گنج کتاب

انگیزشی، موفقیت، رشد شخصی، شادی، سلامتی، مهارتهای زندگی، کارآفرینی و کسب ثروت

با این روش‌ها مهارت و درآمدتان را به سرعت افزایش دهید

میزان درآمد ما نسبت مستقیمی باکیفیت محصول و خدماتمان دارد. برای ارائه محصول یا خدمتی باکیفیت باید در آن زمینه تخصص و مهارت بالایی داشته باشیم. علاقه و استعداد به معنی تخصص و مهارت در آن زمینه نیست. برعکس علاقه و استعداد، تخصص امری اکتسابی است. ما متخصص به دنیا نمی‌آییم و باید دانش و تخصص لازم در هر زمینه‌ای را کسب کنیم و فرابگیریم. هرچند با داشتن علاقه و استعداد، کسب دانش و مهارت با سهولت، لذت و سرعت بیشتری انجام خواهد شد.
پس لازم است در زمینۀ علاقه و نبوغ ذاتی خود، اطلاعات و مهارتتان را همواره توسعه دهید. باید سعی کنید به عملکردی عالی در آن زمینه برسید. شما توانایی‌ها و استعدادهای خاصی دارید که با بیشینه کردن آنها میزان درآمدتان نیز به‌سرعت افزایش خواهد یافت. در کتاب خودنبوغ‌شناسی گفتیم که شما به دلیل استعدادها و توانایی های ویژه خود، انسانی منحصربه‌فرد هستید و از تمام انسان‌های دیگر متفاوت هستید. از طرف دیگر ترکیب خاص تحصیلات، دانش، مشکلات، موفقیت‌ها، سختی‌ها، چالش‌ها و نوع نگرش و واکنشتان به زندگی، شما را منحصربه‌فرد و خارق‌العاده می‌سازد. هم اکنون برتری‌ها و ویژگی‌های بالقوه‌ای دارید که شما را قادر می‌سازد تا به هر هدفی که دارید برسید.
روش‌ها و امکانات و منابع مختلفی برای افزایش دانش و مهارت و کسب تخصص وجود دارد.

۱-خودآموزی
خودآموزی مهارتی بسیار حیاتی است که هرگز در مدرسه و دانشگاه آموخته نمی‌شود. با این مهارت شما می‌توانید دانش مورد نیاز خود را فرابگیرید. این تصور نادرست را که برای یادگیری هر چیزی حتماً باید به مدرسه یا دانشگاه رفت را رها کنید. مدارس و دانشگاه‌ها معمولاً کمترین بازدهی را در آموزش مهارت‌های اساسی زندگی دارند و معمولاً شیوه آموزش آنها اطلاعات‌محور و مبتنی بر حافظه است. ما به آموزشی تحول‌محور نیاز داریم. آموزشی که ما را نه به یک مصرف‌کننده صرف اطلاعات بلکه به یک انسان پویا و فعال در فرآیند یادگیری و رشد همه‌جانبه در بستر زندگی واقعی قرار دهد. وجود میلیون‌ها فارغ‌التحصیل بیکار خود به خوبی ناکارآمدی سیستم آموزش رسمی را آشکار می‌سازد. بنابراین نیازی نیست که بخواهیم برای کسب دانش و مهارت حتماً به دانشگاه برویم. شما می‌توانید خود شاگرد و استاد خودتان باشید.

