گنج کتاب

انگیزشی، موفقیت، رشد شخصی، شادی، سلامتی، مهارتهای زندگی، کارآفرینی و کسب ثروت

عالم بی‌عمل و درخت بی‌ثمر

بسیاری از باورهای جا افتاده در فرهنگ عمومی که زمانی صادق و مفید بوده‌اند در زندگی امروز نیاز به بازبینی و بازاندیشی دارند. از جمله آنها این ضرب‌المثل است:

عالم بی‌عمل مثل ‌درخت بی‌ثمر است

در این جمله عالم به درخت و عمل به ثمر و میوه تشبیه شده است. این تشبیه از چند وجه دارای اشکال است و گاها نتیجه‌گیری‌های نادرست و نامربوطی از آن گرفته می‌شود.

عالم بی‌عمل
من در زمینه کسب ثروت و استقلال مالی آموزش می‌دهم. مبنای آموزش من، دانش و اطلاعاتی است که در این زمینه با مطالعه و تحقیق کسب کرده‌ام. برخی دوستان به من ایراد می‌گیرند که اگر خودت ثروتمند و میلیاردر نیستی چطور می‌خواهی به دیگران آموزش بدهی که ثروتمند شوند؟ در نگاه اول حرف آنها منطقی به نظر می‌رسد اما با بررسی دقیق‌تر نادرستی این ادعا مشخص می‌شود.
آیا استادان اقتصاد و بازرگانی همه ثروتمند هستند؟ و آیا اگر ثروتمند نباشند علم آنها فاقد ارزش و اعتبار است؟
آیا نباید از توصیه‌های پزشکی که ما را از سیگار کشیدن منع می‌کند اما خودش سیگاری است، پیروی کنیم؟
از طرف دیگر آیا کسی که ثروتمند است لزوما دانش کسب ثروت را هم دارد؟
آیا یک فرد موفق، به صرف موفق بودن، علم و دانش موفقیت را هم در اختیار دارد؟
ما قادریم بسیاری از کارها را انجام دهیم اما از اصول و دانش انجام آن کارها بی‌اطلاعیم.
بسیاری از مربیان بزرگ ورزشی هیچ‌گاه به عنوان ورزشکار در آن رشته ورزشی موفقیتی کسب نکرده‌اند اما آنها مربیان بزرگی هستند و میلیون‌ها دلار درآمد دارند. از طرف دیگر بسیاری از قهرمانان ورزشی هیچ گاه در مربیگری موفقیتی کسب نمی‌کنند.

علم بی‌ثمر
من در اینجا علم را در معنای کلی و وسیع خود استفاده می‌کنم و منظور از آن هر نوع دانش، آگاهی و اطلاعات درست است. در معنای خاص آن برخی علوم در نگاه اول فاقد هرگونه فایده‌ای به نظر می‌رسند. برخی می‌پرسند ریاضیات یا ادبیات به چه دردی می‌خورند و چه فایده‌ای دارند؟
روزی یکی از شاگردان اقلیدس، ریاضیدان بزرگ یونانی، در کلاس درس از او پرسید که ریاضیات چه فایده‌ای دارد؟ اقلیدس گفت: از فردا باید شهریه پرداخت کنی!
بدون ریاضیات نه ماشین حسابی وجود داشت و نه کامپیوتری. ریاضیات ابزار و زبان بسیاری از علوم دیگر است.
ادبیات و علوم انسانی بنیان فرهنگ و تمدن بشری است.

علم و دانش فی‌نفسه ارزشمند است.

