گنج کتاب

انگیزشی، موفقیت، رشد شخصی، شادی، سلامتی، مهارتهای زندگی، کارآفرینی و کسب ثروت

رسالت شخصی شما چیست؟

در مقالۀ رسالت شخصی خود را کشف کنید! اشاره شد که پیدایش ما بر روی این سیاره اتفاقی نیست بلکه هر یک از ما برای مقصودی خاص به دنیا آمده‌ایم. این مقصود و غایت را رسالت شخصی نامیدیم. در همان مقاله ویژگی‌های رسالت شخصی و تمایز آن با هدف را توضیح دادیم. در نوشتۀ حاضر به بیان دو مثال از افرادی که رسالت شخصی خود را کشف و در راستای آن زندگی می‌کنند، پرداخته و در آخر تمرینی را برای کشف رسالت شخصی توضیح می‌دهیم.

بازیابی رسالت شخصی

جولی وقتی بچه بود خیلی به حیوانات علاقه داشت و به همین دلیل والدین او فکر کردند که او برای کار در مورد حیوانات ساخته شده است و در طول دوران رشدش دائما به او می‌گفتند: «جولی، تو باید دامپزشک شوی. تو دامپزشک بزرگی می‌شوی. این همان کاری است که باید انجام دهی.» بنابراین وقتی او به دانشگاه دولتی اوهایو رفت، دروس زیست‌شناسی، کالبدشناسی و شیمی را انتخاب کرد تا دامپزشک شود. بورسی که دریافت کرد به او اجازه می‌داد تا سال آخر را در منچستر انگلستان به تحصیل بپردازد. دور از خانواده و دوستان، روزی خود را پشت میزش یافت در حالیکه با کتابهای زیست‌شناسی احاطه شده بود. همین‌طور که از پنجره به منظرۀ بیرون خیره شده بود، ناگهان این فکر به ذهنش آمد: میدانی چیست؟ من خیلی بدبختم. چرا من این قدر بدبختم؟ دارم چکار می‌کنم؟ نمی‌خواهم دامپزشک باشم!

سپس جولی از خودش پرسید: «کدام کار است که به قدری عاشقش هستم که حاضرم مجانی انجامش دهم؟ دامپزشکی نیست. این مناسب من نیست.»

بعد همۀ کارهایی را که در طول زندگی انجام داده بود، در نظر آورد و فکر کرد کدام یک بیش از همه او را شاد می‌کرد، و بعد به ذهنش خطور کرد – همۀ کنفرانس‌های رهبری که او داوطلبانه در آن شرکت کرده بود و همین‌طور دوره‌های آموزشی ارتباطات و رهبری که به عنوان واحدهای اختیاری در ایالت اوهایو گذارنده بود. شوکی به او وارد شده بود با خود گفت: «چطور توانستم این قدر بی‌توجه باشم؟ الان سال چهارم هستم و تازه فهمیدم که مسیر اشتباهی را آمده‌ام و کار درستی را انتخاب نکردم. با اینکه همیشه این کار در مقابل من قرار داشته تا الان هیچ وقت فرصت نداشتم در مورد آن چیزی بدانم.»

جولی که کشف رسالت شخصی‌اش او را غرق در شور و هیجان ساخته بود، بقیۀ سال را به گذراندن دوره‌هایی در زمینۀ ارتباطات و عملکرد رسانه‌ای گذراند. وقتی به ایالت اوهایو برگشت، توانست دولت آنجا را متقاعد کند که به او اجازه دهند برنامۀ خود را در مورد «مطالعات رهبری» اجرا کند و در حالیکه دو سال دیگر مانده بود تا فارغ‌التحصیل شود، مقام مشاور مدیریت ارشد در آموزش رهبری وتوسعۀ پنتاگون را به دست آورد. در مسابقۀ دختر شایستۀ ویرجینیای آمریکا هم اول شد، که به او اجازه داد قسمت اعظم سال ۲۰۰۲ را صرف سخنرانی برای کودکان ویرجینیا کند  و جدیدا هم او به عنوان الگو و مشاور انجمن جوانان شناخته شده است که به بچه‌ها یاد می‌دهد چگونه الگوهای بهتری برای یکدیگر باشند. به هر حال جولی فقط ۲۶ سال دارد، و این نشان می‌دهد که کشف نبوغ ذاتی و رسالت شخصی چه تاثیری می‌تواند در زندگی شما و دیگران ایجاد کند.

