جذب کنید. اشتیاق نیرویی است که انگیزه و نیروی احساسی لازم را برای اقدام در جهت رؤیاهایمان تأمین می‌کند. میزان شور و شور و اشتیاق شما میزان نیرو و انرژی شما را مشخص می‌کند. اگر اشتیاق اندکی داشته باشید، انرژی اندکی خواهید داشت و پس از مدت زمان کوتاهی و با کوچک‌ترین موانع، پیگیری رؤیایتان را رها خواهید کرد. برای دستیابی به رؤیاها و اهداف بزرگ به اشتیاق سوزان احتیاج دارید. اشتیاق سوزان، شور و شوق و هیجانی شدید است که شما را برای دستیابی به هدف بی‌قرار می‌سازد.

طبیعت با ایجاد اشتیاق سوزان ذهن انسان را چنان دگرگون می‌سازد تا مفهوم «غیرممکن» را به رسمیت نشناسد و چیزی را به عنوان شکست نپذیرد.»  ناپلئون  هیل

اشتیاق سوزان تمام ذهن، قلب و روح شما را بر رؤیایتان متمرکز می‌سازد. شما بدون هیچ اتلاف در وقت و انرژی خود، تمام حواستان را بر رؤیایتان متمرکز می‌کنید.

روش ایجاد اشتیاق سوزان

  • تصور واضحی از هدف و رؤیای خود داشته باشید و از آن چشم برندارید
  • خود را در حالی که به رؤیای خود رسیده‌اید تجسم کنید و در افکار، احساسات و رفتار خود از آن موضع عمل کنید
  • کاری را دوست دارید انجام دهید و کاری را که انجام می‌دهید دوست داشته باشید
  • همواره به خاطر داشته باشید که چرا دستیابی به رؤیایتان برای شما مهم است
  • مهارت و دانش کاری خود را تقویت کنید و سعی کنید در کاری که انجام می‌دهید بهترین باشید

شهامت

«شجاعت و شهامت بهایی است که زندگی در قبال اعطای صلح و آرامش از ما مطالبه می‌کند.»     امیلی ارهارت

آیا تاکنون پیش آمده که از خطر کردن برای دستیابی به یک هدف بترسید؟ آیا شده که به خاطر حرف دیگران کاری را رها کنید؟ آیا پیش آمده که پیش‌بینی شکست، شما را از ترس در جای خود میخکوب کند؟ می‌دانید که اگر شهامت انجام کاری را نداشته باشید و در نتیجه عقب‌نشینی کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ در این صورت زندگی نیز از کمک به شما برای دستیابی به رؤیاهایتان عقب‌نشینی می‌کند. اما جسارت باعث می‌شود که همه چیز به یاری شما بیاید. اگر جسارت و جرئت داشته باشید و با شهامت دست به عمل بزنید درهای تازه‌ای به رویتان گشوده می‌شود، با افراد جدیدی آشنا می‌شوید که به یاری شما می‌شتابند. فرصت‌هایی را می‌بینید که همیشه بی‌توجه از کنار آن‌ها عبور می‌کردید. وقتی می‌توانید بیشترین قابلیت‌های خود را به کار بگیرید که با وجود ترس، دست به عمل بزنید.

«وقتی خطر می‌کنید، و زندگی خود را در معرض نابودی می‌بینید، برای گریز از مهلکه به نیروهای اصیلی پناه می‌برید که در شما پنهان‌اند؛ استعدادها، هوش و ابتکاراتی که سال‌ها در انتظار به ثمر رسیدنش بوده‌اید. به عبارت ساده‌تر، رفت رفته تمام ذخیره‌ها و ابزارهایی را کشف می‌کنید که سال‌ها برای رسیدن به آرزوهای قلبی خود محتاجشان بوده‌اید.»   مایک ویکت

انسان‌هایی که برای دستیابی به رؤیاهای خود اشتیاق سوزانی دارند از روبرو شدن با خطرات و ناشناخته‌ها روی‌گردان نیستند. آنان مثل همه ترس را در وجود خود احساس می‌کنند اما برعکس دیگران علیرغم ترس اقدام می‌کنند و به راه خود ادامه می‌دهند. اهداف و رؤیاهای بزرگ به منزله‌ی حرکت در مسیری است که برای شما ناشناخته است. بنابراین باید شهامت و شجاعت مواجه شدن با ناشناخته‌ها را داشته باشید. از طرف دیگر باید شهامت فراتر رفتن از شخصیت و عادت‌های قبلی خود را داشته باشید. برای دستیابی به رؤیاهایتان لازم است که بتوانید در برابر شکست‌های موقتی و قضاوت دیگران و فشار اجتماعی مقاومت کنید و برای این کار به شهامت و جسارت بالایی نیاز دارید. برای دستیابی به اهداف بزرگ خود باید شهامت داشته باشید که از کنج عافیت و محدوده‌ی اَمن خود بیرون بیایید و دست به اقدامات جسورآمیز بزنید.

«امنیت، غالبا چیزی واهی است. چنین چیزی در طبیعت وجود ندارد. فرزندان آدم نیز آن را تجربه نمی‌کنند. دوری خطر، امن‌تر و مطوئن‌تر از دل به دریا زدن نیست. زندگی یا ماجرایی جسورانه است یا هیچ.»   هلن کلر

استقامت

«اکثر مردم درست زمانی که چند قدمی بیشتر با موفقیت فاصله ندارند تسلیم می‌شوند و دست از کار می‌کشند. آن‌ها در یک قدمی هدف دست از تلاش برمی‌دارند. آن‌ها در آخرین دقیقه‌ی بازی تسلیم می‌شوند، فقط یک قدم مانده به پیروزی.»  اچ راس پروت

در مسیری که تاکنون آن را طی نکرده‌ایم همیشه احتمال خطا، اشتباه و شکست موقت وجود دارد. وقتی نوزادی برای راه رفتن تلاش می‌کند بارها و بارها به زمین می‌خورد اما بلافاصله برمی‌خیزد و دوباره تلاش می‌کند. ما تمام مهارت‌ها را با تکرار، تمرین و اصلاح اشتباهات یاد می‌گیریم. دستیابی به هر هدف و رؤیایی نیز چنین است.

«تاریخ نشان داده است که اکثر برندگان و فاتحان مشهور معمولاً با موانعی مواجه شده‌اند که قبل از اینکه پیروز شوند، قلبشان را شکسته است. آنان پیروز شدند چون از شکست‌ها دلسرد نشدند.» بی سی فوربز، بنیان‌گذار مجله فوربز

تاریخ شاهد شکست‌های متعدد افرادی بوده که در نهایت رؤیایی بزرگشان را عملی کردند:

  • ادیسون برای ساختن لامپ هزاران آزمایش انجام داد که با شکست مواجه شدند.
  • دریادار رابرت پیری هفت بار تلاش کرد که به قطب شمال برسد و شکست خود تا اینکه در بار هشتم موفق شد.
  • ناسا ۲۸ بار تلاش کرد تا موشک به فضا بفرستد و در ۲۰ بار آن‌ها با شکست مواجه شد.
  • اینشتین هزاران ایده را آزمایش کرد که شکست خورد تا اینکه به نظریه نسبیت دست یافت.

«وقتی دری بسته می‌شود، دری دیگر باز می‌شود؛ ولی ما آن‌قدر با تاسف به درهای بسته نگاه می‌کنیم که از درهای باز شده غافل می‌مانیم.» الکساندر گراهام بل

 اگر رؤیایتان در همان تلاش نخستین به دست آمد بدانید که به اندازه کافی بزرگ نبوده است. رؤیای شما نه آن‌قدر بزرگ باشد که هیچ امیدی به تحقق آن نداشته باشید و نه آن‌قدر کوچک که به سادگی به دست آید. رؤیای شما باید با استعدادهای شما متناسب و مقداری بزرگ‌تر از توانایی‌های شما باشد. برای دستیابی به چنین رؤیایی است که شما باید آدم جدیدی شوید. باید از قدرت‌های درونی خود که تاکنون آن‌ها را به کار نبرده‌اید، استفاده کنید. باید عادات جدیدی در خود ایجاد کنید. با آدم‌های جدیدی ارتباط برقرار کنید. در انجام تمام این کارها شاید بارها با شکست و ناکامی مواجه شوید. به همین دلیل استقامت شما در برابر این شکست‌ها و به پا خاستن و اقدام با درسی که از شکست خود آموخته‌اید، در دستیابی شما به رؤیایتان نقش اساسی دارد.