درخت بی‌ثمر
من عاشق باغبانی و درختکاری هستم. در محوطه خانه روستایی که در شمال دارم، درختان مختلفی کاشته‌ام. بیشتر آنها درختان غیرمثمر هستند و میوه‌ای تولید نمی‌کنند. همه به من می‌گویند این درختان هیچ فایده‌ای ندارند و پیشنهاد می‌کنند به جای آنها درختان میوه بکارم. این حرف اصلا برای من قابل قبول نیست.
همین طرز فکر باعث شده که ما جنگل‌ها را نابود و آنها را تبدیل به آجر و سیمان و آسفالت یا در بهترین حالت تبدیل به زمین زراعی کنیم. حالا با گرم شدن زمین، از بین رفتن لایه ازن و بروز انواع آلودگی‌های زیست محیطی و نابودی انواع گونه‌های گیاهی و جانوری و عناصر طبیعی تازه داریم پی می‌بریم که هر موجودی در طبیعت جایگاه ویژه و منحصر به فرد خود را دارد و هیچ یک از آنها زائد نیست.

از طرف دیگر ما امروزه در اثر بمباران تبلیغاتی پیامهای بازرگانی و زندگی در میان دیوارها حساسیت زیباشناختی خود را از دست داده‌ایم. دیگر نمی‌توانیم زیبایی ذاتی طبیعت را از یک تکه سنگ گرفته تا پشه، مگس و مار و درخت عرعر یا گل شبدر را تشخیص دهیم.
فقط یک انسان با نگاه عمیق و لطیف است که می‌تواند بگوید:
چرا می‌گویند آسب حیوان نجیبی است
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد؟

درخت فی‌نفسه ارزشمند است

عالم بی‌عمل و درخت بی‌ثمر
در زمان‌های دور، اجداد ما به دلیل نادانی و احساس خطر، به هر کسی که ادعای علم و دانش می‌کرد بدبین می‌شدند. مثلا وقتی کسی ادعا می‌کرد فلان گیاه خواص خوبی دارد یا شفابخش است؛ می‌گفتند که اول خودش آن را بخورد. چون می‌ترسیدند که شاید او با گیاهی سمی قصد کشتن آنها را داشته باشد. این نوع ذهنیت به مرور باعث شکلگیری این باور شد که هر کسی که علمی دارد باید به آن عمل کند و در غیر این صورت علم او ارزشی ندارد. این دیدگاه شاید در مسائل تربیتی و اخلاقی درست باشد. شما نمی‌توانید دروغگو باشید اما بخواهید به دیگران صداقت و راستگویی را آموزش دهید. اینجا عمل و توصیه باید باهم همسو و سازگار باشند اما در مورد آموزش سایر علوم و مهارتها چنین نیست و بین علم و عمل به آن تمایز قائل شد.

منبع: سایت زندگی رویایی





موضوع: موفقیت، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: عالم، عالم بی عمل، درخت، درخت بی ثمر، موسی توماج، سایت زندگی رویایی،

[ سه شنبه 31 فروردین 1395 ] [ 01:59 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

چطور مثل خدا فکر کنیم؟ مقاله‌ای از جو ویتال

مثل خدا فکر کردن یعنی تفکر بی‌حدومرز…

آیا واقعا فکر می‌کنید تفکر خدا حدومرز دارد؟

واقعا فکر می‌کنید خدا برای انجام ندادن کارها بهانه می‌آورد؟

نکته‌ای که در اینجا مطرح است این است که:

اگر می‌خواستید تظاهر کنید خدا هستید چطور فکر می‌کردید؟ چطور عمل می‌کردید؟ چه می‌گفتید؟

مطمئنم خداوند از اینکه  پول یا هر چیز دیگری ببخشد اکراه ندارد.

مطمئنم خداوند نگرانِ آن نیست که پول چطور به او می‌رسد.

مطمئنم خداوند برای آنچه می‌بخشد نیز حدوحدود نمی‌گذارد.

پس اگر مثل خدا فکر می‌کردید چه کاری انجام می‌دادید؟

این پرسش شگفت‌انگیز وارد همۀ ابعاد زندگی شما می‌شود.

