گنج کتاب

انگیزشی، موفقیت، رشد شخصی، شادی، سلامتی، مهارتهای زندگی، کارآفرینی و کسب ثروت

افزایش هوش و خلاقیت کودکان با آموزه‌های آلبرت اینشتین


افزایش هوش و خلاقیت کودکان با آموزه‌های آلبرت اینشتین

هرچند اینشتین متخصص تعلیم و تربیت نبود اما اهمیت بسیاری برای این موضوع قائل بود و به مناسب‌های مختلف دیدگاه‌های خود را در این مورد مطرح می‌کرد. او که خود از مدرسه گریزان بود و شیوه‌ی آموزشی مرسوم را که بسیار خشک و خشن بود کاملا اشتباه می‌دانست در تمام عمر سعی کرد که اولیا و مربیان را به در پیش گرفتن روش‌های انسانی‌تر و صحیح‌تر آموزش و تربیت تشویق کند. او با هر گونه اعمال زور و تنبیه در آموزش مخالف و معتقد بود که «بدترین چیز برای یک مدرسه آن است که روش کار خود را بر ترس و زور و قدرت‌نمایی ساختگی استوار سازد. چنین روشی ویرانگر احساسات سالم، صداقت و اعتماد به نفس شاگردان خواهد بود.» در اینجا به بررسی ۱۰ توصیه از او که می‌تواند برای تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان الهابخش و مفید باشد، می‌پردازیم.

  1. اگر می‌خواهید فرزندانتان خلاق و باهوش باشند، برایشان داستان تخیلی بخوانید. اگر می‌خواهید آن‌ها بیشتر باهوش باشند، برایشان داستان تخیلی بیشتری بخوانید.

توانایی تخیل یکی از عجیب‌ترین توانایی‌های ذهن بشری است. تخیل انسان قادر است چیزی را که وجود ندارد در ذهن خلق کند و زمینه ایجاد آن در واقعیت را آماده کند. تمام ساخته‌های بشری از اختراع چرخ و ماشین گرفته تا هواپیما و سفینه‌های فضایی و از ماشین حساب گرفته تا کامپیوتر، ابتدا فقط به شکل یک ایده در ذهن یک انسان وجود داشت. کودکان به طور طبیعی خیالپردازانی فوق‌العاده هستند اما معمولا بزرگترها با منطق خشک و خالی خیالپردازی کودکان را بی‌اهمیت تلقی می‌کنند و به جای تشویق و تحریک تخیل کودکان، آنها را صرفا با واقعیات موجود آشنا می‌کنند. با اینکه طبق تحقیقات انجام شده ۹۸ درصد کودکان ۲ تا ۵ سال از لحاظ خلاقیت در سطح نابغه قرار دارند، فقط ۲ درصد از بزرگسالان بالای ۲۵ سال می‌توانند نبوغ ذاتی دوران کودکی خود را حفظ و شکوفا کنند. داستان‌های تخیلی باعث تحریک و فعال شدن بیشتر تخیل کودکان شده و ذهن آنها را برای تفکر و ایده‌پردازی خلاقانه آماده می‌کند.

  1. مثال آوردن، یکی از راه‌های آموزش نیست، بلکه تنها راه آموزش است.

مثال و تشبیه راهی طبیعی و آسان برای یادگیری است. با مثال آوردن مفهومی دشوار و شاید انتزاعی را با چیزی عینی‌تر و آسان‌تر و قابل فهم‌تر بیان می‌کنیم. شاید یکی از علت‌هایی که معمولا درس ریاضی را سخت می‌دانند این باشد که مفاهیم آن انتزاعی‌تر است و عینا در واقعیت وجود ندارد. اما می‌توان مفاهیم ریاضی را نیز به راحتی با مثال‌های عینی بیان کرد. چیزی به نام «ضرب» در طبیعت نداریم و اگر بدون مقدمه بخواهیم به کودک مفهوم آن را آموزش دهیم با دشواری‌های بسیاری مواجه خواهیم شد. اینکه از کودک انتظار داشته باشیم «دو ضرب در دو مساوی چهار» را بفهمد بهترین راه استفاده از مثال‌هایی شبیه این است که بپرسیم «اگر دو بشقاب داشته باشیم و در هر کدام دو عدد شیرینی داشته باشیم کلا چند تا شیرینی داریم؟» در این صورت مفهوم ضرب کردن تا حدود زیادی برای او قابل فهم‌تر خواهد بود.

  1. دانش‌آموز و دانشجو بُشکه خالی نیست که بخواهید پُرش کنید! بلکه مشعلی است که باید روشنش کنید.

هدف اصلی آموزش باید تحریک کنجکاوی کودکان و ایجاد علاقه و اشتیاق در آنها برای یادگیری باشد. اما بیشتر سیستم‌های آموزشی صرفا به انتقال اطلاعات به ذهن دانش آموز می‌پردازند. در زمان‌های گذشته که ابزارهای ذخیره اطلاعات امروزی در دسترس نبود، به خاطر سپردن اطلاعات ارزشمند بود اما امروزه ما در عصر اطلاعات به سر می‌بریم و صِرف داشتن اطلاعات مزیت به حساب نمی‌آید. در عصر جدید انواع اطلاعات به سهولت در اختیار همگان قرار دارد و آنچه امروزه ارزشمند است توانایی استفاده‌ی خلاقانه از اطلاعات و دانش موجود برای حل مسائل مختلف است. به همین دلیل باید دانش‌آموزان را برای کنجکاوی و تفکر تشویق و اشتیاق دانستن و فهمیدن را در آنها تشدید کرد.

  1. من هرگز به شاگردانم درس نمی‌دهم، من فقط تلاش می‌کنم شرایطی را فراهم کنم تا خودشان یاد بگیرند.