«مشکلات فرصت‌هایی هستند که ما را به موارد بهتر می‌رسانند. آن‌ها موانعی بر سر راه گام‌های ما به سمت کسب تجربه‌ی بیشتر هستند. وقتی دری بسته می‌شود، همیشه در دیگری باز می‌شود! قانون طبیعت می‌گوید باید تعادل برقرار شود.» برایان آدامز

مداومت و پایداری از منحصر به فردترین ویژگی مشترک افراد موفق است. آن‌ها به راحتی تسلیم نمی‌شوند. هر چه بیشتر مقاومت کنید و استقامت به خرج دهید، احتمال موفقیت شما بیشتر می‌شود. ناپلئون هیل یک فصل از کتاب معروف خود، بیندیشید و ثروتمند شوید، را به مداومت و استقامت اختصاص داد. او معتقد است کسانی که عادت مداومت را در خود می‌کارند، خود را در برابر شکست بیمه می‌کنند و بدون توجه به ناکامی‌های اولیه سرانجام به فراز پله‌های ترقی و پیشرفت می‌رسند.

«وقتی نیروی میل و اشتیاق و اراده به درستی ترکیب شود، ترکیبی مقاومت‌ناپذیر ایجاد می‌شود. موفق‌های بزرگ گاه به خونسردی و گاه به بی‌ترحمی متهم می‌شوند. این‌ها اغلب به اشتباه داوری می‌شوند. آنچه آن‌ها دارند، قدرت و اراده‌ای است که آن را با پایداری و مداومت درهم می‌آمیزند تا به شرایط دلخواه خود برسند.»  ناپلئون هیل

راه افزودن بر مداومت

ناپلئون هیل معتقد است که با چهار اقدام ساده می‌توان به مداومت و استقامت عادت کرد. این چهار اقدام عبارت‌اند از:

  1. تعیین هدف مشخص همراه با اشتیاق سوزان برای رسیدن به آن
  2. برنامه مشخص با اقدام مستمر و پیوسته
  3. ذهنی بسته و گارد گرفته در برابر نفوذهای منفی و مأیوس‌کننده و از جمله آن‌ها پیشنهاد‌ها و تلقین‌های منفی دوستان، افراد خانواده و اطرافیان.
  4. استفاده از همکاران و شرکای مناسب

«موفقیت  تا حد زیادی به این بستگی دارد که وقتی دیگران دلسرد می‌شوند، شما ادامه دهید.» ویلیام فِدِر

خلاقیت

در بسیاری از موارد نظام‌های آموزشی با تبعیت از سیاست‌های همسان‌سازی، مانع رشد خلاقیت و ابتکار افراد می‌شوند. برای دستیابی به موفقیت‌های بزرگ به چیزی بیشتر از تحصیلات رسمی نیاز داریم. به جرقه‌های از خلاقیت و ابتکار، به شجاعت، اشتیاق، استقامت و چیزهای بسیارِ دیگر که در مدارس آموخته نمی‌شود. هر کودکی به طور طبیعی خلاق است و این خلاقیت معمولاً در اثر تربیت و آموزش اشتباه، سرکوب می‌شود. ۹۸ درصد الگوی ژنتیکی ما با شامپانزه‌ها مشترک است منهای خلاقیت. خلاقیت عاملی است که مشکلات پیش روی ما برای دستیابی به اهداف و رؤیاها را از پیش رو برمی‌دارد.

اگر مشکلاتی که در مسیر دستیابی شما به رؤیاهایتان قرار دارد حل می‌شد شما قطعاً به رؤیای خود دست می‌یافتید. خلاقیت باعث حل مشکلات شما می‌شود. وقتی که مشکلی پیش می‌آید باید به طور آگاهانه در مورد آن فکر کرده و به دنبال راه حل بگردید. وقتی در مورد مشکلی به طور آگاهانه و جدی فکر می‌کنید این پیام را به ناخودآگاه خود می‌دهید که برای حل مشکل به دنبال ایده‌های جدید بگردد. این روش بروز ایده‌های خلاقانه به این شکل است که پس جمع آوری اطلاعات کافی در مورد مسئله، به طور آگاهانه برای حل آن تلاش می‌کنید. سپس باید آن را رها کنید و به سایر فعالیت‌ها بپردازید. این را حالت کمون می‌گویند. در حالت کمون شما در ظاهر کاری انجام نمی‌دهید اما ناخودآگاه شما در حال پیگیری مسئله است و معمولاً در حالتی که توقعش را ندارید ایده‌ی پاسخ و راه حل به طور ناگهانی در ذهن آگاه شما نقش می‌بندد. تفکر خلاق مختص نوابغ نیست. همه از قدرت خلاقیت برخوردارند. اشتیاق و پرسش، خلاقیت را در شما برمی‌انگیزد. برای کشف ایده‌های خلاقانه باید پرسشی داشته باشید. لزومی نیست که همیشه مشکلی وجود داشته باشد تا خلاقیت خود را به کار گیریم. همیشه می‌توانیم با طرح پرسش‌هایی که در رابطه با رؤیاهایمان راه حل‌های آسان‌تر و راحت‌تر را برای تحقق آن‌ها پیدا کنیم.

«هر عمل خلاقانه از افکار تازه‌ای ناشی می‌شود که از هجوم سیلاب باورهای پذیرفته شده، جان به در برده است.»  آرتور کِستلِر

منبع: زندگی رویایی

نوشته شده توسط موسی توماج ایری برای چطور





موضوع: موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، رشد شخصی،
برچسب ها: شهامت، مداومت، رویاها، خلاقیت، اشتیاق، علاقه، نبوغ،

[ شنبه 9 دی 1396 ] [ 02:06 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

۷ دلیلی که ثابت می‌کند شما هم می‌توانید ثروتمند شوید

۷ دلیلی که ثابت می‌کند شما هم می‌توانید ثروتمند شوید

اگر تاکنون ثروتمند نشده‌اید و به استقلال و آزادی مالی دلخواه خود دست پیدا نکرده‌اید، ممکن است درباره‌ی ثروتمند شدن دچار برخی افکار و باورهای محدودکننده باشید. بدون تردید نوع باورهای ما در مورد پول، ثروت و ثروتمند شدن، مشخص‌کننده‌ی دستاوردهای مالی ما در زندگی است. اگر بر این باور باشید که برای ثروتمند شدن حتماً باید در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا می‌آمدید یا در رشته‌ی خاصی تحصیل می‌کردید یا بسیار بیشتر از وضعیت فعلی تلاش می‌کردید؛ هر کدام از این باورها ممکن است مانعی بزرگ بر سر راه موفقیت مالی شما باشد. در این مقاله به بررسی دلایلی می‌پردازیم که نشان می‌دهد در صورتی که مصمم، متعهد و مشتاق باشید، شما هم می‌توانید ثروتمند شوید.

  1. همه‌ی ثروتمندان، ثروتمند زاده نشده‌اند

اگر شما در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمده باشید به دو دلیل در موقعیت بهتری از دیگران برای ثروتمند شدن قرار دارید. اول اینکه ممکن است والدین شما مقدار زیادی از ثروت خود را به شما ببخشند و یا به ارث بگذارند و یا برای شروع کسب و کار خودتان با تأمین سرمایه اولیه از شما حمایت کنند. اما دلیل مهم‌تر این است که اگر در خانواده ثروتمند به دنیا آمده باشید احتمالاً با افکار و باورهای مثبت بیشتر و موانع ذهنی کمتری در مورد پول و ثروت بزرگ شده‌اید. این دیدگاه مثبت به ثروت باعث می‌شود که راحت‌تر بتوانید به استقلال و آزادی مالی خود دست یابید. اما ثروتمندزادگان بسیاری نیز بوده‌اند که نه تنها بر ثروت موروثی خود اضافه نکرده‌اند بلکه تمام آن را نیز بر باد داده‌اند، شاید به این دلیل که بادآوره را معمولاً باد راحت‌تر با خود می‌برد. اما فرض من این است که شما نیز مثل خود من، در خانواده‌ی ثروتمند به دنیا نیامده‌اید! در غیر این صورت شاید هیچ انگیزه‌ای برای مطالعه‌ی این مقاله نداشتید. اما آیا من و شما که در خانواده‌های فقیر یا متوسط به دنیا آمده‌ایم، محکوم به یک زندگی مالی فقیرانه یا متوسط هستیم. شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد چنین نیست. اگر خودتان نیز نگاهی به دور و بر خود بکنید افرادی را خواهید یافت که از یک وضعیت فقیرانه و از راه‌های انسانی، مشروع و قانونی خود را به قله‌های ثروت صعود داده‌اند. بنابراین شما هم می‌توانید با الهام از آن‌ها این مسیر را طی کنید و به جایگاهی مشابه دست یابید.