اگر مثل خداوند فکر می‌کردید در روابطتان چطور عمل می‌کردید؟

اگر مثل خداوند فکر می‌کردید در جامعه چطور رفتار می‌کردید؟

این چیزی بیش از یک تمرین رهایی‌بخش در تصویرسازی خلاق است.

فرصتی برای وسعت بخشیدن به قلبتان نیز هست.

چطور مثل خدا فکر می‌کنید؟

وانمود کنید. وانمود کنید خدا هستید.

اگر خدا بودید چطور فکر می‌کردید؟

من که شخصا وقتی وانمود می‌کنم مثل خدا فکر می‌کنم دیگر به هیچ محدودیتی فکر نمی‌کنم.

ذهنم همه چیز را در نظر می‌گیرد: علاج سرطان؟ البته! میلیون‌ها دلار در بخت‌آزمایی بُرون؟ بله.

کار راحتی است! حل معضل گرسنگی در دنیا؟ اشکالی ندارد!

البته، تحقق بخشیدن به این اهداف عظیم و گسترده، داستانی دیگر است.

پس بیایید برویم سراغ فرد، سراغ شما، سراغ خودم.

اگر در زندگی خودم مثل خدا فکر می‌کردم چه تفاوتی ایجاد می‌کردم؟

شما چطور؟ اگر شما مثل خداوند فکر می‌کردید همین حالا چه کار می‌کردید؟

اگر می‌خواهید پولی ببخشید، ببخشید.

اگر می‌خواهید کتابی بنویسید، شروع کنید به نوشتن.

اگر می‌خواهید کسب و کاری راه بیندازید، دست به کار شوید.

محدودیتی وجود ندارد.

فقط مثل خدا فکر کنید.


منبع: سایت زندگی رویایی



موضوع: موفقیت، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: تفکر خداگونه، افکار بزرگ، فکر بزرگ، جو ویتال، موسی توماج، سایت زندگی رویایی،

[ یکشنبه 22 فروردین 1395 ] [ 09:46 ق.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

غلبه بر ترس به روش مایکل جردن

همان‌طور که امرسون گفته «ترس می‌تواند به سرعت یک گلوله انسان را از پا درآورد». چه بسیار رویاهایی که، ترس، مانع پیگیری و تحقق آنها شده است. در این مقاله از زبان یک اسطورۀ ورزشی به روش غلبه بر ترس خواهیم پرداخت.

بی‌تردید و با تائید بسیاری، مایکل جردن بزرگترین بازیکن بسکتبال تمام دوران است. اما این افتخار یک شبه به دست نیامد. او در پایه دهم دبیرستان سعی کرد به تیم اول بسکتبال آموزشگاه ملحق شود، اما با قد ۱۸۰ سانتی‌متری به نظر برای بازی در آن سطح بسیار کوتاه بود. دوست بلند قامت‌تر او هاروست اسمیت تنها فردی بود که در آن پایه به تیم اول راه پیدا کرد.

او حتی برای تیم دبیرستانش هم انتخاب نشد. این اتفاق شاید هر کسی را ناامید می‌کرد و از خیر پرداختن حرفه‌ای به ورزش می‌گذشت اما با این شکست مایکل برانگیخته شد تا ارزش‎هایش را اثبات کند، او تبدیل به ستارهٔ تیم دوم آموزشگاه شد و در چند بازی توانست بیش از چهل امتیاز کسب کند. طی تابستان بعدی او ۱۰ سانتی‌متر رشد و به سختی تمرین کرد. او در فهرست تیم اول جای گرفت و در دو فصل پایانی بازیش در دبیرستان به طور متوسط در هر بازی ۲۰ امتیاز بدست آورد.

اما این تمام ماجرا نبود. او در آغاز فعالیت حرفه‌ای و وقتی که تازه به عنوان یک ستاره کشف شده بود، با شکستگی پا مواجه شد و ۶۴ بازی را از دست داد اما او قویتر و مصمم‌تر از قبل به میدان بازگشت. جردن یکی از تاثیرگذارترین ورزشکاران بارز نسل خودش بود و افتخارات بسیاری کسب کرد و به یکی از محبوب‌ترین اسطوره‌های ورزشی تمام دوران‌ها تبدیل شد.