سیستم هدایت درونی

وظیفۀ روح این است که به آرزوهای خود وفادار باشد. خود را تسلیم شور و شوق اصلی‌تان کنید.        دام ربکا وست، نویسنده

شما با یک سیستم هدایت درونی متولد شده‌اید که از روی میزان شادی و رضایتی که احساس می‌کنید، به شما می‌گوید آیا در جهت شکوفایی نبوغ ذاتی و رسالت شخصی‌تان حرکت می‌کنید یا نه؟ هر آنچه بیشترین شادی را به شما می‌دهد، در راستای رسالت شما قرار دارد.

برای کشف رسالت‌ شخصی‌تان فهرستی از مواقعی که بیشترین شادی و سرزندگی را حس کرده‌اید، تهیه کنید.

عناصر مشترک این تجارب چه هستند؟ این ویژگی‌ها را در قالب یک جمله که بیانگر رسالت شخصی‌تان باشد، بنویسید.

از خود بپرسید که چطور می‌توانید با انجام کارهایی که برایتان فرح‌بخش است، امرار معاش کنید؟

پت ویلیام معاون ارشد تیم جادویی بسکتبال ارلاندو است. او ۳۶ کتاب نوشته و یک سخنران حرفه‌ای است. وقتی از او در مورد بزرگترین راز موفقیتش سوال شد جواب داد: «تا جوان هستید مشخص کنید که از انجام چه کاری بیشترین لذت را می‌برید و آن را دوست دارید، سپس زندگی خود را طبق چگونگی امرار معاش از آن کار برنامه‌ریزی کنید.» برای پت جوان، ورزش بیسبال از همه خاص‌تر بود. وقتی پدرش برای اولین بار او را برای تماشای مسابقه بیسبال در فلادلفیا برد، او عاشق آن بازی شد. پت فهمید دلش می‌خواهد در رشته‌ای ورزشی حرفه‌ای شود. او تمام لحظاتش را به آن بازی اختصاص داد. کارت‌های بیسبال جمع‌آوری کرد، ورزش کرد و موضوعاتی در زمینۀ ورزشی برای روزنامۀ مدرسه نوشت.

پت به مرحله‌ای رسید که در دفتر تیم فیلیس فلادلفیا شغلی برای خود به دست آورد و بعد با اعضای تیم بسکتبال همکاری کرد. وقتی اتحادیۀ ملی بسکتبال امتیاز توسعه تیم را به اورلاندو اهدا کرد، پت آنجا بود و این مبارزه را رهبری می‌کرد. حالا او در ۶۰ سالگی، از ۴۰ سال انجام کاری که عاشقش بود، لذت برده و از هر دقیقۀ آن بهره جسته است.

وقتی در مورد چیزی یا موضوعی که بیشترین شادی را برای شما به ارمغان می‌آورد، اطلاع داشته باشید، سرنخ مهمی برای کشف نبوغ ذاتی و رسالت شخصی خود در اختیار دارید زیرا این دو باهم همسو هستند.

تمرینی برای کشف رسالت شخصی

  1. دو تا از ویژگی‌های منحصر به فرد خود را نام ببرید مثلا خوشبینی و خلاقیت.
  2. وقتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنید، دوست دارید کدام ویژگی‌ها را از جانب آنها دریافت کنید. دو نمونه از آنها را نام ببرید مثلا حمایت کردن و الهام.
  3. همین الان فرض کنید که دنیا کامل است. این دنیا شبیه چیست؟ هرکس چطوری با کسی دیگر ازتباط برقرار می‌کند؟ احساس او شبیه چیست؟ پاسخ خود را در مورد نگرش‌تان به دنیا و احساس‌تان را در مورد آن به صورت جمله‌ی به زمان حال بنویسید که وضعیت نهایی را توصیف کند. به خاطر داشته باشید که دنیای کامل مکانی شاد است.
  4. پاسخ‌های سه سوال بالا را به صورت یک بند با هم ترکیب کنید و به صورت یک جمله درآورید.