«اغلب اشخاص به خاطر ارث یا برنده شدن در قرعه‌کشی‌های بخت‌آزمایی میلیونر نمی‌شوند، به جای آن از کاری که دوست دارند درآمد خوبی نصیب می‌برند و پس‌انداز و سرمایه‌گذاری می‌کنند.»    توماس جی استنلی و ویلیام دی دانکو از کتاب همسایه میلیونر

  1. ثروتمندان تافته‌ی جدابافته نیستند

برخی از ما فکر می‌کنیم که ثروتمندان انسان‌های خاصی هستند و تصور می‌کنیم که آن‌ها با ساختار ژنتیکی یا خصوصیات خاصی به دنیا آمده‌اند. اما حقیقت این است که ثروتمندان هم آدم‌هایی معمولی هستند. ثروتمندان هم مثل همه افراد ضعف‌ها و قوت‌های خود را دارند. در میان ثروتمندان هم انواع افراد با خلقیات، رفتار و ویژگی‌های متفاوت را می‌توان دید. کسانی که تلاش کرده‌اند خصوصیات مشترکی را در میان ثروتمندان بیابند شاید باعث شکل گرفتن این تصور شده‌اند که آن‌ها تافته‌ای جدابافته هستند اما چنین نیست. ثروتمندان باهوش‌تر از سایرین نیستند یا توانایی‌های عجیب و غریبی ندارند یا خصوصیات اخلاقی متفاوتی ندارند. ثروتمند درستکار داریم و ثروتمند خلافکار. ثروتمند صادق داریم و ثروتمند دروغگو. ثروتمند خسیس داریم و ثروتمند بخشنده. و سایر ویژگی‌هایی که در تمام انسان‌ها می‌تواند وجود داشته باشد. در اصل ثروتمند بودن باعث نمی‌شود که کسی ویژگی روانشناختیِ خاصی پیدا کند. ثروتمند شدن باعث نمی‌شود که یک نفر خسیس شود. چنین فردی وقتی فقیر و بی‌پول بود نیز حتماً خسیس بوده است اما چون آن زمان پولی برای بخشش نداشته، خساست او به چشم نمی‌آمده اما حالا که ثروتمند شده، خساست او راحت‌تر به چشم می‌آید. از طرف دیگر چون ثروت به آدم قدرت می‌دهد باعث می‌شود که ویژگی‌های او افشا شود. مثلاً اگر فردی بی‌پول دارای ویژگی سلطه‌گری و بهره‌کشی باشد، کسی به این ویژگی او پی نمی‌برد اما وقتی که ثروتمند شد این ویژگی او آشکار می‌شود. نتیجه اینکه ثروت کسی را خوب یا بد نمی‌کند بلکه ثروت و قدرت ناشی از آن فقط ذات آدم‌ها را آشکار می‌کند. بنابراین ثروتمندان هیچ تفاوتی با من و شما ندارند که آن‌ها را مستحق این ثروت و شما را از آن محروم کند. هر کسی که بخواهد ثروتمند شود و حاضر باشد متعهدانه مسیر دستیابی به آن را طی کند، در جمع ثروتمندان قرار خواهد گرفت.

  1. ثروتمند شدن به تحصیلات ربطی ندارد

بعضی از ما فکر می‌کنیم که برای ثروتمند شدن حتماً باید تحصیلات بالایی داشته باشیم. اما تحصیلات به خودی خود کسی را ثروتمند نمی‌کند. حتی ممکن است که تحصیلات مانعی هم برای ثروتمند شدن به حساب بیاید چون مهارت و دانشی که برای ثروتمند شدن لازم است چیزی نیست که لزوماً در دانشگاه‌ها تدریس شود. شاید به همین دلیل است که رابرت کیوساکی، نویسنده کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول، می‌گوید که «شاگردان ممتاز برای شاگردان ضعیف کار می‌کنند و شاگردان متوسط برای دولت کار می‌کنند.» این حقیقت را شخصاً تجربه کرده‌ام. من به عنوان مهندس صنایع غذایی در کارخانه‌های مختلفی کار کردم که در میان صاحبان آن‌ها که ثروت میلیاردی داشتند بالاترین مدرک تحصیلی، سوم راهنمایی بود. بنابراین نداشتن تحصیلات و مدرک تحصیلی هیچ توجیهی برای ثروتمند نشدن نمی‌تواند باشد. بیشتر بیکاران جامعه ما دارای تحصیلات عالی یعنی فوق لیسانس و دکتری هستند اما نه تنها ثروتمند نیستند بلکه هیچ درآمدی نیز ندارند. البته باید توجه داشت که در این مورد نیز، باز هم خود این تحصیلات دانشگاهی نیست که مانع ثروتمند شدن است بلکه توقع صرف از مدرک دانشگاهی برای ثروتمند شدن است که مانع به حساب می‌آید. تحصیلات می‌تواند ابزاری قوی برای ثروتمند شدن باشد. همه چیز به این برمی‌گردد که چگونه به آن نگاه کرده و به چه نحوی از آن استفاده کنیم. البته در عصری که اطلاعات در دسترس همگان قرار دارد شاید باید در نگاه کلی به تحصیلات و تعریف آن بازنگری کنیم. ناپلئون هیل، نویسنده‌ی کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید، تعریف جالبی از انسان تحصیل کرده دارد که می‌تواند راهگشا باشد.

«انسانِ تحصیل کرده لزوماً کسی نیست که دانش عمومی و تخصصی زیادی داشته باشد. انسان تحصیل کرده کسی است که ذهنش را آن چنان وسعت بخشیده است که به کمک آن می‌تواند بدون زیر پا گذاشتن حقوق دیگران، به آنچه می‌خواهد، دست یابد.»

  1. ثروتمند شدن به سن و سال بستگی ندارد

ممکن است که خیلی از ما فکر کنیم که برای ثروتمند شدن هنوز خیلی جوان یا خیلی پیر هستیم. درست است که برخی روش‌های ثروتمند شدن مثل پس‌انداز کردن نیازمند سپری شدن سال‌های طولانی است اما همچنان روش‌های بسیاری برای ثروتمند شدن هست که چه در بیست سالگی و چه در شصت سالگی با استفاده از آن‌ها در طول چند سال می‌توانید به ثروت بالایی دست پیدا کنید. با نگاهی به اطراف خود می‌توانید مثال‌هایی از ثروتمندان جوان، میان‌سال و پیر را ببینید. با اینکه سن و سال تعیین کننده نیست هر چه زودتر تصمیم به ثروتمند شدن بگیرید، بهتر است. هر چه زودتر شروع کنید مسیرهای رسیدن به قله‌های ثروت و توانگری را زودتر خواهد پیمود و فرصت بیشتری برای صعود به قله‌های بلندتر و زمان بیشتری برای برخورداری و لذت بردن از ثروت خود خواهید داشت.

  1. ثروتمند شدن به محل زندگی ربطی ندارد

منظور من این نیست که میزان رونق اقتصادی و فرصت‌ها و امکانات محلی که در آن زندگی می‌کنیم در ثروتمند شدن بی‌تأثیر است بلکه منظور این است که این شرایط یک مانع غیرقابل عبور نیست. شما در هر محل و شرایطی که باشید در اطراف خود هم آدم‌هایی فقیر می‌بینید و هم آدم‌هایی ثروتمند. حتی در محروم‌ترین مناطق ایران، پتانسیل‌های بسیاری برای کسب درآمد و ثروتمند شدن وجود دارد. اما اگر بر این باور باشیم که «اینجا منطقه‌ی محرومی است و هیچ فرصت و امکان برای ثروتمند شدن نیست» قطعاً قادر نخواهیم بود فرصت‌های موجود را ببینیم و از آن‌ها استفاده کنیم. در هر جا که زندگی می‌کنید به این فکر کنید که چه چیزی در منطقه شما به وفور یافت می‌شود و چه چیزی کمیاب است. یکی از ساده‌ترین و بدیهی‌ترین راه‌های کسب درآمد برای شما خرید و فروش همین چیزهاست. اگر به دقت نگاه کنید در همان محل زندگی خود فرصت‌های بی‌نظیری برای کسب ثروت خواهید یافت. از طرف دیگر با وجود اینترنت، دسترسی به مشتری در هر نقطه‌ای از کره زمین به طور بالقوه فراهم است. ببینید که از همان محل زندگی خود چه نوع کسب و کار اینترنتی را می‌توانید ایجاد نمایید. حتی اگر وسط کویر هم باشید، فرصت‌های خوبی برای کسب درامد دارید مثلاً می‌توانید وبلاگی درست کنید و با تبلیغ جاذبه‌های منطقه خود، با دعوت توریست‌های طبیعت به محل خود کسب درآمد کنید.

«دنیا محل وفور و فراوانی است که در آن تکنولوژی در حکم موتوری بوده است که بیشترین فایده را به بیشترین تعداد مردم ارزانی داشته است.  پل زین پیلرز

  1. ثروتمند شدن به جان کندن مربوط نیست

برخی فکر می‌کنند که ثروتمند شدن نیازمند تحمل سختی‌ها و دشواری‌های بسیاری است اما حقیقت این است که سختی ثروتمند شدن بیشتر از سختی زندگی فقیرانه یا متوسط نیست. از طرف دیگر طبیعی است که هر چیزی بهایی دارد و برای صعود به قله‌های بالاتر باید انرژی‌، شهامت و تعهد بیشتری داشته باشید.