مایکل جوردن، ذهنیت یک قهرمان را داشت. جملات او همواره الهامبخش افراد برای تلاش، استقامت، شهامت و اشتیاق سوزان برای دستیابی به رویاها بوده است.

در اینجا نوشته بسیار الهامبخش جردن را درباره ترس می‌خوانیم:

هرگز به از دست دادن یک گل فکر نمی‌کنم. می‌پرسید چرا؟ جون هر وقت که انسان به نتیجه بدی فکر می‌کند، افکار منفی به ذهنش خطور می‌کند.

خیلی‌ها هستند که از ترس شکت قادر به انجام کاری نیستند، آنها همان‌هایی هستند که فقط به نتایج منفی اعمال خود می‌اندیشند. آنها می‌ترسند از اینکه دیگران آنها را «بد» و یا «بی‌لیاقت» و «بی عرضه» بدانند. من تشخیص داده‌ام که اگر قرار است در زندگی به هدف بزرگی دست بیابم به جای فرورفتن در لاک دفاعی باید به هدف حمله کنم و به خودم بگویم که موظفی به هدف برسی. هرگز نمی‌توان با ذهنیتی منفعل به هدفی رسید.

به چیزی جز رسیدن به هدفی دشوار فکر نمی‌کنم و می‌دانم که ترس، چیزی جز توهم نیست. شما فقط گمان می‌کنید که مانعی بر سر راهتان قرار دارد، در حالی که ابدا این‌طور نیست. تنها چیزی که هست فرصتی است برای آن که همه توان خود را به کار بگیرید و موفق شوید. اگر هم آنچه می‌کنم برای من بهترین نتیجه را نداشته باشد، حداقل سودش این است که قادرم به پشت سر نگاه کنم و به خود بگویم «من نهایت سعی خودم را کردم و از حرکت نترسیدم». شکست همیشه باعث شده است که دفعه بعد بیشتر تلاش کنم.

به همین دلیل است که همیشه به همه گفته‌ام که «مثبت فکر کنید» و در هر شکستی، ذخیره لازم را برای حرکت بعدی خود پیدا کنید. غالبا شکست باعث می‌شود که شما زودتر به هدف برسید. اگر قرار باشد ماشینی را تعمیر کنیم، با هربار تعمیر، ماشین را بهتر می‌شناسیم و در نتیج راه پیمودن با آن را بهتر می‌آموزیم و زودتر به مقصد می‌رسیم. بسیاری از اختراعات پس از صدها شکست به وجود آمده‌اند.

فکر می‌کنم، ترس غالبا ناشی از فقدان تمرکز است. اگر هنگامی که در خط حمله ایستاده‌ام به این موضوع فکر کنم که ده میلیون تماشاچی در سراسر دنیا تماشایم می‌کنند، حتی یک گل هم نمی‌توانم بزنم، به همین دلیل همیشه سعی کرده‌ام  از نظر ذهنی، خود را در محیطی آشنا بپندارم و به لحظاتی بیندیشم که توانسته‌ام توپ را در سبد بیندازم و سپس از همان حرکات، احساسات و فنون استفاده کنم و به هدف برسم.

به نتیجه فکر نکنید، فقط همه توانتان را به کار بگیرید که وظیفه‌تان را کامل و بی‌نقص انجام بدهید. وقتی این‌طور فکر کردید، آرامش خاطر پیدا می‌کنید و به نتیجه دلخواه هم می‌رسید. یادتان باشد که شما نمی‌توانید همه عناصر و عوامل را کنترل کنید و خیلی چیزها از دست انسان خارج است اما شما بر مهمترین وسیله موفقیت می‌توانید کنترل داشته باشید و آن ذهن شماست.