این جمله ساختار کلی رسالت شخصی شما را مشخص می‌کند و نشان می‌دهد که نبوغ ذاتی شما در چه زمینه‌ای است و چگونه باید در جهت تحقق رسالت شخصی‌تان به کار گرفته شود.

**************

آیا این مقاله برای شما الهامبخش بود؟

لطفا نظر خود را با ما و سایر دوستان در همین صفحه در میان بگذارید؟


همچنین بخوانید:

رسالت شخصی خود را کشف کنید!

با این نشانه‌ها نبوغ ذاتی خود را شناسایی کنید!





موضوع: موفقیت، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: رسالت شخصی، نبوغ ذاتی، دارما، موسی توماج، زندگی رویایی، طرح زندگی، ماموریت زندگی،

[ جمعه 25 تیر 1395 ] [ 05:27 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

خصایل نبوغ ذاتی

خصایلی وجود دارد که برای شکوفایی نبوغ ذاتی ضروری است. در این نوشته برخی از مهمترین خصایل نبوغ ذاتی را برمی‌شماریم.

شهامت

زندگی یا ماجرایی جسورانه است یا هیچ.           هلن کلر

شجاعت و شهامت خصلتی است که مارا در برابر موانع راه پایدار نگاه می‌دارد. شجاعت بنیان بسیاری از ارزش‌های عالیِ انسانی است. رولو می، روانشناس وجودی، معتقد است که «شجاعت، فضیلت باارزشی در میان سایر ارزش‌های شخصی نظیر عشق یا وفاداری نیست، بلکه بنیاد و اساسی است که زیربنای همه فضیلت‌ها و ارزش‌های شخصی دیگر است و به آنها واقعیت می‌بخشد. بدون شجاعت، عشق ما به شکل وابستگی رنگ می‌بازد. بدون شجاعت، وفاداری ما به سازشگری بدل می‌شود.» باید باید بدانیم که شجاعت و شهامت به معنای فقدان ترس، یاس و ناامیدی نیست، بلکه توانایی اقدام و حرکت به جلو علیرغم ترس، یاس و ناامیدی است. شجاعت باعث می‌شود که به رسالت شخصی خود متعهد باشیم، افکار و اندیشه‌های خود را ابراز کنیم و با گوش دادن به ندای وجدان خویش، به زندگی خود غنا و تعالی ببخشیم.

شهامت سرشار از سحر و نبوغ است.    فلورانس اسکاول شین

ما برای فراتررفتن از محدودیت وجود خود و جامعه و گام نهادن در سرزمین‌های ناشناختۀ وجود خویش به جسارت و شهامت نیاز داریم. شجاعت لازمۀ شکوفایی نبوغ ذاتی و خلاقیت ماست.

بزرگ اندیشی

زندگی کوتاه‌تر از آن است که کوچک باشم.    دیزرائیلی

برای تحقق استعدادها و توانایی‌های ذاتی خود باید از دایرۀ کوچک روزمرگی فراتر برویم. باید اهدافی بزرگ و همتی عالی داشته باشیم.

مرغ را پر می‌برد تا آشیان                 پرّ انسان همت است ای مردمان        مولوی

باید اهداف شخصی خود را به رسالت شخصی و رسالت شخصی را به هدفی جهان‌شمول پیوند بزنیم. اهداف و آرزوهای کوچک هرگز انگیزه و انرژی لازم را برای تحقق کامل نبوغ ذاتی ما فراهم نمی‌کنند. اهداف حقیرانه و سهل‌الوصول، بزرگترین و قویترین استعدادهای درونی ما را پنهان و سرکوب می‌نمایند.