۲-گنج کتاب
کتاب‌ها منبع بسیار گران‌بهای اطلاعات و دانش هستند که به بهایی ناچیز در دسترس هستند. کتاب‌ها یکی از بهترین منابع کسب دانش هستند. ما باید همواره در زمینه مورد علاقه خود به مطالعه بپردازیم و سعی کنیم به تمام اطلاعات در آن زمینه مسلط باشیم. علاقه و نبوغ شما در چه زمینه‌ای است؟ به شروع به مطالعه در آن زمینه بپردازید. با بزرگان و نوابغ آن رشته آشنا شوید. زندگی آنان را بخوانید و تحلیل کنید. کتاب‌های ارزشمند را بخرید و برای سایر کتاب‌ها می‌توانید از کتابخانه‌های عمومی استفاده کنید. ثروتمندان واقعی کتاب‌خوان هستند. در جایی خواندم که ثروتمندان کتابخانه‌های بزرگی دارند و فقرا تلویزیون‌های بزرگی. نباید وقتمان را که ارزشمندترین دارایی ماست با تماشای تلویزیون یا گشت‌وگذار بی‌هدف در اینترنت یا شبکه‌های اجتماعی هدر دهیم.

۳-اینترنت
اینترنت نیز منبعی ارزان و در دسترس برای دستیابی به انبوه اطلاعات و دانش در هر زمینه‌ای است. شما می‌توانید در هر زمینه‌ای آخرین یافته‌ها را در کسری از ثانیه از اینترنت به‌دست آورید. باید به طور هدفمند از اینترنت استفاده کنیم. وبگردی بی‌هدف می‌تواند به‌راحتی به یک اعتیاد تبدیل شود که در این صورت می‌تواند قسمت بزرگی از وقت و انرژی ما را به نابودی بکشاند. سعی کنید اطلاعات ارزشمندی را که در اینترنت می‌یابید به شکل منظم ذخیره کنید و بهتر است که به‌صورت آفلاین از این اطلاعات استفاده کنید.

۴-دوره آموزشی
شما می‌توانید با شرکت در دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت دانش و مهارت لازم در زمینه مورد علاقه خود را کسب کنید. در صورتی از دوره‌های آموزشی استفاده کنید که از طریق خودآموزی برای شما ممکن نباشد یا بتواند صرفه‌جویی زیادی در مدت‌زمان یادگیری شما ایجاد کند. کیفیت دوره آموزشی را از قبل از طریق دوره‌های برگزارشده قبلی و نظر شرکت‌کنندگان بررسی کنید. برخی دوره‌ها را می‌توانید با تهیه بسته آموزشی آنها و در منزل دنبال کنید.

۵-کارگاه‌های آموزشی
اگر می‌خواهید مهارتی عملی را در دوره‌ای کوتاه و به‌صورت عملی بیاموزید، کارگاه‌های آموزشی می‌تواند گزینه مناسبی باشد. تفاوت کارگاه با دوره آموزشی آن است که در کارگاه آموزشی شما عملاً درگیر یادگیری می‌شوید درصورتی‌که در دوره آموزشی چنین نیست. در کارگاه آموزشی شما در ارتباط مستقیم با مربی یا استاد و سایر هنرجوبان قرار می‌گیرید و با ارائه کار عملی به طور ملموس با تمام جوانب کار آشنا می‌شوید.

۶-کارآموزی
کارآموزی در یک محیط و کسب‌وکار واقعی بهترین روش کسب مهارت و تجربه است. اگر علاقه و استعداد داشته باشید در کمترین زمان می‌توانید به تمام فوت و فن یک شغل مسلط شوید. در برخی مشاغل به کارآموزان نیز مبلغی پرداخت می‌شود اما اگر محیط مناسبی برای کارآموزی یافته‌اید ارزشش را دارد که بدون دریافت هیچ دستمزدی مدتی را در آنجا به آموختن عملی کار سپری کنید. در برخی موارد شاید ارزشش را داشته باشد که حتی با پرداخت شهریه به کارآموزی بپردازید. این یک سرمایه‌گذاری بسیار سودبخش است.