من نمی‌توانم بپذیرم که سعی نکنم. من در ذهنم می‌دانستم که چه می‌خواهم باشم و چه نوع بازیکنی بشوم. من دقیقا می‌دانستم کجا می‌خواهم بروم و با وجود تمام ترس‌ها و شکست‌ها روی آن نقطه متمرکز شدم تا اینکه به آن رسیدم.


همچنین بخوانید:

لطفا از سر راه موفقیت خود کنار بروید!
درس‌های زندگی که از یک مرغ دریایی می‌توان آموخت

منبع: سایت زندگی رویایی





موضوع: موفقیت، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: ترس، غلبه بر ترس، مایکل جوردن، موفقیت، ترس ها، موانع موفقیت، موسی توماج،

[ دوشنبه 16 فروردین 1395 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

راز ثروتمند شدن سریع

راز ثروتمند شدن سریع، ربطی به پول درآوردن ندارد! این جمله در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد. گویندۀ این جمله در ادامه به شما نشان خواهد داد که چگونه این کار ممکن است. او کسی است که لقب ناپلئون هیل قرن ۲۱ را دریافت کرده است. مایک لیتمن یک کارآفرین، مربی موفقیت، سخنران و نویسنده اهل نیویورک است. حالا این راز را از زبان او می‌خوانیم.

ثروتمند شدن …

یک راه سریع و یک راه کند دارد.

اگر راهِ کندش را می‌خواهید … این است:

کار کنید،

کار کنید،

کار کنید،

فقط متمرکز شدن بر «کسب و کارتان»، کندترین راه برای ثروتمند شدن است.

بگذارید تکرار کنم:

فقط متمرکز شدن بر «کسب و کارتان»، کنترین راه برای ثروتمند شدن است.

مطابق تجربه شخصی من، این جمله ۱۰۰% صحیح است. زمان نشان خواهد داد که آیا شما هم به همین نتیجه خواهید رسید یا نه.

می‌بینید که من به‌طور اتفاقی، آخرین راز کسب درآمد معنوی را پیدا کردم و من حالا آن را با شما در میان می‌گذارم.

من به این گنج معنوی دست پیدا کردم و ظرف ۷۶ روز بعد از چاپ کتابم، بدون اینکه پولی صرف تبلیغات کنم، بدون هیچ فعالیت روابط عمومی، بدون هیچ سخنرانی، کتابی که ناشرش تبدیل به شماره پرفروش‌های آمازون شد و ۲۹ ساعت در این جایگاه باقی ماند.

صنعت چاپ می‌گوید که چنین چیزی بی‌سابقه است. در واقع این یک رکورد جهانی است.

راز ثروتمند شدن سریع، ربطی به پول درآوردن ندارد!

جریان نقدینگی در کسب و کار شما مهم است. هیچ‌کس شکی در این مورد نخواهد داشت. اما اگر تنها تمرکزتان بر روی «جریان نقدینگی، جریان نقدینگی، جریان نقدینگی» باشد، آن وقت برای شما هم مثل ۹۷٫۹% کسانی که این مطلب را می‌خوانند، ثروت خیلی کُ…ن…د ظاهر خواهد شد … درست مثل سرعت حرکت ترافیک در یک خیابان مرکز شهر در ساعت شلوغی … خیلی کُند.

اگر می‌خواهید خیلی سریع ثروتمند بشوید، از تمرکز بر روی پول درآوردن دست بردارید.

توجهه داشته باشید که در عالم قدرتی وجود دارد که من آن را تازه کشف کرده‌ام و مسیر سریعِ حرکت به سوی ثروت را باز می‌کند. در عالم قدرتی وجود دارد که کلید حقیقیِ آزادی مالی شما را در اختیار دارد. در عالم قدرتی وجود دارد که به من نشان داده تا چه حد حیرت انگیز است.