بهترین نوع یادگیری آن است که دانش‌آموز بدون هیچ گونه احساس فشار و اضطراب، یاد بگیرد. انواع بازی‌ها، داستان‌ها و مثال‌های جذاب زمینه را برای یادگیری خود به خودی کودکان فراهم می‌کنند. یکی از مهمترین مهارت‌های که در مدرسه آموخته نمی‌شود «مهارت خودآموزی» است. یاد دادن مهارت خودآموزی به کودکان به منزله‌ی یاد دادن ماهیگیری به آنها به جای دادن ماهی به آنها است. یادگیری اکثر بزرگسالان پس از اتمام تحصیلات رسمی به پایان می‌رسد، زیرا دارای مهارت خودآموزی نیستند و فکر می‌کنند برای یادگیری هر چیزی باید به مدرسه یا دانشگاه بروند.

  1. عشق معلم بهتری نسبت به وظیفه است.

عشق و شور و اشتیاق حالت مسری دارد. وقتی معلم عاشق شغل و دانشی باشد که آموزش می‌دهد، خود به خود این شور و اشتیاق به شاگردان منتقل می‌شود. اگر معلم عاشق کودکان باشد از هر لحاظ در زندگی آنها تاثیری مثبت و ماندگار می‌گذارد. همه ما خاطرات ماندگاری از معلمانی داریم که عاشقانه تدریس می‌کردند و تمام وجود خود را وقف آموزش و تربیت کرده بودند. از لحاظ تربیتی کودکان بیشتر تحت تاثیر رفتار ما قرار دارند تا نصایح و گفتار ما. به همین دلیل یک معلم عاشق، بهترین الگوی تربیتی برای کودکان است و می‌تواند الهامبخش آنها در طول تمام عمرشان باشد.

  1. اگر نتوانی مسائله‌ای را به سادگی توضیح دهی، پس به خوبی آن را درک نکرده‌ای.

ساده‌ کردن مطالب هنری است که هر معلمی باید آن را بیاموزد. کودکان به طور طبیعی شیفته‌ی یادگیری چیزهای جدید هستند اما اگر مطالب به شکل دشوار و پیچیده برای آنها توضیح داده شود ممکن است در میزان توانایی یادگیری و هوش خود تردید کنند و به مرور اشتیاق خود به آموختن را از دست بدهند. برای ساده کردن مطلب لازم است که آن را عمیقا درک کرده باشیم. درک عمیق موضوع به معنای روشن و شفاف شدن مطلب برای خودمان است و فقط وقتی به این درک روشن مطلب رسیدیم، می‌توانیم آن را با سادگی و روشنی آموزش دهیم. برای یادگیری عمیق موضوع لازم است که شخصا در مورد آن بیندیشیم و از جوانب مختلف آن را بررسی کنیم.

  1. آموزش باید به گونه‌ای باشد که آنچه آموزش داده می‌شود به‌عنوان یک هدیه باارزش تلقی شود، و نه به‌عنوان یک وظیفهٔ سخت و دشوار.

اگر آموزش به درست انجام شود هر آنچه یاد می‌گیریم برای ما یک تحول جالب و هیجان‌انگیز و یک کشف و شهود خواهد بود. اما اگر قرار باشد چیزی را با زور و تحمیل یاد بگیریم به مرور یادگیری را چون وظیفه‌اش شاق و دشوار خواهیم یافت و تمایل طبیعی خود به آموختن را از دست خواهیم داد. ایجاد شرایط مناسب همراه با تحریک کنجکاوی کودکان و تشویق آنها برای تفکر باعث می‌شود که به یادگیری مثل یک فعالیت لذتبخش و هیجان‌انگیز نگاه کنند و با تمام وجود خود را درگیر آن کنند.

  1. برای ایده‌ای که در نگاه اول احمقانه (دیوانگی) به نظر نرسد، امیدی وجود ندارد.

یکی از اشتباهات رایج در آموزش خندیدن و تمسخر ایده‌های عجیب و غریب کودکان است. باید توجه داشت که تمام ایده‌های انقلابی در ابتدا برای عامه مردم احمقانه به نظر رسیدند. وقتی برادران رایت ایده‌ی پرواز انسان را مطرح کردند خیلی از افراد عاقل و منطقی آنها را دیوانه پنداشتند. هر ایده‌ی نو و خلاقانه در آغاز احمقانه به نظر می‌رسد. بیشتر ایده‌های کودکان نیز چنین است. زیرا آنها محدودیت دیدگاه منطقی و واقع‌بینانه بزرگسالان را ندارند. اگر کودکان را به خاطر افکار و ایده‌های عجیب و غریبشان مسخره کنیم، خلاقیت طبیعی آنها را سرکوب و مسدود می‌کنیم. برعکس هر معلمان و والدین باید بدانند که هر قدر ایده‌های کودکان احمقانه‌تر و عجیب‌تر باشد نشان آن است که قدرت ابداع، خلاقیت و ایده‌پردازی آنها بیشتر است. بنابراین به جای تمسخر باید آنها را به بررسی بیشتر و عملی کردن ایده‌هایشان تشویق کرد.

  1. راه افزایش بهره‌وری و یادگیری بیشتر این است که با چنان لذتی کارهایت را انجام بدهی که متوجه گذشت زمان نشوی.

تکالیف درسی معمولا برای دانش‌آموزان یک شکنجه به حساب می‌آید. علتش این است که اجباری است و از طرف دیگر هیچ هیجان و لذتی در آن وجود ندارد. روش‌های مختلفی برای علاقمند کردن کودکان به دروس مختلف وجود دارد. یکی آموزش صحیح و تبدیل آن به یک بازی و تفریح است. روش دیگر این است که آنها را با پاداشی که برایشان لذت بیشتری دارد تشویق کنیم. طبق نظر ویلیام جیمز، روانشناس آمریکایی، همان طور که وجود انگیزه باعث انجام کار می‌شود، عمل کردن نیز باعث ایجاد انگیزه می‌شود. اگر دانش‌آموز برای پاداش تکالیفش را انجام دهد به احتمال زیاد به خود موضوعات درسی نیز علاقمند می‌شود و انگیزه‌ی او برای یادگیری، درونی می‌شود.

  1. باور کورکورانه، بزرگ‌ترین دشمن حقیقت است.