بزرگ‌ترین خطر  برای اکثر ما این نیست که اهداف ما خیلی بزرگ و دور از دسترس است، بلکه برعکس خیلی نزدیک است و خیلی زود آن را به‌دست می‌آوریم.     میکل‌آنژ

مداومت

نبوغ یک استعداد بالقوه است و جز با یادگیری مهارت‌های لازم و تلاش مداوم رشد نمی‌کند و به شکوفایی نمی‌رسد. ممکن است بسیاری فکر کنند نوابغ بدون هیچ تلاشی به موفقیت‌های بزرگ دست می‌یابند ولی واقعیت کاملاً عکس این است.

نبوغ یک درصد استعداد و نود و نه درصد تلاش مداوم است.  اینشتین

پشتکار و مداومت از ویژگی بارز هر نابغه‌ای است. اما باید بدانیم که این تلاش و پشتکار با تقلا و جان کندن سایر آدم‌ها تفاوت اساسی دارد. کاری که نوابغ انجام می‌دهند برایشان حکم بازی و تفریح را دارد. تلاش آنان به جدیت کودکان هنگام بازی می‌ماند. آنها کار عاشقانه خود را انجام می‌دهند و در واقع کار آن‌ها تفریح‌شان است. به خاطر همین است که  می‌توانند به طور خستگی‌ناپذیر ساعت‌ها به تلاش‌شان ادامه دهند.

مبنای مداومت و پایداری قدرت اراده است. اراده نیرویی است که ما را بر هدف تمرکز می‌دهد تا علیرغم شکست‌های موقتی بتوانیم به تلاش خود ادامه دهیم و تسلیم نشویم.

چیزی در دنیا جای مداومت و پشتکار را نمی‌گیرد. استعداد جای مداومت را پر نمی‌کند. دنیا پر از انسان‌های بااستعداد شکست‌خورده است. نبوغ جای مداومت را نمی‌گیرد. بسیاری از نوابغ شکست می‌خورند. تحصیلات جای مداومت را پر نمی‌کند. دنیا پر از ناکام‌های تحصیل‌کرده است. مداومت و عزم و اراده از هر عاملی قدرتمندتر هستند.       توماس واتسون، مؤسس آی.بی.ام

مشکلات فرصت‌هایی هستند که باعث می‌شوند به موارد بهتری برسیم. آنها موانعی بر سر راهمان هستند تا تجارب بیشتری کسب کنیم و در کارمان پخته‌تر شویم.

هر چه طولانی‌تر و بیشتر مقاومت کنیم احتمال موفقیت ما بیشتر می‌شود. نوابغ به‌راحتی تسلیم نمی‌شوند. ادامه راه ممکن است مشکل باشد اما نباید تسلیم شوید و درحالی‌که درس‌های جدیدی می‌آموزید، بخش‌هایی تازه را در وجودتان پرورش دهید و تصمیمات مشکل اتخاذ کنید.

ادیسون قبل از اختراع لامپ ده هزار بار شکست خورد. اشخاص عادی با تجربه کردن اولین شکست دست از تلاش برمی‌دارند. به همین دلیل است که در زندگی با انبوه اشخاص عادی و تنها با یک ادیسون روبرو هستیم.     ناپلئون هیل

آرامش و تمرکز

در زندگی پرسرعت و پرتنش امروزی، آرامش، به گوهری نایاب می‌ماند. اما تا وقتی که دستیابی به آرامش را وابسته به شرایط بیرونی بدانیم خبری از آن نخواهد بود. زندگی به طور طبیعی با مقداری تنش و اضطراب همراه است. آگاهی از اینکه هر لحظه ممکن است بمیریم و تمام رشتۀ وابستگی‌هایمان گسسته شود زایندۀ عمیق‌ترین و معمولا پنهان‌ترین اضطراب‌های ماست که آنها را اضطراب‌های وجودی می‌نامیم. ما برای بکارگرفتن حداکثر پتانسیل‌های درونی به تمرکزی کانونی نیازمندیم و لازمه این تمرکز آن است که آرامش داشته باشیم. ایمان مذهبی همیشه راهی برای کسب آرامش درونی بوده است.