« برای اغلب مردم شکست شیوه‌ای از زندگی شده است. شکست عادتی است که رها شدن از آن دشوار است: فضای اجتماعی ما انتظارات بزرگ به ما داده، اما شرطی شدن اجتماعی روحیه‌ی ما را تضعیف کرده است. چرخه معیوبی ایجاد شده است. برای اینکه موفق شویم باید بدانیم که موفقیت هرگز دشوارتر از شکست خوردن نیست، بلکه روشی برای برنامه‌ریزی ذهنی است.»  مارک فیشر و مارک آلن در کتاب چگونه مانند میلیاردرها فکر کنیم

اگر ثروتمند باشید و به آزادی مالی برسید می‌توانید کنترل زمان خود را در اختیار داشته باشید و با سبک دلخواه خود زندگی کنید اما اگر ثروتمند نباشید احتمال زیادی وجود دارد که تمام عمر را محکوم به جان کندن باشید. تحمیل اختیاری دشواری‌های مسیر ثروتمند شدن بر خویشتن، بسیار راحت‌تر از تحمل سختی‌هایی است که فقر و ضعف مالی بر ما تحمیل می‌کند.

  1. برای ثروتمند شدن لزوماً به سرمایه اولیه نیاز ندارید

عدم وجود سرمایه‌ی اولیه، توجیه افراد زیادی برای عدم اقدام در جهت دستیابی به درآمد بیشتر و ثروتمند شدن است. اولاً همه‌ی کسب و کارها برای شروع نیاز به سرمایه زیاد ندارد و از طرف دیگر اگر برای ثروتمند شدن مصمم باشید حتماً می‌توانید سرمایه مورد نیاز را تأمین کنید. همه چیز به میزان اشتیاق و تعهد شما به ثروتمند شدن برمی‌گردد. در صورتی که دارای چنین عزم جزم و اشتیاق سوزانی برای صعود به قله‌های ثروت و توانگری باشید، حتماً راهی برای جور کردن سرمایه مورد  نیاز خواهید یافت. شاید وام بگیرید، سرمایه گذار پیدا کنید یا اطرافیان خود قرض کنید. شاید هم مناسب باشد که کار را در اندازه‌ی بسیار کوچک‌تر که متناسب است، شروع کنید و به مرور آن را توسعه دهید.

تصمیم قاطع برای ثروتمند شدن

اگر با تمام وجود برای صعود به قله ثروت مصمم باشید، هیچ مانعی نخواهد توانست شما را متوقف کند. همه چیز به میزان اشتیاق و تعهد شما به ثروتمند شدن برمی‌گردد. اگر چنین اشتیاق و عزمی در خود نمی‌بینید ممکن است ناشی از یکی از باورهای محدودکننده‌ای باشد که در این مقاله آن‌ها را بررسی کردیم. اگر از وضع مالی خود راضی نیستید شاید ترموستات مالی شما در درجه‌ی پایینی تنظیم شده است و لازم باشد که با بازنگری باورهای خود آن را برای یک زندگی ثروتمندانه تنظیم کنید. تصور کنید که اگر به ثروت دلخواه خود دست پیدا می‌کردید زندگی شما چه تغییری می‌کرد؟ خودتان، خانه، ماشین، امکانات، تفریحات و روابطتان چگونه بود؟ یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای دستیابی به این زندگی رؤیایی این است که از هم اکنون تصور کنید که رؤیاهای شما محقق شده است و از همین لحظه با افکار، احساسات و رفتارهای آن موقع، زندگی کنید. شاید این پیشنهاد خنده‌دار و حتی مسخره به نظر برسد اما این حقیقت دارد که حتی تظاهر به موفقیت شما را موفق می‌کند. تنها در صورتی ثروتمند خواهید شد که بتوانید در ذهنتان خودتان را آدمی ثروتمند ببینید و یقین داشته باشید که ثروتمند خواهید شد. تظاهر به ثروتمند بودن این باور را در ضمیر ناخودآگاه شما تثبیت کرده و برای غلبه بر موانع  مسیر صعود به قله ثروت و توانگری شما را یاری می‌کند.

«اگر شما اطمینانی مطلق که ناشی از ایمان قوی است در خود به وجود آورید، در آن صورت واقعاً قادر به انجام هر کاری خواهید بود، ولو اینکه دیگران به غیرممکن بودن آن ایمان داشته باشند.»  آنتونی رابینز

نوشته شده توسط موسی توماج ایری برای چطور

منبع: زندگی رویایی





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، کسب ثروت و استقلال مالی،
برچسب ها: ثروت، کسب ثروت، ثروتمند شدن، رشد مالی، ثروتمندان، پول، پولدارها،

[ یکشنبه 12 شهریور 1396 ] [ 04:25 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

چطور با انجام کاری که دوست داریم، کسب درآمد کنیم؟

این رویای آدم های بسیاری است که از راه‌ کار مورد علاقه‌شان بتوانند کسب درآمد کنند اما نداشتن دانش کافی، موانع ذهنی و ترس‌ها باعث می‌شود که نتوانند این هدف را عملی کنند. خودم نیز سال‌ها یکی از این افراد بودم. از سنین دبیرستان به علاقه‌ام به مباحث رشد شخصی و خودشکوفایی پی بردم و از آن زمان همواره در این زمینه به مطالعه پرداخته‌ام. عاشق نویسندگی و سخنرانی در این زمینه بودم اما به دلایلی که در مقاله‌ی چرا دنبال کار و شغلی که دوست داریم، نمی‌رویم؟ توضیح داده‌ام همیشه از این که به طور حرفه‌ای وارد این کار شوم و از این طریق کسب درآمد کنم، رویگردان بودم.  آیا کاری هست که با تمام وجود به آن علاقه داشته باشید و بیشترین لذت و شادی را برایتان به ارمغان می‌آورد؟ آیا هم اکنون از طریق این کار کسب درآمد می‌کنید یا به ‌عنوان تفریح و سرگرمی آن را انجام می‌دهید؟ اگر در قبال تفریحتان به شما پول زیادی پرداخت شود، آیا باز هم کار فعلی‌تان را ادامه خواهید داد؟ کدام راه برای کسب درآمد آسان‌تر است؟ هر کاری ممکن است مشکلات و سختی های خودش را داشته باشد اما اگر عشق،  لذت و اشتیاق شدید انگیزه انجام کارتان باشد بازهم فشارها و مشکلات مسیر همان تأثیر مخرب و شکننده را بر شما خواهند داشت که یک کارِ از روی اجبار دارد؟ در این مقاله به تشریح شش گامی می‌پردازم که ما را قادر می‌سازد تا با انجام کاری که دوست داریم کسب درآمد کنیم. این گام‌ها به من کمک کرد بتوانم از طریق کار عاشقانه‌ام یعنی سخنرانی و نویسندگی انگیزشی کسب درآمد کنم و در نهایت آن را به شغل اصلی‌ و تمام وقتم بدل کنم، پس حتما برای شما هم می‌تواند مفید و موثر باشد.

گام اول: کاری را که دوست دارید مشخص کنید

تشخیص اینکه واقعاً به چه چیزی علاقه دارید گام اول و بسیار اساسی است. هیچ تست و آزمون روان‌شناختی قادر نیست به‌ اندازه تجارب شخصی، الهام و شهود قلبی‌تان شما را در تشخیص آن کمک کند. باید به درون خود رجوع کنید و علاقه و اشتیاق اصیل خود را بیابید. این کاری است که نسبت به انجام آن شور و اشتیاق زیادی دارید و برایتان لذت‌بخش و سرگرم کننده است. وقتی کاری را انجام می‌دهید که به آن عشق می‌ورزید و متعهد به کسب درآمد از آن طریق می‌شوید، دیگر فقط کار نمی‌کنید. دیگر صبح‌ها به‌ زور از خواب بیدار نخواهید شد بلکه به سبکی یک پر بیدار خواهید شد. از کشف آنچه یک روز دیگر برایتان خواهد داشت به هیجان خواهید آمد. جریان انرژی خلاق و سرور درونی در تمام طول روز با شما خواهد بود. حالا شما از انجام چه کار یا فعالیتی لذت می‌برید؟

  • چه کاری شما را به هیجان می‌آورد؟
  • از انجام چه کاری در اوقات فراغت خود لذت می‌برید؟
  • چه کاری شما را به وجد می‌آورد؟
  • آیا چیزی هست که شما را چون یک کودک به هیجان آورد؟
  • به‌عنوان یک بزرگ‌سال باید ببینیم که در کودکی بیش از همه به چه بازی‌هایی علاقه داشتیم و در حال حاضر چه بازی و تفریحی بیش از همه برای ما لذت‌بخش، هیجان‌انگیز و معنادار است؟

اگر هنوز پاسخ را نیافته‌اید فرض کنید که در یک قرعه‌کشی مبلغ بسیار زیادی پول برنده‌ شده‌اید که تا آخر عمر شما تمام نمی‌شود. در این صورت چطور زندگی می‌کردید و چه کاری انجام می‌دادید؟ بسیاری می‌گویند:«به دور دنیا سفر می‌کردم. در جزایر قناری به استراحت می‌پرداختم و از این قبیل.» منظور این است که بعد از مسافرت و کسب لذات دیگر چکار می‌کردید؟ اگر بتوانید خود را در آن شرایط تصور کنید حتماً قادر به تشخیص علاقه و اشتیاقتان خواهید بود.