یکی از مهمترین آموزه‌های تربیتی و آموزشی گشودن ذهن کودکان و تقویت تفکر انتقادی در آنهاست. باید به کودک آموزش داد که هر باوری را به چالش بکشد و هیچ چیز را بدون دلیل و بررسی نپذیرد. عدم رشد تفکر انتقادی یکی از دلایل عقب‌ماندگی جوامع و شیوع خرافه‌پرستی است. باورهای کورکورانه علت بسیاری از دشمنی‌ها و فجایع انسانی است. همان طور که گفته شده شک سرآغاز کشف حقیقت است. باید به کودکان یاد داد که در هر چیزی شک کنند و هر باوری را با تفکر شخصی خود بسنجند. در این صورت آنها به بزرگسالانی متفکر و روشنفکر بدل خواهند شد و اسیر باورهای کورکورانه نخواهند شد. اینشتین در این زمینه می‌گوید:«اهمیت مدرسه بیش از هر چیز در عرضه‌ی قابلیت‌هایی است که تفکر و داوری مستقل را تضمین می‌کنند نه در ارائه‌ی بعضی معلومات تخصصی.»

منبع: سایت زندگی رویایی






موضوع: تربیتی، خودشکوفایی، رشد شخصی،
برچسب ها: انشتین، انیشتین، اینشتین، نبوغ ذاتی، استعداد ذاتی، شکوفایی استعداد، نابغه،

[ جمعه 24 شهریور 1396 ] [ 06:08 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

۷ دلیلی که ثابت می‌کند شما هم می‌توانید ثروتمند شوید

۷ دلیلی که ثابت می‌کند شما هم می‌توانید ثروتمند شوید

اگر تاکنون ثروتمند نشده‌اید و به استقلال و آزادی مالی دلخواه خود دست پیدا نکرده‌اید، ممکن است درباره‌ی ثروتمند شدن دچار برخی افکار و باورهای محدودکننده باشید. بدون تردید نوع باورهای ما در مورد پول، ثروت و ثروتمند شدن، مشخص‌کننده‌ی دستاوردهای مالی ما در زندگی است. اگر بر این باور باشید که برای ثروتمند شدن حتماً باید در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا می‌آمدید یا در رشته‌ی خاصی تحصیل می‌کردید یا بسیار بیشتر از وضعیت فعلی تلاش می‌کردید؛ هر کدام از این باورها ممکن است مانعی بزرگ بر سر راه موفقیت مالی شما باشد. در این مقاله به بررسی دلایلی می‌پردازیم که نشان می‌دهد در صورتی که مصمم، متعهد و مشتاق باشید، شما هم می‌توانید ثروتمند شوید.

  1. همه‌ی ثروتمندان، ثروتمند زاده نشده‌اند

اگر شما در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا آمده باشید به دو دلیل در موقعیت بهتری از دیگران برای ثروتمند شدن قرار دارید. اول اینکه ممکن است والدین شما مقدار زیادی از ثروت خود را به شما ببخشند و یا به ارث بگذارند و یا برای شروع کسب و کار خودتان با تأمین سرمایه اولیه از شما حمایت کنند. اما دلیل مهم‌تر این است که اگر در خانواده ثروتمند به دنیا آمده باشید احتمالاً با افکار و باورهای مثبت بیشتر و موانع ذهنی کمتری در مورد پول و ثروت بزرگ شده‌اید. این دیدگاه مثبت به ثروت باعث می‌شود که راحت‌تر بتوانید به استقلال و آزادی مالی خود دست یابید. اما ثروتمندزادگان بسیاری نیز بوده‌اند که نه تنها بر ثروت موروثی خود اضافه نکرده‌اند بلکه تمام آن را نیز بر باد داده‌اند، شاید به این دلیل که بادآوره را معمولاً باد راحت‌تر با خود می‌برد. اما فرض من این است که شما نیز مثل خود من، در خانواده‌ی ثروتمند به دنیا نیامده‌اید! در غیر این صورت شاید هیچ انگیزه‌ای برای مطالعه‌ی این مقاله نداشتید. اما آیا من و شما که در خانواده‌های فقیر یا متوسط به دنیا آمده‌ایم، محکوم به یک زندگی مالی فقیرانه یا متوسط هستیم. شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد چنین نیست. اگر خودتان نیز نگاهی به دور و بر خود بکنید افرادی را خواهید یافت که از یک وضعیت فقیرانه و از راه‌های انسانی، مشروع و قانونی خود را به قله‌های ثروت صعود داده‌اند. بنابراین شما هم می‌توانید با الهام از آن‌ها این مسیر را طی کنید و به جایگاهی مشابه دست یابید.

«اغلب اشخاص به خاطر ارث یا برنده شدن در قرعه‌کشی‌های بخت‌آزمایی میلیونر نمی‌شوند، به جای آن از کاری که دوست دارند درآمد خوبی نصیب می‌برند و پس‌انداز و سرمایه‌گذاری می‌کنند.»    توماس جی استنلی و ویلیام دی دانکو از کتاب همسایه میلیونر