با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرند.    قرآن

آرامش باعث می‌شود که بتوانیم تمام توجه خود را در لحظه و در کاری که مشغول آنیم حفظ کنیم.

از آرامش و اطمینان، نیرو خواهی گرفت.     انجیل

علاوه بر دلهره‌ها و اضطراب‌های وجودی، ذهن در حالت عادی خود همواره در حال تولید افکار خودبخودی است. همیشه در ذهن ما مناظره‌ای در جریان است که تمرکز ما را مختل می‌کند.

ذهن هیچ‌گاه درست کار نمی‌کند مگر هنگامی که در آرامش است.         سنکا

ذهن فقط در حالت آرامش و تمرکز می‌تواند دریافت‌کننده الهام و شهود باشد و خلاقیت درونی را به ظهور برساند. ما باید یاد بگیریم که ذهن را از حالت خلبان خودکار خارج ساخته و خود کنترل آن را به دست بگیریم. همان طور که قبلا گفتیم چون ذهن برای حفظ بقا طراحی شده همواره دنبال خطرات و امور منفی است و هیمن افکار منفی خود تنش و اضطراب ایجاد کرده مانع تمرکز ما می‌شود. خودآگاهی به افکار و مناظره ذهنی، باعث آرامش می‌شود.

مراقبه بر ذهن باعث سکون و آرامش و تقویت تمرکز می‌شود.

سکوت عاملی است که چیزهای بزرگ را به وجود می‌آورد.      توماس کارلایل

ذهن ما همیشه در حالت سکون و آرامش بالاترین بازدهی را خواهد داشت. هزار و یک عامل و افکار مزاحم همواره در پی برهم زدن تمرکز و توجه ماست. اراده عاملی است تا بتوانیم توجه خود را بر یک چیز متمرکز ساخته و هر عامل مزاحمی را کنار بزنیم. تنها در حالت تمرکز و غرق شدن در کار است که می‌توانیم خلاق باشیم و از محدوده‌های معمول فراتر برویم. ما باید تمام ذهن، قلب و روحمان را به کاری که در حال انجامش هستیم ببخشیم تا بتوانیم نبوغ ذاتی خود را هرچه تمامتر به ظهور برسانیم.

همان طور که مسلمانان هنگام ورود به مسجد کفش های خود را جلوی درب در می‌آورند، من هم هنگام کار کردن جسم خود را در خارج از اتاق کارم می‌گذارم. پیکاسو

هر روز دقایقی را به تمرکز و مراقبه اختصاص دهید. سعی کنید در طول روز از افکار خودبخودی و مناظره‌های ذهنی خود آگاه باشید. این تمرین باعث می‌شود که به مرور ذهنتان آرام و آرامتر شود. نوشتن راهی برای تخلیه افکار مزاحم است. نوشتن برنامه‌های روزانه در شب قبل باعث می‌شود که ذهن آرامتر شده و خواب بهتری داشته باشیم.

******************

آیا این نوشته را دوست داشتید؟

آیا برای شما الهامبخش و مفید بود؟

نظر خود را در همین صفحه با ما در میان بگذارید.


همچنین بخوانید:

هفت مانعی که نمی‌گذارد نبوغ ذاتی خود را شکوفا کنید

دانش-مهارتی ضروری که در مدرسه و دانشگاه یاد نمی‌دهند


منبع: سایت زندگی رویایی






موضوع: موفقیت، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: نبوغ، نبوغ ذاتی، موسی توماج، سایت زندگی رویایی، خودنبوغ شناسی، نبوغ طبیعی،

[ شنبه 12 تیر 1395 ] [ 11:12 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

مسئولیت صد در صد زندگی خود را به عهده بگیرید!