یک سیستم برای این کار وجود دارد که الان آن را خواهید شنید و به زودی در در سراسر دنیا طنین خواهد انداخت. این چیزی نیست جز «استفاده از قدرت بازدهی و عشق برای کمک به دیگران که به شما کمک کنند».

امروزه کارآفرین‌های زیادی هستند که دارند با این اصل زندگی می‌کنند. حالا چیزی که نیاز دارید سیستمی است که به این اصل قدرتمند دست پیدا کنید تا شما هم بتوانید همین کار را بکنید.

دوست من، استفاده از این اصل در زندگیت معجزه ایجاد خواهد کرد، ۱۰۰% هم تضمین شده است.

این چهار قدم به تنهایی مسئول این بودن که کتاب من، به جایگاه شمارۀ ۱ در فهرست پرفروش‌های آمازون برسد.

در واقع کتاب من، نتیجۀ خالص استفاده از این اصل است: «استفاده از قدرت بازدهی و عشق برای کمک به دیگران که به شما کمک کنند».

چهار قدم لازم برای به کار انداختن قدرتمندترین راز ایجاد ثروت سریع که هرگز بیان نشده، اینهاست:

 ۱ روابط جدیدی ایجاد کنید

باید با افراد جدید آشنا بشوید. پیشقدم بشوید. تا وقتی آشنایی ایجاد نشود، هیچ چیز نمی‌تواند اتفاق بیفتد. پیشقدم شوید.

۲  در رابطه‌ها، فراتر از حد انتظار ظاهر شوید

می‌تواند این جمله را بگویید که «اگر هر کمکی از دست من برمی‌آید، لطفا بگو!».

وقتی کمکی درخواست می‌شود، آن را به‌طور کامل انجام بدهید. این کار باعث می‌شود با نثار قلب‌تان به دیگران، آنها هم قلب‌شان را نثارتان کنند.

انجامِ کاری بیشتر، خصیصۀ کلیدی فراتر از حد انتظار ظاهر شدن است.

۳ از قدرت درخواست کردن برای ایجاد فرصت‌های بازدهی در زندگی‌تان استفاده کنید

همان مثل قدیمی است: طلب کنید و آنگاه به شما عطا خواهد شد.

۴ بلافاصله دست به عمل بزنید و به قدرت این اصل دست پیدا کنید

عالم کاملا گشوده است. همین حالا دست به عمل بزنید. دست به عمل بزنید. دست به عمل بزنید.

این قدرتمندترین اصلی است که من برای رسیدن به رفاهی که می‌خواهید، در کوتاه‌ترین زمان ممکن بلد هستم. حتی بعد از مصاحبه با تعداد خیلی زیادی از میلیونرها، باز هم اصلی قوی‌تر از این به چشمم نخورده است.

اگر می‌خواهید به این اصل قدرتمند دست پیدا کنید، این مقاله را چند مرتبه بخوانید و آن وقت شروع خواهید کرد به «دیدن» اینکه این اصل جهانی چطور عمل می‌کند.

منبع: گفتگو با میلیونرها جلد ۳ نوشته مایک لیتمن ترجمه افشین ابراهیمی انتشارات نسل نواندیش


همچنین بخوانید:

۱۰ توصیه طلایی یک میلیاردر ماجراجو به جوانان

چرا نابرده رنج را گنج میسر می‌شود؟ راه آسان ثروتمند شدن


منبع: سایت زندگی رویایی






موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی،
برچسب ها: ثروت، کسب و کار، درآمد، کارآفرینی، اشتغل زایی، ثروت سریع، موسی توماج،

[ یکشنبه 8 فروردین 1395 ] [ 04:57 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

میل جنسی و نقش آن در موفقیت

میل جنسی همواره به عنوان یکی از تابوها به پستو رانده شده و در مورد جوانب مختلف اهمیت و تاثیرات آن در زندگی کمتر صحبت شده است. این محدودیت هرچند ممکن است در حال حاضر در فرهنگ غرب کمتر باشد اما خطوط قرمز تاریخی در این مورد در همه جا آن قدر پررنگ بوده که خیلی کم در مورد اهمیت و نقش میل جنسی در جوانب مختلف حیات انسانی بحث شده است.