  1. ثروتمندان تافته‌ی جدابافته نیستند

برخی از ما فکر می‌کنیم که ثروتمندان انسان‌های خاصی هستند و تصور می‌کنیم که آن‌ها با ساختار ژنتیکی یا خصوصیات خاصی به دنیا آمده‌اند. اما حقیقت این است که ثروتمندان هم آدم‌هایی معمولی هستند. ثروتمندان هم مثل همه افراد ضعف‌ها و قوت‌های خود را دارند. در میان ثروتمندان هم انواع افراد با خلقیات، رفتار و ویژگی‌های متفاوت را می‌توان دید. کسانی که تلاش کرده‌اند خصوصیات مشترکی را در میان ثروتمندان بیابند شاید باعث شکل گرفتن این تصور شده‌اند که آن‌ها تافته‌ای جدابافته هستند اما چنین نیست. ثروتمندان باهوش‌تر از سایرین نیستند یا توانایی‌های عجیب و غریبی ندارند یا خصوصیات اخلاقی متفاوتی ندارند. ثروتمند درستکار داریم و ثروتمند خلافکار. ثروتمند صادق داریم و ثروتمند دروغگو. ثروتمند خسیس داریم و ثروتمند بخشنده. و سایر ویژگی‌هایی که در تمام انسان‌ها می‌تواند وجود داشته باشد. در اصل ثروتمند بودن باعث نمی‌شود که کسی ویژگی روانشناختیِ خاصی پیدا کند. ثروتمند شدن باعث نمی‌شود که یک نفر خسیس شود. چنین فردی وقتی فقیر و بی‌پول بود نیز حتماً خسیس بوده است اما چون آن زمان پولی برای بخشش نداشته، خساست او به چشم نمی‌آمده اما حالا که ثروتمند شده، خساست او راحت‌تر به چشم می‌آید. از طرف دیگر چون ثروت به آدم قدرت می‌دهد باعث می‌شود که ویژگی‌های او افشا شود. مثلاً اگر فردی بی‌پول دارای ویژگی سلطه‌گری و بهره‌کشی باشد، کسی به این ویژگی او پی نمی‌برد اما وقتی که ثروتمند شد این ویژگی او آشکار می‌شود. نتیجه اینکه ثروت کسی را خوب یا بد نمی‌کند بلکه ثروت و قدرت ناشی از آن فقط ذات آدم‌ها را آشکار می‌کند. بنابراین ثروتمندان هیچ تفاوتی با من و شما ندارند که آن‌ها را مستحق این ثروت و شما را از آن محروم کند. هر کسی که بخواهد ثروتمند شود و حاضر باشد متعهدانه مسیر دستیابی به آن را طی کند، در جمع ثروتمندان قرار خواهد گرفت.

  1. ثروتمند شدن به تحصیلات ربطی ندارد

بعضی از ما فکر می‌کنیم که برای ثروتمند شدن حتماً باید تحصیلات بالایی داشته باشیم. اما تحصیلات به خودی خود کسی را ثروتمند نمی‌کند. حتی ممکن است که تحصیلات مانعی هم برای ثروتمند شدن به حساب بیاید چون مهارت و دانشی که برای ثروتمند شدن لازم است چیزی نیست که لزوماً در دانشگاه‌ها تدریس شود. شاید به همین دلیل است که رابرت کیوساکی، نویسنده کتاب پدر پولدار پدر بی‌پول، می‌گوید که «شاگردان ممتاز برای شاگردان ضعیف کار می‌کنند و شاگردان متوسط برای دولت کار می‌کنند.» این حقیقت را شخصاً تجربه کرده‌ام. من به عنوان مهندس صنایع غذایی در کارخانه‌های مختلفی کار کردم که در میان صاحبان آن‌ها که ثروت میلیاردی داشتند بالاترین مدرک تحصیلی، سوم راهنمایی بود. بنابراین نداشتن تحصیلات و مدرک تحصیلی هیچ توجیهی برای ثروتمند نشدن نمی‌تواند باشد. بیشتر بیکاران جامعه ما دارای تحصیلات عالی یعنی فوق لیسانس و دکتری هستند اما نه تنها ثروتمند نیستند بلکه هیچ درآمدی نیز ندارند. البته باید توجه داشت که در این مورد نیز، باز هم خود این تحصیلات دانشگاهی نیست که مانع ثروتمند شدن است بلکه توقع صرف از مدرک دانشگاهی برای ثروتمند شدن است که مانع به حساب می‌آید. تحصیلات می‌تواند ابزاری قوی برای ثروتمند شدن باشد. همه چیز به این برمی‌گردد که چگونه به آن نگاه کرده و به چه نحوی از آن استفاده کنیم. البته در عصری که اطلاعات در دسترس همگان قرار دارد شاید باید در نگاه کلی به تحصیلات و تعریف آن بازنگری کنیم. ناپلئون هیل، نویسنده‌ی کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید، تعریف جالبی از انسان تحصیل کرده دارد که می‌تواند راهگشا باشد.

«انسانِ تحصیل کرده لزوماً کسی نیست که دانش عمومی و تخصصی زیادی داشته باشد. انسان تحصیل کرده کسی است که ذهنش را آن چنان وسعت بخشیده است که به کمک آن می‌تواند بدون زیر پا گذاشتن حقوق دیگران، به آنچه می‌خواهد، دست یابد.»

  1. ثروتمند شدن به سن و سال بستگی ندارد

ممکن است که خیلی از ما فکر کنیم که برای ثروتمند شدن هنوز خیلی جوان یا خیلی پیر هستیم. درست است که برخی روش‌های ثروتمند شدن مثل پس‌انداز کردن نیازمند سپری شدن سال‌های طولانی است اما همچنان روش‌های بسیاری برای ثروتمند شدن هست که چه در بیست سالگی و چه در شصت سالگی با استفاده از آن‌ها در طول چند سال می‌توانید به ثروت بالایی دست پیدا کنید. با نگاهی به اطراف خود می‌توانید مثال‌هایی از ثروتمندان جوان، میان‌سال و پیر را ببینید. با اینکه سن و سال تعیین کننده نیست هر چه زودتر تصمیم به ثروتمند شدن بگیرید، بهتر است. هر چه زودتر شروع کنید مسیرهای رسیدن به قله‌های ثروت و توانگری را زودتر خواهد پیمود و فرصت بیشتری برای صعود به قله‌های بلندتر و زمان بیشتری برای برخورداری و لذت بردن از ثروت خود خواهید داشت.