اکثر آدم‌ها فعالیت‌های مورد علاقه خود را به‌عنوان تفریح و سرگرمی نگاه می‌کنند؛ اما فکر نمی‌کنند که چرا نباید از همان راه کسب درآمد هم بکنند؟ اشتباه است اگر فکر کنیم که چون از چیزی لذت می‌بریم نباید از آن طریق امرارمعاش کنیم. شاید فکر کنید که در آن زمینه زیاد نمی‌دانید یا حرفه‌ای نیستید. این اصلاً مهم نیست. با توجه به علاقه‌ای که در شما وجود دارد مهارت و دانش لازم را می‌توانید به سهولت و سرعت یاد بگیرید.

«انسان‌های موفق تحت تأثیر شور و اشتیاق قلبی خود هستند. آنها چه در هنر و چه در کسب‌وکار آدم‌های رمانتیک و احساسی هستند. تحت تأثیر عشق به کارشان نیرو می‌گیرند و دست ‌به ‌کار می‌شوند. می‌خواهند کار جدید، مهم و ماندگاری انجام دهند. موفق‌ها رویایشان را در قلبشان حفظ می‌کنند و برای دستیابی به آن از هیچ اقدامی فروگذار نمی‌کنند.»   مایک ویکت

گام دوم: داستان زندگی و کار رویایی خود را بنویسید

«ظرفیت ما برای کسب ثروت و موفقیت، محدودیتی ندارد به شرط اینکه جرات کرده و رویاهای بزرگ داشته باشیم.»       مری کی

رویاهای بزرگ سوخت موتور احساسات و اشتیاق ما هستند. آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که «زندگی رویایی» شما چگونه می‌توانست باشد؟ لطفاً همین الآن چند ثانیه به این موضوع فکر کنید. لحظه‌ای زندگی رویایی خود را تصور کنید. این شاید اولین و مهم‌ترین قدم در راه تحقق زندگی رویایی‌تان باشد. هیچ تغییر مثبتی در زندگی ما خودبه‌خود اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه ما بخواهیم که اتفاق بیفتد. برای دستیابی به زندگی دلخواهمان باید بدانیم که این زندگی چگونه خواهد بود. ما معمولاً در میان انبوه اشتغالات روزمره فرصتی برای اندیشه دربارۀ دورنما و اهداف اصلی زندگی خود نداریم. تا وقتی که آگاهانه به زندگی رویایی خود نیندیشیم و تصوری از آن نداشته باشیم هرگز امکان تحقق آن وجود نخواهد داشت. پس باید هرچه زودتر با خود خلوت کنیم و به هر آنچه از زندگی می‌خواهیم بیندیشیم.

قسمت مهمی از داستان زندگی رویایی شما را کاری را که دوست دارید، تشکیل می‌دهد. از مهندسی معکوس استفاده کنید. فرض کنید از انجام کاری که برای شما راحت، آسان و لذتبخش است به ثروتی رویایی دست یافته‌اید. در این صورت چه احساسی خواهید داشت؟ روز خود را چطور سپری خواهید کرد؟ دوستان شما چه کسانی خواهند بود؟ به چه میزان درآمد دست خواهید یافت؟ وقتی شرایط کار رویایی خود را با تمام جزئیات مشخص کنید و دائما به آن بیندیشید، احساس کنید و در عمل با این احساسات زندگی کنید، قدرت‌های درونی زیادی را برای دستیابی به آن بیدار می‌کنید و تحقق هدف را برای خود راحت‌تر و لذتبخش‌تر می‌سازید.

گام سوم: دانش و مهارت لازم را بیاموزید

حالا شما می‌دانید به چه کار یا فعالیتی علاقه دارید. ممکن است شما قبلاً تا حدودی در آن زمینه فعالیت کرده و مقداری دانش و مهارت در آن زمینه داشته باشید. کسب دانش و مهارت در زمینه کارمان یکی از مهم‌ترین عوامل برای کسب درآمد بالا است. میزان درآمد ما نسبت مستقیمی باکیفیت محصول و خدماتمان دارد. برای ارائه محصول یا خدمتی باکیفیت باید در آن زمینه تخصص و مهارت بالایی داشته باشیم. علاقه و استعداد به معنی تخصص و مهارت در آن زمینه نیست. برعکس علاقه و استعداد، تخصص امری اکتسابی است. ما متخصص به دنیا نمی‌آییم و باید دانش و تخصص لازم در هر زمینه‌ای را کسب کنیم و فرابگیریم. هرچند با داشتن علاقه و استعداد، کسب دانش و مهارت با سهولت، لذت و سرعت بیشتری انجام خواهد شد. روش‌ها و امکانات و منابع مختلفی برای افزایش دانش و مهارت و کسب تخصص وجود دارد.  پیشنهادهای زیر می‌تواند مفید باشد.

  • خودآموزی کنید
  • به کتاب‌ها مراجعه کنید
  • از اینترنت بهره ببرید
  • در دوره آموزشی شرکت کنید
  • از کارگاه‌های آموزشی استفاده کنید
  • کارآموزی کنید
  • همیشه در حال یادگیری باشید

گام چهارم:یک سیستم درآمدزایی موفق پیدا کنید

حالا شما اطلاعات و مهارت روزافزونی در رشته مورد علاقه خود دارید اما آیا داشتن تخصص و مهارت برای درآمدزایی کافی است؟ بدیهی است که چنین نیست. افراد متخصص بسیاری با حقوق ثابت و ناچیز برای کارفرمایانی که خیلی دانش و مهارت کمتری از خودشان دارند، مشغول کار هستند. رابرت کیوساکی نویسنده کتاب «پدر پولدار پدر بی پول» جمله جالبی دارد. او گفته:

«دانش‌آموزان زرنگ برای دانش‌آموزان تنبل کار می‌کنند و دانش‌آموزان متوسط برای دولت کار می‌کنند.»

پس صرف هوش، دانش و مهارت زیاد برای کسب درآمد بالا و ثروتمند شدن کافی نیست. آنچه ما نیاز داریم یک سیستم درآمدزایی است که امتحانش را داده و تضمین شده باشد. در هر رشته و در هر کاری بدون یک سیستم درآمدزایی مناسب نمی‌توان به سود بالا و مداوم دست‌ یافت. خوشبختانه تقریباً هر زمینه کاری و هر فعالیتی که شما مایل به فعالیت باشید قبلاً توسط دیگران انجام شده است. این خبر خوبی است به دلیل اینکه نیازی نیست همه ‌چیز را از ابتدا با آزمون ‌و خطا یاد بگیرید. این مسیر از قبل طی شده و این کار انجام شده است. تنها کاری که لازم است بکنید این است که به دنبال اطلاعاتی بگردید تا به شما کمک کند که همان کار را انجام دهید. باب برگ در کتاب «اصول موفقیت» سیستم را چنین تعریف می‌کند:

«روند قابل پیش‌بینی دستیابی به یک هدف بر مبنای یک مجموعۀ منطقی و مشخص از اصول راهنمای عملی.»

سیستم قدرت پیش‌بینی به شما می‌دهد و اگر سیستم را مو به مو اجرا کنید شما را دقیقاً به هدف می‌رساند. مایکل گربر در کتاب «افسانه کارآفرینی» درباره قدرت یک سیستم می‌نویسد:

«سیستم‌ها به افراد عادی امکان می‌دهند که به نحوی قابل پیش‌بینی به نتایج فوق‌العاده برسند. هر چند که بدون یک سیستم، برای افراد فوق‌العاده هم سخت است که به نحوی قابل پیش‌بینی به نتایج عادی برسند.»

گام پنجم: اجرای فوری سیستم درآمدزایی

وقتی سیستمی را یافتید که برای کار شما جواب می‌دهد، ضروری است که آن را به‌کار بگیرید و فوراً هم این کار بکنید. هیچ زمان مناسبی برای «شروع کردن» وجود ندارد. زمان مناسب هم اکنون است. پس وقت را تلف نکنید. اطلاعات، مهارت و سیستم را فوری به‌کار بگیرید. افراد موفق همین حالا انجامش می‌دهند چون می‌دانند که در غیر این صورت ممکن است قربانی «قانون تضعیف تصمیم» شوند که می‌گوید:

«هرچقدر برای انجام کاری که می‌دانید همین الآن باید انجامش دهید بیشتر صبر کنید، احتمالش بیشتر می‌شود که اصلاً هیچ‌وقت آن را انجام ندهید.»

نگران ناقص و بد انجام دادن کار نباشید. این توصیه زیگ زیگلر، نویسنده و سخنران ممتاز، را جدی بگیرید:

«هر چیزی که ارزش انجام شدن دارد، ارزش دارد که بد انجام شود تا اینکه یاد بگیرید چطور آن را خوب انجام دهید.»