۷-یادگیری همیشگی
آدم‌ها وقتی روش انجام کاری را یادمی گیرند معمولاً آن را همیشه به همان شیوه انجام می‌دهند و پیشرفتی نیز در کیفیت و کمیت کارشان دیده نمی‌شود. بهتر آن است که همواره به دنبال روش بهتر، سریع‌تر و بیشتر انجام کارها باشیم. لازمه این کار یادگیری همیشگی است. یادگیری فقط به معنی آموختن آنچه دیگران می‌دانند نیست بلکه یک قسمت مهم آن یادگیری از طریق تجربه و حتی آزمون و خطاست. به‌عنوان کسی که در زمینه‌ای تخصص و مهارت دارد باید همواره به دنبال یافتن روش های بهتر و پربازده‌تر باشیم.
شما می‌توانید هر چیزی را یاد بگیرید تا در کارتان به استادی و تسلط عالی برسید. فقط باید مهارت لازم را مشخص کنید و بری یادگرفتن آن پشتکار و مداومت داشته باشید. این کار یک استراتژی بدیهی برای کسب درآمد بالاتر و موفقیت بیشتر است که اکثر مردم از آن غافل‌اند.


منبع: سایت زندگی رویایی

zendegiroyaie.com





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: کسب و کار، درآمد، کارآفرینی، اشتغل زایی، ثروت، سایت زندگی رویایی، موسی توماج،

[ یکشنبه 29 آذر 1394 ] [ 12:19 ق.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

راز فرمول میلیون دلاری

راز فرمول میلیون دلاری
گاهی برای انجام کارهایی که به‌سختی و باتحمل فشار انجام می‌دهیم راه‌حلی بسیار ساده و راحت وجود دارد که از آن آگاه نیستیم.

در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را بر عهده داشت، یک مورد جالب اتفاق افتاد: شکایتی از سوی یکی از مشتریان به کمپانی رسید. او اظهار داشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است. بلافاصله با تاکید و پیگیری‌های مدیریت ارشد کارخانه این مشکل بررسی، و دستور صادر شد که خط بسته‌بندی اصلاح گردد و قسمت فنی و مهندسی نیز تدابیر لازمه را جهت پیشگیری از تکرار چنین مسئله‌ای اتخاذ نماید. مهندسین نیز دست‌به‌کار شده و راه حل پیشنهادی خود را چنین ارائه دادند: مانیتورینگ خط بسته‌بندی با اشعه ایکس٫ بزودی سیستم مذکور خریداری‌شده و با تلاش شبانه‌روزی گروه مهندسین، دستگاه تولید اشعه ایکس و مانیتورهایی با توان تفکیک بالا نصب‌شده و خط مذبور تجهیز گردید. سپس دو نفر اپراتور نیز جهت کنترل دایمی پشت آن دستگاه‌ها به‌کار گمارده شدند تا از عبور احتمالی قوطی‌های خالی جلوگیری نماید. جالب این بود که درست همزمان با این ماجرا، مشکلی مشابه نیز در یکی از کارگاه‌های کوچک تولیدی پیش آمده بود. اما آنجا یک کارمند معمولی و غیرمتخصص آن را به شیوه‌ای بسیار ساده‌تر و کم‌خرج‌تر حل کرد: تعبیه یک دستگاه پنکه در مسیر خط بسته‌بندی تا قوطی خالی را باد ببرد!…

کسب پول و ثروت فراوان و دستیابی به رویاهای بزرگ معمولاً کاری بسیار سخت پنداشته می‌شود ولی آیا ممکن است برای تحقق خواسته‌هایمان نیز راه‌حلی بسیار ساده و راحت وجود داشته باشد؟

آیا برای دستیابی به هر آنچه که می‌خواهیم از جمله ثروت، شادی، سلامتی و خلق یک زندگی رویایی روش دقیق و اثبات‌شده‌ای وجود دارد؟