  1. ثروتمند شدن به محل زندگی ربطی ندارد

منظور من این نیست که میزان رونق اقتصادی و فرصت‌ها و امکانات محلی که در آن زندگی می‌کنیم در ثروتمند شدن بی‌تأثیر است بلکه منظور این است که این شرایط یک مانع غیرقابل عبور نیست. شما در هر محل و شرایطی که باشید در اطراف خود هم آدم‌هایی فقیر می‌بینید و هم آدم‌هایی ثروتمند. حتی در محروم‌ترین مناطق ایران، پتانسیل‌های بسیاری برای کسب درآمد و ثروتمند شدن وجود دارد. اما اگر بر این باور باشیم که «اینجا منطقه‌ی محرومی است و هیچ فرصت و امکان برای ثروتمند شدن نیست» قطعاً قادر نخواهیم بود فرصت‌های موجود را ببینیم و از آن‌ها استفاده کنیم. در هر جا که زندگی می‌کنید به این فکر کنید که چه چیزی در منطقه شما به وفور یافت می‌شود و چه چیزی کمیاب است. یکی از ساده‌ترین و بدیهی‌ترین راه‌های کسب درآمد برای شما خرید و فروش همین چیزهاست. اگر به دقت نگاه کنید در همان محل زندگی خود فرصت‌های بی‌نظیری برای کسب ثروت خواهید یافت. از طرف دیگر با وجود اینترنت، دسترسی به مشتری در هر نقطه‌ای از کره زمین به طور بالقوه فراهم است. ببینید که از همان محل زندگی خود چه نوع کسب و کار اینترنتی را می‌توانید ایجاد نمایید. حتی اگر وسط کویر هم باشید، فرصت‌های خوبی برای کسب درامد دارید مثلاً می‌توانید وبلاگی درست کنید و با تبلیغ جاذبه‌های منطقه خود، با دعوت توریست‌های طبیعت به محل خود کسب درآمد کنید.

«دنیا محل وفور و فراوانی است که در آن تکنولوژی در حکم موتوری بوده است که بیشترین فایده را به بیشترین تعداد مردم ارزانی داشته است.  پل زین پیلرز

  1. ثروتمند شدن به جان کندن مربوط نیست

برخی فکر می‌کنند که ثروتمند شدن نیازمند تحمل سختی‌ها و دشواری‌های بسیاری است اما حقیقت این است که سختی ثروتمند شدن بیشتر از سختی زندگی فقیرانه یا متوسط نیست. از طرف دیگر طبیعی است که هر چیزی بهایی دارد و برای صعود به قله‌های بالاتر باید انرژی‌، شهامت و تعهد بیشتری داشته باشید.

« برای اغلب مردم شکست شیوه‌ای از زندگی شده است. شکست عادتی است که رها شدن از آن دشوار است: فضای اجتماعی ما انتظارات بزرگ به ما داده، اما شرطی شدن اجتماعی روحیه‌ی ما را تضعیف کرده است. چرخه معیوبی ایجاد شده است. برای اینکه موفق شویم باید بدانیم که موفقیت هرگز دشوارتر از شکست خوردن نیست، بلکه روشی برای برنامه‌ریزی ذهنی است.»  مارک فیشر و مارک آلن در کتاب چگونه مانند میلیاردرها فکر کنیم

اگر ثروتمند باشید و به آزادی مالی برسید می‌توانید کنترل زمان خود را در اختیار داشته باشید و با سبک دلخواه خود زندگی کنید اما اگر ثروتمند نباشید احتمال زیادی وجود دارد که تمام عمر را محکوم به جان کندن باشید. تحمیل اختیاری دشواری‌های مسیر ثروتمند شدن بر خویشتن، بسیار راحت‌تر از تحمل سختی‌هایی است که فقر و ضعف مالی بر ما تحمیل می‌کند.

  1. برای ثروتمند شدن لزوماً به سرمایه اولیه نیاز ندارید

عدم وجود سرمایه‌ی اولیه، توجیه افراد زیادی برای عدم اقدام در جهت دستیابی به درآمد بیشتر و ثروتمند شدن است. اولاً همه‌ی کسب و کارها برای شروع نیاز به سرمایه زیاد ندارد و از طرف دیگر اگر برای ثروتمند شدن مصمم باشید حتماً می‌توانید سرمایه مورد نیاز را تأمین کنید. همه چیز به میزان اشتیاق و تعهد شما به ثروتمند شدن برمی‌گردد. در صورتی که دارای چنین عزم جزم و اشتیاق سوزانی برای صعود به قله‌های ثروت و توانگری باشید، حتماً راهی برای جور کردن سرمایه مورد  نیاز خواهید یافت. شاید وام بگیرید، سرمایه گذار پیدا کنید یا اطرافیان خود قرض کنید. شاید هم مناسب باشد که کار را در اندازه‌ی بسیار کوچک‌تر که متناسب است، شروع کنید و به مرور آن را توسعه دهید.

تصمیم قاطع برای ثروتمند شدن

اگر با تمام وجود برای صعود به قله ثروت مصمم باشید، هیچ مانعی نخواهد توانست شما را متوقف کند. همه چیز به میزان اشتیاق و تعهد شما به ثروتمند شدن برمی‌گردد. اگر چنین اشتیاق و عزمی در خود نمی‌بینید ممکن است ناشی از یکی از باورهای محدودکننده‌ای باشد که در این مقاله آن‌ها را بررسی کردیم. اگر از وضع مالی خود راضی نیستید شاید ترموستات مالی شما در درجه‌ی پایینی تنظیم شده است و لازم باشد که با بازنگری باورهای خود آن را برای یک زندگی ثروتمندانه تنظیم کنید. تصور کنید که اگر به ثروت دلخواه خود دست پیدا می‌کردید زندگی شما چه تغییری می‌کرد؟ خودتان، خانه، ماشین، امکانات، تفریحات و روابطتان چگونه بود؟ یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای دستیابی به این زندگی رؤیایی این است که از هم اکنون تصور کنید که رؤیاهای شما محقق شده است و از همین لحظه با افکار، احساسات و رفتارهای آن موقع، زندگی کنید. شاید این پیشنهاد خنده‌دار و حتی مسخره به نظر برسد اما این حقیقت دارد که حتی تظاهر به موفقیت شما را موفق می‌کند. تنها در صورتی ثروتمند خواهید شد که بتوانید در ذهنتان خودتان را آدمی ثروتمند ببینید و یقین داشته باشید که ثروتمند خواهید شد. تظاهر به ثروتمند بودن این باور را در ضمیر ناخودآگاه شما تثبیت کرده و برای غلبه بر موانع  مسیر صعود به قله ثروت و توانگری شما را یاری می‌کند.