منظور این نیست که کاری را به ‌عمد بد انجام دهیم بلکه غرض این است که مسئله اصلی عمل کردن است، عالی بودن به ‌موقع خودش حاصل می‌شود.

«منتظر نشوید، هیچ‌وقت «سرِ وقتش» نمی‌شود. از هر جا که ایستاده‌اید شروع کنید و با هر ابزاری که در اختیارتان است مشغول شوید. همین‌طور که پیش می‌روید ابزارهای بهتری پیدا خواهد شد.»                ناپلئون هیل

گام ششم: از دست کشیدن دست بکشید

«چیزی در دنیا جای مداومت و پشتکار را نمی‌گیرد. استعداد جای مداومت را پر نمی‌کند. دنیا پر از انسان‌های بااستعداد شکست‌خورده است. نبوغ جای مداومت را نمی‌گیرد. بسیاری از نوابغ شکست می‌خورند. تحصیلات جای مداومت را پر نمی‌کند. دنیا پر از ناکام‌های تحصیل‌کرده است. مداومت و عزم و اراده از هر عاملی قدرتمندتر هستند.»   توماس واتسون، مؤسس آی.بی.ام

حالا شما کاری را که به آن علاقه و اشتیاق دارید می‌شناسید و در آن زمینه اطلاعات و مهارت و یک سیستم و یک نقشه حرکت در دست دارید و مشتاق هستید که همین حالا، همین امروز، شروع کنید. حالا اگر در طول مسیر زمین خوردید، چه می‌شود؟ و ضمناً می‌دانید که حتماً زمین خواهید خورد. اینجا، جایی است که برای بسیاری کار تمام می‌شود. آنها با اولین شکست کار را رها می‌کنند و دیگر ادامه نمی‌دهند. مشکلات فرصت‌هایی هستند که باعث می‌شوند به موارد بهتری برسیم. آنها موانعی بر سر راهمان هستند تا تجارب بیشتری کسب کنیم و در کارمان پخته‌تر شویم.

پشتکار و مداومت تمایز واقعی افراد موفق از افراد شکست خورده است. ناپلئون هیل یک فصل از کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» را به «مداومت» اختصاص داده است. او می‌نویسد:

«هیچ کیفیتی به‌اندازه مداومت و پایداری کارساز نیست. وقتی دربارۀ پیامبران، فیلسوفان، اعجازگران و رهبران مذهبی بررسی می‌کنیم بدون استثنا به این نتیجه می‌رسیم که مداومت، تمرکز و تصمیم قطعی و هدف مشخص منابع اصلی موفقیت آنها بوده است.»

هر چه طولانی‌تر و بیشتر مقاومت کنیم احتمال موفقیت ما بیشتر می‌شود. بسیاری از مردم وقتی که تنها چند قدم تا موفقیت فاصله‌دارند دست از تلاش می‌کشند و تسلیم می‌شوند. قبل از موفقیت باید مشکلات موقتی را بپذیریم، تا از آنها بیاموزیم و بر آنها غلبه کنیم.

«دنیا گرد است، جایی که ممکن است به نظر آخر راه برسد می‌تواند آغاز راه باشد.»   ایری بیکر پریست

گاه متوجه نیستیم که بزرگ‌ترین موفقیت‌ها و دستاوردها بسیار به ما نزدیک‌تر از آن‌اند که تصور می‌کنیم و تنها یک گام با ما فاصله‌دارند. پس این گام را بردارید. انفعال و تسلیم شدن ما را از دستیابی به اهدافمان بازمی‌دارد. «باید از دست کشیدن دست بکشیم» و علیرغم همه مشکلات به راهمان ادامه دهیم و جز با در آغوش گرفتن هدف متوقف نشویم.

«برای محقق ساختن زندگی رویایی خود چه چیزهایی را حاضر هستید فدا کنید یا چه چیزهایی را تحمل‌کنید؟ مهم نیست رویای شما چقدر راحت به سویتان می‌آید، در هر حال شما باید چیزهایی را قربانی کنید تا به آن دست ‌یابید. اگر اولویت اول را به رویای خود نداده و برای آن وقت کافی نگذارید، هرگز محقق نخواهد شد.»      باب پراکتور

نوشته شده توسط موسی توماج ایری برای چطور

منبع: زندگی رویایی





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، کسب ثروت و استقلال مالی،
برچسب ها: پول، ثروت، علاقه، استعداد، علاقه شغلی، درآمد آسان، ثروتمند شدن،

[ سه شنبه 7 شهریور 1396 ] [ 12:41 ق.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

باورهایی که شما را ثروتمند می‌کند

باورها و افکار قدرت زیادی دارند. افکار ما احساساتمان را می سازند. احساسات رفتار ما را رقم می‌زنند و رفتار ما نتایج را به وجود می‌آورد. این مکانیسمِ خلق هر چیزی در زندگی ماست. هر فرآیند خلاقه‌ای از افکار و باورها آغاز می‌شود. نتایجی که در زندگی به‌دست آورده‌ایم در واقع نمایانگر افکار و باورهای غالب در ذهن ماست. پس برای تغییر نتایج باید باورهایی را که علت آن نتایج بوده‌اند تغییر دهیم. برخی باورها به پول و ثروت سرشار منتهی می‌شوند و برخی دیگر به بی‌پولی و فقر. تی. هارو اکر در کتاب «اسرار ذهن ثروتمند» هفده باوری را که بین فقرا و ثروتمندان تمایز ایجاد می‌کند مطرح کرده است. این باورها ممکن است ساده به نظر برسند اما وقتی در ذهن ناخودآگاه ما تثبیت شوند قدرت معجزه‌آسایی پیدا می‌کنند. باهم این باورها را مرور می‌کنیم:

۱-آدم های ثروتمند معتقدند: من، زندگی خویش را خودم می‌سازم.

آدم های فقیر معتقدند: زندگی برای من تصادفی پیش می‌آید.

اگر طالب به‌دست آوردن ثروت هستید، اعتقاد داشتن به این مسئله که عنان زندگی و به‌ویژه فرمان وضعیت مالی زندگی در دستان خود شما قرار دارد، بسیار مهم است. آیا به این مسئله دقت کرده‌اید که معمولاً این آدم‌های فقیر هستند که بخت خود را در قرعه‌کشی‌ها می‌آزمایند؟ آن‌ها در واقع به این اعتقاد دارند که پول از طریق افتادن قرعه به نامشان به آن‌ها می‌رسد.

۲-آدم‌های ثروتمند با پول، باهدف برنده شدن بازی می‌کنند.

آدم های فقیر با پول، باهدف بازنده نشدن بازی می‌کنند.

اولین هدف بیشتر آدم‌ها از بازی با پول به‌ جای به وجود آوردن ثروت و برکت، زنده ماندن و امنیت خاطر است. هدف آدم‌هایی که به معنای واقعی ثروتمند هستند، داشتن دارایی و خیر و برکت زیاد است، نه به مقدار کم، بلکه مقدار زیادی از پول، ثروت و برکت.

۳-آدم های ثروتمند متعهد به ثروتمند شدن هستند.

آدم های فقیر آرزومند ثروتمند شدن هستند.

بین تعهد و آرزو تفاوت زیادی وجود دارد. همان تفاوتی که میان رویاهای بی‌باکانه و خیال‌بافی انفعالی وجود دارد. همان طور که جان سی ماکسول، نویسنده معروف، گفته «بین رویاهای بی‌باکانه و خیال‌بافی انفعالی، فاصله‌های بسیاری وجود دارد. اولی موتور شما را روشن کرده و شما را به جلو می‌راند و دیگری ذهن را به‌دست توهم می‌سپارد. انسان برای تحقق رویای حقیقی‌اش حاضر است جان خود را بدهد. اما خیال‌بافی فقط باعث می‌شود زودتر به خواب برویم.» این نوع خیالپردازی خلاقانه و تعهد عمیق علت ایجاد تمام علوم، فناوری‌ها و ثروت‌های جهان بوده است.

۴-ثروتمندان بزرگ می‌اندیشند.

فقرا محدود می‌اندیشند.

بیشتر مردم در بازی زندگی، بازی کوچک را انتخاب می‌کنند. چرا؟ اول به خاطر ترس٫ آن‌ها شکست را با مرگ برابر می‌بینند و حتی از موفقیت بیشتر گریزان‌اند. دوم اینکه آن‌ها به خاطر احساس کوچکی که می‌کنند، بازی کوچک را انتخاب می‌کنند. آن‌ها احساس بی‌لیاقتی می‌کنند و این احساس را در خود ندارند که به‌اندازه کافی خوب و مهم هستند، تا تفاوتی واقعی را در زندگی خود و دیگران ایجاد کنند. برای ثروتمند شدن باید از دایرۀ کوچک روزمرگی فراتر برویم. باید اهدافی بزرگ و همتی عالی داشته باشیم. اهداف و آرزوهای کوچک هرگز انگیزه و انرژی لازم را برای تحقق کامل نبوغ ذاتی ما فراهم نمی‌کنند. اهداف حقیرانه و سهل‌الوصول، بزرگترین و قویترین استعدادهای درونی ما را پنهان و سرکوب می‌نمایند. فقط با داشتن اهدافی بلند و والا می‌توان با غلبه بر محدودیت‌های موجود فراتر رفت و به خلق و ابداع ثروت سرشار دست یافت.