برخی متفکران انسان را موجود توجیه‌گر نامیده‌اند. ما می‌توانیم به راحتی تمام اشتباهات، شکست‌ها، تنبلی‌ها و مشکلات خود را با نسبت دادن آنها به والدین، آموزگارن، جامعه، آب و هوا، جنسیت، دولت و غیره توجیه کنیم. با این کار شاید مقداری از احساس گناه و عذاب وجدانمان کم شود اما هیچ تغییر مثبتی در وضعیت زندگی‌مان صورت نخواهد گرفت. منظور این نیست که سایر عوامل در زندگی ما بی‌تاثیر هستند بلکه غرض این است که چون ما کنترلی بر آن عوامل نداریم گذاشتن مسئولیت زندگی‌مان بر دوش آنها هیچ فایده‌ای برایمان نخواهد داشت. اما قبول مسئولیت کل زندگی خود، ما را در موضعی قرار می‌دهد که بتوانیم مسیر زندگی خود را در جهت دلخواه تغییر دهیم.

بنیان موفقیت بر این نهاده شده است که صد در صد مسئولیت کیفیت زندگی خود را بر عهده بگیریم. اگر می‌خواهید موفق باشید باید مسئولیت صد در صد هر مسئله‌ای را که در زندگی‌تان با آن روبرو می‌شوید بر عهده بگیرید. این شامل سطح پیشرفت، نتایجی که به وجود می‌آورید، کیفیت روابط، وضعیت سلامت و تناسب جسمانی، درآمد، میزان بدهی، احساسات و هر چیز دیگر شما می‌شود.

اما این کار ساده‌ای نیست.

در حقیقت، بیشتر ما عادت کرده‌ایم علت وقایع ناخوشایندی را که در زندگی ما رخ می‌دهد، به چیزی خارج از خودمان نسبت بدهیم. ما والدین، رئیس، دوستان، رسانه‌ها، همکاران، ارباب رجوع، همسر، آب و هوا، اقتصاد، نمودار ستاره‌شناسی، بی‌پولی و کلا هر کسی یا هر چیزی را که می‌توانیم برچسب مقصر بودن به آن بزنیم، مقصر می‌دانیم. هیچ وقت نمی‌خواهیم ببینیم که مشکل واقعی خودمان هستیم.

وقت آن رسیده که جستجوی بیرون از خود را برای یافتن علت اینکه چرا زندگی و اهدافی را که می‌خواستید به دست نیاورده‌اید متوقف کنید، چون این شما هستید که کیفیت زندگی خودتان را خلق می‌کنید و نتایج دلخواه خود را به وجود می‌آورید.

شما و نه هیچ کس دیگر!

برای دستیابی به موفقیت‌های بزرگ و ساختن زندگی رویایی خود هیچ راهی ندارید جز اینکه مسئولیت زندگی خود را تمام و کمال بر عهده بگیرید. پذیرفتن مسئولیت صد در صد زندگی یعنی اطلاع داشته باشی هر اتفاقی که برایت می‌افتد، خودت خالق آن هستی. اگر می‌خواهی واقعا موفق باشی پس مقصر شمردن دیگران و گله و شکایت از اوضاع و زمانه را کنار بگذار و مسئولیت کل زندگی خود را بر عهده بگیر. این پیش‌نیاز خلق زندگی موفق است. با اطلاعات، آگاهی، باورها، عادات و رفتارهایی که داشته‌ای، توانسته‌ای زندگی فعلی خود را به وجود آوری. اگر بدانی که وضعیت فعلی را خودت به وجود آورده‌ای پس می‌توانی همه چیز را آن طور که می‌خواهی دوباره خلق کنی.

۹۹ درصد همۀ شکست‌ها از کسانی ناشی می‌شود که عادت دارند عذر و بهانه بیاورند.     جرج واشنگتن

اگر می‌خواهید زندگی رویایی خود را خلق کنید، پس باید مسئولیت صد در صد زندگی خود را هم به عهده بگیرید. این یعنی همۀ بهانه‌ها، همۀ داستان‌های قربانی بودنتان، همۀ دلایلی که چرا نمی‌توانید و چرا تا الان به اهداف خود نرسیده‌اید، و همۀ عادت‌هایی را که شرایط بیرونی را متهم می‌کردید و مقصر می‌شمردید، کنار بگذارید. باید برای همیشه همۀ آنها را کنار بگذارید.