«اگر شما اطمینانی مطلق که ناشی از ایمان قوی است در خود به وجود آورید، در آن صورت واقعاً قادر به انجام هر کاری خواهید بود، ولو اینکه دیگران به غیرممکن بودن آن ایمان داشته باشند.»  آنتونی رابینز

نوشته شده توسط موسی توماج ایری برای چطور

منبع: زندگی رویایی





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، کسب ثروت و استقلال مالی،
برچسب ها: ثروت، کسب ثروت، ثروتمند شدن، رشد مالی، ثروتمندان، پول، پولدارها،

[ یکشنبه 12 شهریور 1396 ] [ 04:25 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

چطور با انجام کاری که دوست داریم، کسب درآمد کنیم؟

این رویای آدم های بسیاری است که از راه‌ کار مورد علاقه‌شان بتوانند کسب درآمد کنند اما نداشتن دانش کافی، موانع ذهنی و ترس‌ها باعث می‌شود که نتوانند این هدف را عملی کنند. خودم نیز سال‌ها یکی از این افراد بودم. از سنین دبیرستان به علاقه‌ام به مباحث رشد شخصی و خودشکوفایی پی بردم و از آن زمان همواره در این زمینه به مطالعه پرداخته‌ام. عاشق نویسندگی و سخنرانی در این زمینه بودم اما به دلایلی که در مقاله‌ی چرا دنبال کار و شغلی که دوست داریم، نمی‌رویم؟ توضیح داده‌ام همیشه از این که به طور حرفه‌ای وارد این کار شوم و از این طریق کسب درآمد کنم، رویگردان بودم.  آیا کاری هست که با تمام وجود به آن علاقه داشته باشید و بیشترین لذت و شادی را برایتان به ارمغان می‌آورد؟ آیا هم اکنون از طریق این کار کسب درآمد می‌کنید یا به ‌عنوان تفریح و سرگرمی آن را انجام می‌دهید؟ اگر در قبال تفریحتان به شما پول زیادی پرداخت شود، آیا باز هم کار فعلی‌تان را ادامه خواهید داد؟ کدام راه برای کسب درآمد آسان‌تر است؟ هر کاری ممکن است مشکلات و سختی های خودش را داشته باشد اما اگر عشق،  لذت و اشتیاق شدید انگیزه انجام کارتان باشد بازهم فشارها و مشکلات مسیر همان تأثیر مخرب و شکننده را بر شما خواهند داشت که یک کارِ از روی اجبار دارد؟ در این مقاله به تشریح شش گامی می‌پردازم که ما را قادر می‌سازد تا با انجام کاری که دوست داریم کسب درآمد کنیم. این گام‌ها به من کمک کرد بتوانم از طریق کار عاشقانه‌ام یعنی سخنرانی و نویسندگی انگیزشی کسب درآمد کنم و در نهایت آن را به شغل اصلی‌ و تمام وقتم بدل کنم، پس حتما برای شما هم می‌تواند مفید و موثر باشد.

گام اول: کاری را که دوست دارید مشخص کنید

تشخیص اینکه واقعاً به چه چیزی علاقه دارید گام اول و بسیار اساسی است. هیچ تست و آزمون روان‌شناختی قادر نیست به‌ اندازه تجارب شخصی، الهام و شهود قلبی‌تان شما را در تشخیص آن کمک کند. باید به درون خود رجوع کنید و علاقه و اشتیاق اصیل خود را بیابید. این کاری است که نسبت به انجام آن شور و اشتیاق زیادی دارید و برایتان لذت‌بخش و سرگرم کننده است. وقتی کاری را انجام می‌دهید که به آن عشق می‌ورزید و متعهد به کسب درآمد از آن طریق می‌شوید، دیگر فقط کار نمی‌کنید. دیگر صبح‌ها به‌ زور از خواب بیدار نخواهید شد بلکه به سبکی یک پر بیدار خواهید شد. از کشف آنچه یک روز دیگر برایتان خواهد داشت به هیجان خواهید آمد. جریان انرژی خلاق و سرور درونی در تمام طول روز با شما خواهد بود. حالا شما از انجام چه کار یا فعالیتی لذت می‌برید؟

  • چه کاری شما را به هیجان می‌آورد؟
  • از انجام چه کاری در اوقات فراغت خود لذت می‌برید؟
  • چه کاری شما را به وجد می‌آورد؟
  • آیا چیزی هست که شما را چون یک کودک به هیجان آورد؟
  • به‌عنوان یک بزرگ‌سال باید ببینیم که در کودکی بیش از همه به چه بازی‌هایی علاقه داشتیم و در حال حاضر چه بازی و تفریحی بیش از همه برای ما لذت‌بخش، هیجان‌انگیز و معنادار است؟

اگر هنوز پاسخ را نیافته‌اید فرض کنید که در یک قرعه‌کشی مبلغ بسیار زیادی پول برنده‌ شده‌اید که تا آخر عمر شما تمام نمی‌شود. در این صورت چطور زندگی می‌کردید و چه کاری انجام می‌دادید؟ بسیاری می‌گویند:«به دور دنیا سفر می‌کردم. در جزایر قناری به استراحت می‌پرداختم و از این قبیل.» منظور این است که بعد از مسافرت و کسب لذات دیگر چکار می‌کردید؟ اگر بتوانید خود را در آن شرایط تصور کنید حتماً قادر به تشخیص علاقه و اشتیاقتان خواهید بود.

اکثر آدم‌ها فعالیت‌های مورد علاقه خود را به‌عنوان تفریح و سرگرمی نگاه می‌کنند؛ اما فکر نمی‌کنند که چرا نباید از همان راه کسب درآمد هم بکنند؟ اشتباه است اگر فکر کنیم که چون از چیزی لذت می‌بریم نباید از آن طریق امرارمعاش کنیم. شاید فکر کنید که در آن زمینه زیاد نمی‌دانید یا حرفه‌ای نیستید. این اصلاً مهم نیست. با توجه به علاقه‌ای که در شما وجود دارد مهارت و دانش لازم را می‌توانید به سهولت و سرعت یاد بگیرید.