«بزرگ‌ترین خطر  برای اکثر ما این نیست که اهداف ما خیلی بزرگ و دور از دسترس است، بلکه برعکس خیلی نزدیک است و خیلی زود آن را به‌دست می‌آوریم.»     میکل‌آنژ

۵-آدم‌های ثروتمند بر روی فرصت‌ها تمرکز می‌کنند.

آدم های فقیر بر روی موانع تمرکز می‌کنند.

مشکلات فرصت‌هایی هستند که باعث می‌شوند به دستاوردهای بهتر و بزرگتری برسیم. آنها موانعی بر سر راهمان هستند تا تجارب بیشتری کسب کنیم و در کارمان پخته‌تر شویم. اراده نیرویی است که ما را بر هدف تمرکز می‌دهد تا علیرغم موانع و شکست‌های موقتی بتوانیم به تلاش خود ادامه دهیم و تسلیم نشویم و در پی فرصت‌ها باشیم.

۶-آدم‌های ثروتمند، آدم‌های ثروتمند و موفق را ستایش می‌کنند.

آدم‌های فقیر، از آدم‌های ثروتمند بیزار و متنفر هستند.

هارو اکر می‌نویست: «اجازه بدهید واضح بگویم: نود و هشت درصد از مردان و زنان ثروتمند، انسان های شریفی هستند و به همین دلیل است که ثروتمند هستند. به همین دلیل است که آن‌ها به پول اعتماد دارند و به همین دلیل است که آن‌ها شرکت‌های بزرگی را تشکیل داده و زمینه اشتغال هزاران نفر را فراهم کرده‌اند. پول قدرت می‌آورد و شما باید آن را به‌دست آورید! باید. چون با داشتن آن، کارهای خوب بیشتری می‌توانید انجام دهید.» داشتن یا نداشتن مال‌ومنال نه ما را انسان بهتری می‌کند و نه بدتر. ثروت و دارایی فقط ما را فاش می‌کند. ثروت قدرت می‌بخشد و نحوه به‌کارگیری قدرت، میزان انسانیت ما را راحت تر آشکار می‌سازد.

۷-آدم‌های ثروتمند با آدم‌های مثبت و موفق معاشرت می‌کنند.

آدم‌های فقیر با آدم‌های منفی و یا شکست‌خورده معاشرت می‌کنند.

افراد موفق به افراد موفق دیگر نگاه می‌کنند، تا در خودشان ایجاد انگیزه کنند. آدم‌های ثروتمند از اینکه دیگران در موفقیت پیش‌قدم شده‌اند خوشحال‌اند، چون می‌توانند اکنون و بر اساس  تجارب آن‌ها، طرحی را برای خود بریزند که دستیابی آن‌ها را به موفقیت آسان‌تر می‌نماید.

۸-آدم‌های ثروتمند مشتاق تبلیغ کردن خود و ارزش‌هایشان هستند.

آدم‌های فقیر اشتیاقی به تبلیغ ندارند.

تنفر از تبلیغ کردن یکی از بزرگ‌ترین موانع بر سر راه موفقیت است. افرادی که در رابطه با تبلیغ کردن از خودشان مشکل ‌دارند، معمولاً ورشکسته هستند. اگر معمولاً از کالا، خدمات یا توانایی‌های شما بی‌خبر باشند طبیعی است که سراغ شما نخواهند آمد.

۹-آدم‌های ثروتمند از مشکلات خودشان بزرگ‌تر هستند.

آدم‌های فقیر از مشکلات خود کوچک‌تر هستند.

اگر در زندگی مشکل بزرگی دارید، معنی آن این است که شما شخص کوچکی هستید. دنیای بیرون شما دقیقاً انعکاسی از دنیای درون شماست. اگر می‌خواهید که تغییری همیشگی در خود بدهید دست از تمرکز کردن روی اندازۀ مشکل برداشته و به‌جای آن تمرکز کردن روی اندازه خودتان را شروع کنید!

۱۰-ثروتمندان گیرنده‌هایی عالی هستند.

فقیران گیرنده‌هایی ضعیف هستند.

به همان اندازه که می‌بخشید باید دریافت کنید. بسیاری افراد به دلیل احساسات خودکم‌بینی و نالایق دانستن خود در گرفتن مشکل‌دارند. اگر نمی‌خواهید سهم خودتان را از دنیا بگیرید، آن نصیب کسی می‌شود که می‌خواهد بگیرد.

۱۱-آدم‌های ثروتمند ترجیح می‌دهند تا بر اساس دستاوردها به آن‌ها پول پرداخت شود.

آدم‌های فقیر ترجیح می‌دهند تا بر اساس زمان به آن‌ها پول پرداخت شود.

درآمد ثابت داشتن مشکلی ندارد، مگر اینکه با توانایی شما برای به‌دست آوردن آنچه که ارزشش را دارید، تداخل کند و معمولاً در این جاست که مشکل به وجود می‌آید. فقیران و طبقه متوسط ترجیح می‌دهند که یک مستمری و درآمد ثابتی به آن‌ها پرداخت شود. ثروتمندان ترجیح می‌دهند، بر اساس نتایجی که کسب می‌کنند، به آن‌ها پول پرداخت شود. ثروتمندان به خودشان معتقدند. به ارزش و توانایی خود برای بروز دادن آن‌ها ایمان‌دارند، اما فقیران چنین نیستند. به همین خاطر است که آن‌ها نیاز به تضمین دارند.

۱۲-ثروتمندان به «هر دو» می‌اندیشند.

فقیران به «یا این، یا آن» می‌اندیشند.

ثروتمندان در دنیای پربرکت و فراوانی و نعمت زندگی می‌کنند، اما فقیران در دنیای محدودیت‌ها به سر می برند. افراد فقیر و متوسط از جنس کمبود هستند. آنها فکر می‌کنند که از بین شغل خوب یا ارتباط خوب با خانواده، از بین ثروت و معنویت، از میان اشتغال به‌کار و تفریح حتماً باید یکی را انتخاب کنند. ثروتمندان می‌دانند که باکمی خلاقیت می‌شود تقریباً راهی را برای داشتن هر دو آن‌ها پیدا کرد. ثروتمندان معتقدند شما، هم می‌توانید کیک داشته باشید و هم از خوردن آن لذت ببرید. افراد متوسط و فقیر معتقدند یک کیک خیلی زیاد است، پس من فقط یک برش از آن را می‌خواهم. والاس د. واتلز (۱۸۶۰-۱۹۱۱) در کتاب «دانش ثروتمند شدن» در ضرورت کسب ثروت می‌نویسد: «اگر چه در ستایش فقر سخنان بسیاری گفته می‌شود، حقیقت این است که بدون ثروتمند شدن امکان زندگیِ به راستی کامل و موفقی وجود ندارد و هیچ انسانی نمی‌تواند به بالاترین حد شکوفایی استعدادها و تکامل روحانی خویش نائل شود، مگر اینکه پول زیادی داشته باشد؛ زیرا برای تعالی روح و پرورش استعدادهایش باید از چیزهای زیادی استفاده کند که تهیه آنها جز با پول ممکن نیست.» بی‌پولی رشد ما را مختل می‌کند. بی‌پولی باعث می‌دهد که به بیگاری آن تن بدهیم. به کارهایی وادار می‌شویم که علاقه‌ای به انجامشان نداریم. زندگی‌مان وقف تأمین معاش می‌شود. فرصتی برای پرداختن به نیازهای والاتر خود نداریم. همیشه دغدغه پول را داریم و تمام مسائل زندگی را با پول می‌سنجیم. به قول بزرگی:

«تنها کسانی که بیشتر از ثروتمندان به پول فکر می‌کنند فقرا هستند.»

همواره فقرا و درویش‌مسلکان از پول بد گفته‌اند و تمام انحرافات اخلاقی از قبیل حرص، طمع، ظلم و استثمار، ماده‌پرستی را به خود پول نسبت داده‌اند و بدین ترتیب در واقع بی‌پولی خود را توجیه کرده‌اند. فقر نه تنها زندگی ما را با مشکلات و تنگناها انباشته می‌کند بلکه رشد انسانی و معنوی ما را نیز با مانع مواجه می‌کند.

۱۳-آدم‌های ثروتمند روی ارزش خالص دارایی خود تمرکز می‌کنند.

آدم‌های فقیر روی درآمد شغلی خودشان تمرکز می‌کنند.