باید در موقعیتی قرار بگیرید که همیشه قدرت تغییر دادن آن را داشته باشید، آن را درست کنید و نتیجه دلخواه را به وجود آورید. به هر دلیلی – نادانی، عدم آگاهی، ترس، نیاز به برحق بودن، نیاز به احساس امنیت – شما انتخاب کردید که از قدرت خودتان استفاده نکنید. مهم نیست. گذشته درگذشته. آنچه اکنون اهمیت دارد این است که از همین لحظه این شما هستید که انتخاب می‌کنید که چه کنید و چه نکنید و صد در صد مسئولیت نتیجه آن را هم می‌پذیرید.

نمونه‌های فراوانی وجود دارد که مردم بر محدودیت‌ها، مشکلات و موانع غلبه کرده‌اند. بنابراین، این عوامل محدودکننده نیست که شما را محدود می‌کند. این شرایط و وضعیت خارجی نیست که شما را محدود می‌کند. این خود شما هستید که مانع خود هستید. ما هستیم که خودمان را متوقف می‌کنیم. ما با افکار محدودکننده، باورهای منفی، عادت‌های مخرب، رفتارهای ناشی از ترس، میانمایگی و عافیت‌طلبی مانع دستیابی خود به رویاهایمان می‌شویم. پس لطفا از سر راه موفقیت خود کنار بروید!

واکنش شما در برابر رویدادها نتایج زندگی شما را رقم می‌زند.

رویداد + واکنش = نتیجه

اصل قضیه این است که هر نتیجه‌ای که در زندگی به دست می‌آورید (موفقیت یا شکست، ثروت یا فقر، سلامت یا بیماری، آشنایی یا جدایی، کامیابی یا بدبختی) همه حاصل این است که چگونه در برابر رویداد یا حادثۀ قبلی زندگی خود واکنش نشان داده باشید.

اگر علاقه‌ای به نتایج فعلی زندگی خود ندارید، دو راه پیش‌رو دارید که می‌توانید یکی را انتخاب کنید:

  1. می‌توانید رویداد را بابت فقدان نتایج دلخواه مقصر بدانید.

که در این صورت فقط تداوم این وضعیت را تضمین می‌کنید.

  1. می‌توانید به راحتی واکنش خود را نسبت رویدادها تغییر دهید تا بالاخره نتایج دلخواه را به دست آورید.

می‌توانید طرز تفکر و نگرش خود را تغییر دهید، ارتباطات خود را تغییر دهید، تصاویر ذهنی خود را تغییر دهید، می‌توانید رفتار خود را تغییر دهید. این‌ها تنها چیزهایی هستند که روی آنها کنترل دارید. اکثر آدمها برده عادات ذهنی خودشان هستند. ما با باورها، رفتارها و عادات کهنه خود شرطی شده‌ایم. باید کنترل مجدد افکار، تصورات، رویاها خیال‌پردازی‌های روزانه و رفتارهای خود را در اختیار بگیریم تا آنچه فکر می‌کنیم، می‌گوییم و انجام می‌دهیم، به صورت ارادی درآید تا با مقاصد، ارزش‌ها و اهداف ما مطابقت داشته باشد.

اگر به انجام کاری که همیشه می‌کردید ادامه دهید، همان را به دست می‌آورید که همیشه به دست می‌آوردید.

*********************

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟

نظر خود را با ما و سایر اعضای سایت در میان بگذارید.


همچنین بخوانید:

لطفا از سر راه موفقیت خود کنار بروید!

موفقیت، برنده شدن و خوشبختی


منبع: سایت زندگی رویایی






موضوع: موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: موفقیت، اصول موفقیت، جک کنفیلد، موسی توماج، زندگی رویایی، رشد شخصی، اصول،

[ چهارشنبه 2 تیر 1395 ] [ 06:37 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]