«انسان‌های موفق تحت تأثیر شور و اشتیاق قلبی خود هستند. آنها چه در هنر و چه در کسب‌وکار آدم‌های رمانتیک و احساسی هستند. تحت تأثیر عشق به کارشان نیرو می‌گیرند و دست ‌به ‌کار می‌شوند. می‌خواهند کار جدید، مهم و ماندگاری انجام دهند. موفق‌ها رویایشان را در قلبشان حفظ می‌کنند و برای دستیابی به آن از هیچ اقدامی فروگذار نمی‌کنند.»   مایک ویکت

گام دوم: داستان زندگی و کار رویایی خود را بنویسید

«ظرفیت ما برای کسب ثروت و موفقیت، محدودیتی ندارد به شرط اینکه جرات کرده و رویاهای بزرگ داشته باشیم.»       مری کی

رویاهای بزرگ سوخت موتور احساسات و اشتیاق ما هستند. آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده‌اید که «زندگی رویایی» شما چگونه می‌توانست باشد؟ لطفاً همین الآن چند ثانیه به این موضوع فکر کنید. لحظه‌ای زندگی رویایی خود را تصور کنید. این شاید اولین و مهم‌ترین قدم در راه تحقق زندگی رویایی‌تان باشد. هیچ تغییر مثبتی در زندگی ما خودبه‌خود اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه ما بخواهیم که اتفاق بیفتد. برای دستیابی به زندگی دلخواهمان باید بدانیم که این زندگی چگونه خواهد بود. ما معمولاً در میان انبوه اشتغالات روزمره فرصتی برای اندیشه دربارۀ دورنما و اهداف اصلی زندگی خود نداریم. تا وقتی که آگاهانه به زندگی رویایی خود نیندیشیم و تصوری از آن نداشته باشیم هرگز امکان تحقق آن وجود نخواهد داشت. پس باید هرچه زودتر با خود خلوت کنیم و به هر آنچه از زندگی می‌خواهیم بیندیشیم.

قسمت مهمی از داستان زندگی رویایی شما را کاری را که دوست دارید، تشکیل می‌دهد. از مهندسی معکوس استفاده کنید. فرض کنید از انجام کاری که برای شما راحت، آسان و لذتبخش است به ثروتی رویایی دست یافته‌اید. در این صورت چه احساسی خواهید داشت؟ روز خود را چطور سپری خواهید کرد؟ دوستان شما چه کسانی خواهند بود؟ به چه میزان درآمد دست خواهید یافت؟ وقتی شرایط کار رویایی خود را با تمام جزئیات مشخص کنید و دائما به آن بیندیشید، احساس کنید و در عمل با این احساسات زندگی کنید، قدرت‌های درونی زیادی را برای دستیابی به آن بیدار می‌کنید و تحقق هدف را برای خود راحت‌تر و لذتبخش‌تر می‌سازید.

گام سوم: دانش و مهارت لازم را بیاموزید

حالا شما می‌دانید به چه کار یا فعالیتی علاقه دارید. ممکن است شما قبلاً تا حدودی در آن زمینه فعالیت کرده و مقداری دانش و مهارت در آن زمینه داشته باشید. کسب دانش و مهارت در زمینه کارمان یکی از مهم‌ترین عوامل برای کسب درآمد بالا است. میزان درآمد ما نسبت مستقیمی باکیفیت محصول و خدماتمان دارد. برای ارائه محصول یا خدمتی باکیفیت باید در آن زمینه تخصص و مهارت بالایی داشته باشیم. علاقه و استعداد به معنی تخصص و مهارت در آن زمینه نیست. برعکس علاقه و استعداد، تخصص امری اکتسابی است. ما متخصص به دنیا نمی‌آییم و باید دانش و تخصص لازم در هر زمینه‌ای را کسب کنیم و فرابگیریم. هرچند با داشتن علاقه و استعداد، کسب دانش و مهارت با سهولت، لذت و سرعت بیشتری انجام خواهد شد. روش‌ها و امکانات و منابع مختلفی برای افزایش دانش و مهارت و کسب تخصص وجود دارد.  پیشنهادهای زیر می‌تواند مفید باشد.

  • خودآموزی کنید
  • به کتاب‌ها مراجعه کنید
  • از اینترنت بهره ببرید
  • در دوره آموزشی شرکت کنید
  • از کارگاه‌های آموزشی استفاده کنید
  • کارآموزی کنید
  • همیشه در حال یادگیری باشید

گام چهارم:یک سیستم درآمدزایی موفق پیدا کنید

حالا شما اطلاعات و مهارت روزافزونی در رشته مورد علاقه خود دارید اما آیا داشتن تخصص و مهارت برای درآمدزایی کافی است؟ بدیهی است که چنین نیست. افراد متخصص بسیاری با حقوق ثابت و ناچیز برای کارفرمایانی که خیلی دانش و مهارت کمتری از خودشان دارند، مشغول کار هستند. رابرت کیوساکی نویسنده کتاب «پدر پولدار پدر بی پول» جمله جالبی دارد. او گفته:

«دانش‌آموزان زرنگ برای دانش‌آموزان تنبل کار می‌کنند و دانش‌آموزان متوسط برای دولت کار می‌کنند.»

پس صرف هوش، دانش و مهارت زیاد برای کسب درآمد بالا و ثروتمند شدن کافی نیست. آنچه ما نیاز داریم یک سیستم درآمدزایی است که امتحانش را داده و تضمین شده باشد. در هر رشته و در هر کاری بدون یک سیستم درآمدزایی مناسب نمی‌توان به سود بالا و مداوم دست‌ یافت. خوشبختانه تقریباً هر زمینه کاری و هر فعالیتی که شما مایل به فعالیت باشید قبلاً توسط دیگران انجام شده است. این خبر خوبی است به دلیل اینکه نیازی نیست همه ‌چیز را از ابتدا با آزمون ‌و خطا یاد بگیرید. این مسیر از قبل طی شده و این کار انجام شده است. تنها کاری که لازم است بکنید این است که به دنبال اطلاعاتی بگردید تا به شما کمک کند که همان کار را انجام دهید. باب برگ در کتاب «اصول موفقیت» سیستم را چنین تعریف می‌کند:

«روند قابل پیش‌بینی دستیابی به یک هدف بر مبنای یک مجموعۀ منطقی و مشخص از اصول راهنمای عملی.»