سکس و عشق

در همین ابتدا باید اشاره کنم که منظور ما در اینجا آن میل جنسی است که منتج از یک عشق باشد. بنابراین صرف وجود و ابزار میل جنسی نه تنها نمی‌تواند موفقیت و دستاورد خاصی را برای کسی رقم بزند بلکه در حالت افراطی آن ممکن است باعث سقوط و شکست افراد شود. در اینجا منظور ما بیشتر ارتقا دادن میل جنسی و وجوه متعالی‌تر میل جنسی یا همان تعبیر تصعید است که فروید به کار می‌برد.

تبدیل نیروی جنسی به انواع مختلف نیروها از جمله خلاقیت تصعید جنسی خوانده می‌شود. به گفته فروید، تصعید یا پالایش sublimation به معنای تغییر جهت انگیزش‌های جنسی از ارضای اولیه از طریق رابطه جنسی به سایر اشکال ارضاء است که با نیازهای جامعه انطباق دارند. به بیان دیگر، تصعید راهی است برای آنکه انگیزش‌های جنسی از ‌راه‌هایی که از نظر اجتماعی مورد تایید هستند، ارضاء شوند.

استحالۀ میل جنسی

همان طور که در مقاله زندگی پیامبر اسلام؛ الهامبخش پرفروشترین کتاب کسب و کار جهان آورده‌ام کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید شاهکاری است بی‌نظیر که عصاره تحقیقات یک محقق مشتاق و شیفتۀ قدرت‌های درونی انسان به نام ناپلئون هیل می‌باشد.

ناپلئون هیل فصل یازده کتاب بیندیشید و ثرتمند شوید را دقیقا به این موضوع اختصاص داده و عنوان این فصل را راز استحالۀ میل جنسی گذاشته است.

هیل معتقد است که برای رسیدن به این استحاله کافیست که ذهن را از اندیشه‌های فیزیکی به افکاری با ماهیت دیگر تبدیل کنیم.

میل جنسی قویترین میل موجود در انسان است و کسی که تحت تاثیر آن قرار می‌گیرد از نیروی تصور و تخیل فراوان برخوردار می‌شود. شجاعت، قدرت اراده، مداومت و خلاقیتی پیدا می‌کند که در سایر اوقات وجود خارجی ندارند.

میل جنسی در انسان به اندازه‌ای قدرتمند است که شخص به خاطر آن شهرت و اعتبار خود را به خطر می‌اندازد و حتی جانش را در معرض خطر قرار می‌دهد. وقتی از این میل جنسی به درستی استفاده شود تحت تاثیر تصور و تخیل و شجاعت ناشی از آن، ادبیات، هنر و پول و ثروت صورت خارجی پیدا می‌کند.

استحالۀ میل جنسی مطمئنا مستلزم اعمال قدرت اراده است اما پاداش دریافتی به تلاش آن می‌ارزد. میل ابراز جنسی درونی و طبیعی است. این میل را هرگز نباید سرکوب کرد و از بین برد. به جای آن باید راه عبوری به آن داد که در خدمت جسم، ذهن و روحیۀ انسان قرار گیرد. اگر این اجازه عبور به آن داده نشود، کانال‌های صرفا فیزیکی پیدا می‌کند.

رابطه موفقیت با میل جنسی متعالی

ناپلئون هیل معتقد است که به راستی کسی که می‌تواند از میل جنسی به گونه‌ای خلاق استفاده کند انسان خوشبختی است. بررسی‌ها دو حقیقت را در این زمینه نشان داده‌اند:

  1. انسان‌های موفق از طبیعت جنسی متعالی برخوردارند. به عبارت دیگر آنها هنر تبدیل میل جنسی را آموخته‌اند.
  2. مردان موفق در ادبیات، صنعت، هنر و سایر حرفه‌ها تحت تاثیر نفوذ یک زن قرار داشته‌اند.