میزان صحیح برای ثروت، ارزش دارایی خالص است نه درآمد شغلی. بسیاری از افراد روی درآمد و دارایی‌های خود تمرکز می‌کنند و فکر می‌کنند با افزایش درآمد و دارایی‌هایشان ثروتمندتر می‌شوند. این اشتباه است. معیار ثروتمندی شما ارزش خالص دارایی‌تان است نه میزان درآمد و دارایی ناخالص شما. ارزش دارایی خالص عبارت است از مبلغی که پس از کسر کردن بدهی‌ها، اقساط، هزینه نگهداری املاک و غیره از ارزش کل دارایی‎های شما، به‌دست می‌آید. به‌عنوان مثال شما ملکی را ۲۰۰ میلیون تومان خریده‌اید که ۵۰ میلیون تومان وام‌ دارد. در این صورت ارزش خالص دارایی شما مبلغی است که از کسر وام و بهره آن از ارزش کل دارایی شما به‌دست می‌آید که مبلغی کمتر از ۱۵۰ میلیون تومان خواهد بود. چهار عاملی که نقش تعیین‌کننده در ارزش خالص دارایی دارند عبارت‌اند از: درآمد، پس انداز، سرمایه‌گذاری و ساده زیستی. علیرغم داشتن هر مقدار درآمد اگر نتوانید مقداری از آن را پس انداز کنید هرگز نخواهید توانست ارزش خالص دارایی خود را بالا ببرید. بسیاری از مردم در مقابل مفهوم ساده زیستی موضع می‌گیرند و اهمیت آن را در ایجاد ارزش خالص دارایی تشخیص نمی‌دهند. این عامل با عامل پس انداز کردن پول دست در دست هم دارند و از طریق آن شما یک شیوه زندگی را ایجاد خواهید کرد تا به پول کمتری نیاز داشته باشید. با کاهش دادن هزینه زندگی خود، پس انداز خود و در نتیجه میزان پولی را که برای سرمایه‌گذاری در دسترس باشد افزایش می‌دهید. افراد فقیر و متوسط فکر می‌کنند فقط به‌دست آوردن پول یعنی میزان درآمد مهم است. آنها معتقدند که با افزایش درآمد می‌توان ثروتمند شد. آنها از قانون پارکینسون بی اطلاع‌اند. قانون پارکینسون می‌گوید که «هزینه ها همیشه به نسبت افزایش درآمدها بالا می روند». یعنی اگر شما ماشین داشته باشید وقتی که پول بیشتری به‌دست آورید ماشین بهتری می‌خرید. خانه بهتر، پوشاک بهتر، خوراک بهتر، تفریحات بهتر و … و به این صورت افزایش درآمد شما هیچ مقداری به ارزش خالص دارایی شما اضافه نمی‌کند. به همین دلیل درآمد هرگز به تنهایی باعث افزایش درآمد شما نمی‌شود.

۱۴-آدم‌های ثروتمند پولشان را خوب اداره می‌کنند.

آدم‌های فقیر پولشان را بد اداره می‌کنند.

روش اداره کردن پول، از مبلغ پول مهم‌تر است. تا نشان ندهید که آنچه را که دارید می‌توانید حفظ کنید، مورد بیشتری را به‌دست نخواهید آورد. یا شما پول را به کنترل خود درآورید، یا پول شما را به کنترل خود در خواهد آورد.

۱۵-آدم‌های ثروتمند پول خود را می‌دهند تا برای آن‌ها شدیداً کار کند.

آدم‌های فقیر شدیداً برای پول خودکار می‌کنند.

افراد ثروتمند هر هزار تومان را  به‌منزله یک بذر می‌دانند که می‌تواند برای برداشت صد هزار تومان کاشته شود که آن هم می‌تواند برای برداشت یک میلیون تومان دوباره کاشته شود. سه روش اصلی برای پول درآوردن وجود دارد:

روش مرسوم: پول در ازای زمان.

در این روش فرد با حضور در محل کار و صرف زمان و انرژی خود پول به‌دست می‌آورد. تقریباً ۹۶% مردم از این روش پول درمی‌آورند. تمام کارمندان دولتی و شرکت‌ها، کارگران و حتی وکلا، پزشکان و سایر کسانی که درآمدشان وابسته به حضور فیزیکی‌شان است در این گروه جای می‌گیرند. در کل آنها کسانی هستند که سر کار می روند و ۴۰، ۵۰، ۶۰ ساعت را با یک حقوق ثابت در آخر ماه مبادله می‌کنند. این بدترین راه و در واقع راهی غیرممکن برای ثروتمند شدن و دستیابی به استقلال و آزادی مالی است.

روش ۳ درصدی: پول در ازای پول

در این روش از پول برای کسب پول استفاده می‌شود که به آن سرمایه‌گذاری می‌گوییم. در این روش پول در سهام شرکت‌ها، بورس، طلا، اوراق قرضه و … سرمایه‌گذاری می‌شود. این روش از روش اول بسیار بهتر است بااین‌حال بدون ریسک نیست و طبق مطالعات انجام‌شده فقط سه درصد مردم به طور موثری از این روش استفاده می‌کنند.

روش ۱ درصدی: استفاده از اهرم

این گروه از طریق دیگران به خودشان قدرت می‌دهند. وقتی از این روش استفاده می‌کنید از طریق تلاش دیگران، برای زمان و بازده خودتان اهرم ایجاد می‌کنید. آنها همچنین منابع درآمد متعدد دارند. بااینکه فقط ۱% از مردم این روش را به‌کار می‌گیرند اما آنها ۹۶% ثروت دنیا را در اختیاردارند. این موفق‌ترین راه  و یک راه مشروع برای ثروتمند شدن است. هر چه بیشتر از این روش استفاده کنید بیشتر وقت آزاد پیدا می‌کنید و می‌توانید تمرکزتان را بر سایر زمینه‌های زندگی بگذارید. زمینه‌هایی چون خانواده، علایق، تفریحات و غیره.

۱۶-آدم‌های ثروتمند برخلاف ترسی که دارند، دست به عمل می‌زنند.

آدم‌های فقیر به ترس خود اجازه می‌دهند که متوقفشان کند.

میلیون‌ها نفر از مردم در مورد ثروتمند شدن، فقط «فکر» می‌کنند و هزاران هزار نفر ثروتمند شدن را تجسم، تصور یا مراقبه می‌کنند. تجسم‌ها، تصورها و دعاها و مدیتیشن‌ها ابزارهای جالبی هستند اما هیچ‌کدام از آن‌ها سر خود پولی واقعی را به دنیای حقیقی شما نخواهند آورد. در دنیای واقعی باید دست به اقدام بزنیم. همان طور که گفتیم فرآیند تجلی هر خواسته از افکار شروع‌شده تبدیل به احساسات می‌شود. احساسات منجر به اعمال گشته و اعمال باعث خلق نتایج می‌شود. افکار و احساسات بخشی از دنیای درونی هستند و اعمال و نتایج بخشی از دنیای بیرونی. اقدام و عمل پلی است بین دنیای درونی و دنیای بیرونی. باید علیرغم ترس دست به عمل بزنید.

۱۷-آدم‌های ثروتمند همیشه در حال رشد کردن و یادگرفتن هستند.

آدم‌های فقیر، فکر می‌کنند که همه موارد را می‌دانند.

اگر شما دائما در حال یادگیری نباشید، عقب خواهید ماند. موفقیت یک مهارت یادگرفتنی است. می‌توانید موفق شدن در هر موردی را بیاموزید. مهم نیست که اکنون در چه مرحله‌ای هستید. هر استادی زمانی ناشی بوده است. سریع‌ترین راه برای ثروتمند شدن و ثروتمند ماندن کار کردن بر روی توسعه دادن خودتان است. دنیای بیرون شما دقیقاً انعکاسی از دنیای درون شماست. شما ریشه هستید  نتایج شما میوه‌ها هستند.

آدم‌های ثروتمند جهت موفقیت را این‌چنین می‌دانند: باش، انجام بده، داشته باش. آدم های متوسط و فقیر جهت موفقیت را این‌چنین می‌دانند: داشته باش، انجام بده، باش. آدم های فقیر و طبقه متوسط، معتقدند که اگر من پول هنگفتی داشته باشم، می‌توانم آنچه را که می‌خواهم انجام بدهم و آدم موفقی بشوم. آدم های ثروتمند معتقدند: اگر من یک فرد موفقی بشوم قادر خواهم بود آنچه را که نیاز دارم انجام بدهم و آنچه را که می‌خواهم از جمله پول، داشته باشم. ثروتمندان واقعی می‌دانند که: هدف از ایجاد ثروت اساساً پول هنگفت داشتن نیست، بلکه کمک به رشد دادن خود می‌باشد که تا به بهترین فردی که ممکن است تبدیل شوید. برای اینکه به بهترین وجه به شما دستمزد پرداخت شود، شما باید بهترین باشید.

منبع: زندگی رویایی





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب ثروت و استقلال مالی، کسب درآمد،
برچسب ها: باور ثروت، افکار ثروتمندانه، باور ثروتمندانه، ذهن ثروتمند، باور و پول، ترموستات مالی، موسی توماج،

[ جمعه 30 تیر 1396 ] [ 07:05 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]