اگر چنین قاعده و فرمولی وجود داشته باشد، واقعاً می‌تواند میلیون‌ها دلار ارزش داشته باشد. چنین فرمولی وجود دارد و در این مقاله آن را برای شما توضیح می‌دهم. فقط امیدوارم گول سادگی این فرمول را نخورید. حقایق بزرگ معمولا ساده‌اند. ما همیشه فکر می‌کنیم که هر چیزی که به‌سختی یا به بهای زیادی به‌دست آید ارزشمند است. من می‌توانستم با شاخ و برگ دادن به این مطلب به صورت یک کتاب یا ارائه آن به شکل یک سمینار یا برنامه آموزشی چند صد هزار تومان از شما دریافت کنم. بنابراین رایگان بودن این مطلب شما را نفریبد. پس به چشم سندی معجزه‌آسا به این نوشته بنگرید. من عصارۀ تمام آموزش‌های مربوط به “دستیابی به رویاها و تحقق اهداف” را در این مقاله با شما در میان می‌گذارم. بنابراین بدانید که محتوای این نوشته واقعاً واجد میلیون‌ها دلار ارزش بالقوه است. اما تنها با درک و اقدام بر اساس آن می‌تواند به شکل دارایی فیزیکی در زندگی شما متجلی شود. پس قدرت این راز را برای خود به اثبات برسانید.

من کاشف این فرمول نیستم. در واقع چنین فرمولی از قرن‌ها پیش وجود داشته است. شاید خود شما هم به طور ناخودآگاه برای دستیابی به اهدافتان آن را به‌کاربرده باشید. اما وقتی فرمول و قاعده چیزی را بدانیم در آن صورت به ساده‌ترین و سریع‌ترین روش می‌توانیم آن کار را به انجام برسانیم.

آیا قبل از کشف قانون جاذبه امکان داشت بتوانیم به ماه سفر کنیم؟

آیا قبل از کشف قواعد الکترومغناطیس امکان اختراع کامپیوتر یا موبایل وجود داشت؟

آیا قبل از کشف فرمول هم‌ارزی جرم و انرژی توسط اینشتین، امکان تولید انرژی اتمی وجود داشت؟

این‌ها همه فرمول‌هایی مربوط به عالم فیزیکی بودند. حالا آیا ممکن است فرمولی هم برای دستیابی به خواسته‌ها و اهدافمان وجود داشته باشد؟ هر چند دراین‌باره که “آیا روانشناسی یک علم است یا خیر؟” میان فلاسفه علم بحث‌های دشواری در جریان است، اما بعید نیست که قواعد روانشناختی مشخصی برای تحقق خواسته‌ها وجود داشته باشد. ادعاهای زیادی دربارۀ وجود چنین قاعده و قانونی، ارائه شده است.

“قانون جذب” یکی از آنهاست. این اصطلاح پس از پخش فیلم مستندی به نام “راز” در سال ۲۰۰۶ ساخته راندا برن، تهیه‌کننده و کارگردان استرالیایی، و انتشار کتاب آن در همان سال به سر زبان‌ها افتاد. میلیون‌ها نسخه از فیلم و کتاب به فروش رفت. ادعای راندا برن این بود که رازی باستانی را مجدداً کشف کرده است. بر اساس این راز “ما هر آنچه را که دائما به آن فکر می‌کنیم به‌سوی خود جذب می‌کنیم.” این همان قانون جذب است که بر اساس آن، “افکار و احساسات ما رویدادهای شبیه خود را به‌سوی ما جذب می‌کنند.” اگر شما دائما به بیماری فکر کنید بیمار می‌شوید. اگر دائما به بی‌پولی فکر کنید بی‌پول می‌شوید و برعکس اگر دائما به ثروت و رفاه فکر کنید ثروتمند می‌شوید. خلاصه اینکه زندگی شما نتیجه افکار غالب شماست. این قانون توسط افراد مختلف به اشکال مختلفی فرمول‌بندی و بیان شده است.

در فیلم راز با افرادی مصاحبه شده که این راز را می‌دانستند و با استفاده از آن در زندگی خود به خواسته‌هایشان دست‌یافته بودند. این افراد بعدها به “اساتید راز″ معروف شدند. جو ویتالی یکی از این اساتید است که با استفاده از چنین فرمولی از فقر و کارتن‌خوابی توانسته بود به ثروتی میلیونی دست یابد. ویتالی در کتابش بنام ” عامل جذب” این فرمول را بیان کرده است. فرمولی ۵ مرحله‌ای که با استفاده از آن می‌توان به هر خواسته‌ای دست‌یافت. این مراحل چنین است:

۱-بدانید که چه چیزی را نمی‌خواهید.