سیستم قدرت پیش‌بینی به شما می‌دهد و اگر سیستم را مو به مو اجرا کنید شما را دقیقاً به هدف می‌رساند. مایکل گربر در کتاب «افسانه کارآفرینی» درباره قدرت یک سیستم می‌نویسد:

«سیستم‌ها به افراد عادی امکان می‌دهند که به نحوی قابل پیش‌بینی به نتایج فوق‌العاده برسند. هر چند که بدون یک سیستم، برای افراد فوق‌العاده هم سخت است که به نحوی قابل پیش‌بینی به نتایج عادی برسند.»

گام پنجم: اجرای فوری سیستم درآمدزایی

وقتی سیستمی را یافتید که برای کار شما جواب می‌دهد، ضروری است که آن را به‌کار بگیرید و فوراً هم این کار بکنید. هیچ زمان مناسبی برای «شروع کردن» وجود ندارد. زمان مناسب هم اکنون است. پس وقت را تلف نکنید. اطلاعات، مهارت و سیستم را فوری به‌کار بگیرید. افراد موفق همین حالا انجامش می‌دهند چون می‌دانند که در غیر این صورت ممکن است قربانی «قانون تضعیف تصمیم» شوند که می‌گوید:

«هرچقدر برای انجام کاری که می‌دانید همین الآن باید انجامش دهید بیشتر صبر کنید، احتمالش بیشتر می‌شود که اصلاً هیچ‌وقت آن را انجام ندهید.»

نگران ناقص و بد انجام دادن کار نباشید. این توصیه زیگ زیگلر، نویسنده و سخنران ممتاز، را جدی بگیرید:

«هر چیزی که ارزش انجام شدن دارد، ارزش دارد که بد انجام شود تا اینکه یاد بگیرید چطور آن را خوب انجام دهید.»

منظور این نیست که کاری را به ‌عمد بد انجام دهیم بلکه غرض این است که مسئله اصلی عمل کردن است، عالی بودن به ‌موقع خودش حاصل می‌شود.

«منتظر نشوید، هیچ‌وقت «سرِ وقتش» نمی‌شود. از هر جا که ایستاده‌اید شروع کنید و با هر ابزاری که در اختیارتان است مشغول شوید. همین‌طور که پیش می‌روید ابزارهای بهتری پیدا خواهد شد.»                ناپلئون هیل

گام ششم: از دست کشیدن دست بکشید

«چیزی در دنیا جای مداومت و پشتکار را نمی‌گیرد. استعداد جای مداومت را پر نمی‌کند. دنیا پر از انسان‌های بااستعداد شکست‌خورده است. نبوغ جای مداومت را نمی‌گیرد. بسیاری از نوابغ شکست می‌خورند. تحصیلات جای مداومت را پر نمی‌کند. دنیا پر از ناکام‌های تحصیل‌کرده است. مداومت و عزم و اراده از هر عاملی قدرتمندتر هستند.»   توماس واتسون، مؤسس آی.بی.ام

حالا شما کاری را که به آن علاقه و اشتیاق دارید می‌شناسید و در آن زمینه اطلاعات و مهارت و یک سیستم و یک نقشه حرکت در دست دارید و مشتاق هستید که همین حالا، همین امروز، شروع کنید. حالا اگر در طول مسیر زمین خوردید، چه می‌شود؟ و ضمناً می‌دانید که حتماً زمین خواهید خورد. اینجا، جایی است که برای بسیاری کار تمام می‌شود. آنها با اولین شکست کار را رها می‌کنند و دیگر ادامه نمی‌دهند. مشکلات فرصت‌هایی هستند که باعث می‌شوند به موارد بهتری برسیم. آنها موانعی بر سر راهمان هستند تا تجارب بیشتری کسب کنیم و در کارمان پخته‌تر شویم.

پشتکار و مداومت تمایز واقعی افراد موفق از افراد شکست خورده است. ناپلئون هیل یک فصل از کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» را به «مداومت» اختصاص داده است. او می‌نویسد:

«هیچ کیفیتی به‌اندازه مداومت و پایداری کارساز نیست. وقتی دربارۀ پیامبران، فیلسوفان، اعجازگران و رهبران مذهبی بررسی می‌کنیم بدون استثنا به این نتیجه می‌رسیم که مداومت، تمرکز و تصمیم قطعی و هدف مشخص منابع اصلی موفقیت آنها بوده است.»

هر چه طولانی‌تر و بیشتر مقاومت کنیم احتمال موفقیت ما بیشتر می‌شود. بسیاری از مردم وقتی که تنها چند قدم تا موفقیت فاصله‌دارند دست از تلاش می‌کشند و تسلیم می‌شوند. قبل از موفقیت باید مشکلات موقتی را بپذیریم، تا از آنها بیاموزیم و بر آنها غلبه کنیم.

«دنیا گرد است، جایی که ممکن است به نظر آخر راه برسد می‌تواند آغاز راه باشد.»   ایری بیکر پریست

گاه متوجه نیستیم که بزرگ‌ترین موفقیت‌ها و دستاوردها بسیار به ما نزدیک‌تر از آن‌اند که تصور می‌کنیم و تنها یک گام با ما فاصله‌دارند. پس این گام را بردارید. انفعال و تسلیم شدن ما را از دستیابی به اهدافمان بازمی‌دارد. «باید از دست کشیدن دست بکشیم» و علیرغم همه مشکلات به راهمان ادامه دهیم و جز با در آغوش گرفتن هدف متوقف نشویم.

«برای محقق ساختن زندگی رویایی خود چه چیزهایی را حاضر هستید فدا کنید یا چه چیزهایی را تحمل‌کنید؟ مهم نیست رویای شما چقدر راحت به سویتان می‌آید، در هر حال شما باید چیزهایی را قربانی کنید تا به آن دست ‌یابید. اگر اولویت اول را به رویای خود نداده و برای آن وقت کافی نگذارید، هرگز محقق نخواهد شد.»      باب پراکتور

نوشته شده توسط موسی توماج ایری برای چطور

منبع: زندگی رویایی





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، کسب ثروت و استقلال مالی،
برچسب ها: پول، ثروت، علاقه، استعداد، علاقه شغلی، درآمد آسان، ثروتمند شدن،

[ سه شنبه 7 شهریور 1396 ] [ 12:41 ق.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]