بررسی‌هایی که به این نتیجه رسیده‌اند قدمتی دوهزار ساله دارند. در طول تاریخ شاهد آن بوده‌ایم که زنان و مردان بسیار موفق، انگیزه‌های جنسی قوی داشته‌اند.

احساس جنسی نیرویی مقاومت‌ناپذیر است. انسان تحت تاثیر این نیرو به اَبرنیرویی برای اقدام کردن مجهز می‌شود. اگر معنای این عبارت را درک کنید می‌بینید که تبدیل و استحالۀ جنسی راز توانایی و خلاقیت است.

صفحات تاریخ انباشته از ماجرای رهبران بزرگی است که پیشرفت‌های آنها را می‌توان به نفوذ زنانی نسبت داد که ذهن خلاق آنها را به کمک تحریک انگیزه جنسی فعال کردند. ناپلئون بناپارت از جمله این اشخاص بود. وقتی تحت تاثیر نخستین همسر خود یعنی ژوزفین قرار داشت غیرقابل مقاومت و آسیب‌ناپذیر بود. وقتی ژوزفین از زندگی ناپلئون بیرون رفت، راه سقوط ناپلئون هموار شد. دیری نگذشت که شکست سن‌هلن را تحمل کرد.

نیروی جنسی انرژی خلاق همۀ نوابغ است. البته منظور این نیست که همه کسانی که زندگی جنسی موفق داشته‌اند در شمار نوابغ قرار دارند. انسان زمانی به مرحلۀ نبوغ می‌رسد که بتواند ذهن خود را به کمک نیروهای موجود خود و به کمک ذهنی خلاق مورد استفاده قرار دهد. در این میان از جمله محرک‌های مهم نیروی جنسی است.

علت اینکه اغلب اشخاص موفق قبل از ۴۰ یا ۵۰ سالگی به این مهم نرسیده‌اند این است که اغلب قبل از این سن و سال متوجه نمی‌شوند که نیروی جنسی می‌تواند در شکل و شمایلی غیرفیزیکی متجلی گردد.

عشق، تخیل و میل جنسی

عشق، تخیل و نیروی جنسی جملگی احساساتی هستند که می‌توانند انسان را به بالاترین موفقیت‌ها سوق دهند. هر کسی که تحت تاثیر عشق واقعی متحول شده باشد این را می‌داند که بر ذهن انسان اثری پردوام باقی ‌می‌گذارد. اثر عشق پایا و پردوام است زیرا عشق طبیعتی معنوی و روحانی دارد. عشق موضوعی معنوی است و حال آنکه احساس جنسی زیستی و بیولوژیکی است.

بدون شک، عشق بزرگترین تجربه زندگی است که انسان را با فراست بی‌انتها پیوند می‌دهد. وقتی عشق با احساس جنسی درهم می‌آمیزد خلاق می‌شود. احساس عشق و میل جنسی و تخیل مثلثی هستند که در موفقیت اشخاص نقشی بزرگ ایفا می‌کند. وقتی احساس تخیل به احساس عشق و نیروی جنسی اضافه می‌شود موانع میان ذهن محدود به انسان و فراست بی‌انتها از بین می‌رود و معجزات بزرگی اتفاق می‌افتد.


همچنین بخوانید:

لطفا از سر راه موفقیت خود کنار بروید!

درجۀ اشتیاق شما برای موفقیت چقدر است؟


منبع: زندگی رویایی






موضوع: موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، خانواده، زناشویی، تربیتی، رشد شخصی،
برچسب ها: میل جنسی، سکس، میل جنسی و موفقیت، عشق و موفقیت، موسی توماج، زندگی رویایی،

[ یکشنبه 1 فروردین 1395 ] [ 07:28 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]