ما معمولاً در مورد چیزهایی که نمی‌خواهیم و دوست نداریم شفاف‌تر هستیم و تشخیص آنچه نمی‌خواهیم برایمان راحت‌تر است. پس مشخص کنید که در زندگی فعلی خود چه چیزهایی وجود دارد که آنها را نمی‌خواهید.

۲-آنچه را می‌خواهید انتخاب کنید.

مرحله یک کمک می‌کند تا آنچه را واقعاً می‌خواهیم بهتر و دقیق‌تر انتخاب کنیم. پس آنچه را می‌خواهید مشخص کنید.

۳-همه باورهای منفی و محدودکننده را از ذهنتان پاک‌کنید.

اگر اهداف شما به‌اندازه کافی بزرگ باشد، به‌محض انتخاب خواسته‌تان، ذهن آگاه شما با دلایلی خوب و منطقی سعی خواهد کرد شما را قانع کند که دستیابی به این خواسته‌ها غیرممکن است. و ممکن است انواع ترس‌ها و موانع را در این مسیر به شما یادآور شود. نباید به این باورهای منفی و محدودکننده توجه کنید. راه‌های فراوانی برای تحقق هر خواسته‌ای وجود دارد.

۴-اگر خواسته‌تان محقق شود چه احساسی خواهید داشت؟ هم اکنون با تصور تحقق خواسته‌تان این هیجان و شور و شوق را تجربه کنید.

۵-رها کنید. بر اساس الهامات درونی عمل کنید و اجازه دهید نتایج آشکار شوند.

جو ویتالی توضیح می‌دهد که سخت‌ترین بخش خلق زندگی دلخواه این است که “یاد بگیریم که از فکر کردن در این مورد که از چه طریقی و چگونه به آنچه می‌خواهیم برسیم، دست‌برداریم“.

اگر سعی کنی بفهمی که چگونه به فلان اتومبیل آخرین مدل یا فلان خانه رویایی یا فلان رابطه جدید خواهی رسید، خود را به آنچه خودآگاه تو می‌تواند ببیند و انجام دهد، محدود می‌کنید. پس هدفت را به ناخودآگاهت که به روح همه‌چیز و همه کس متصل است محول کن و بگذار قدرت جادویی ناخودآگاه، هدفت را برای تو و تو را برای هدفت بیاورد. فقط اشتیاق و الهامات درونی‌ات را دنبال کن و بر طبق فرصت‌هایی که در مسیرت قرار می‌گیرند عمل کن تا به مقصد برسی.

حقیقت این است که برای رسیدن به چیزی «فقط یک روش» وجود ندارد. برخی از افراد با برنده‌شدن خودرو، بعضی با تقلا کردن برای پرداخت قسط آن، عده‌ای دیگر با پرداخت شادمانۀ قیمت آن و برخی به روش‌های دیگر، صاحب خودرویی نو می‌شوند.

شما نمی‌توانید دنیا را هماهنگ کنید که از فرمان شما پیروی کند. در عوض، اهدافتان را بیان کنید و بگذارید دنیا خودش را تنظیم کند تا اهداف شما را برایتان محقق کند.

آیا این واقعاً فرمولی میلیون دلاری است؟ امتحانش هیچ ضرری ندارد. آن را امتحان کنید. ممکن است با بزرگترین رویاهایتان فقط پنج گام ساده فاصله داشته باشید. این گام‌ها را بردارید. خواسته‌هایی بزرگ را انتخاب کنید. چیزی که حتی تصور تحققش، در شما هیجان و شور و شوقی شدید ایجاد کند. و صادقانه این فرمول را بکار گیرید و با دستیابی به رویاهای بزرگ خود،درستی آن را به اثبات برسانید.

منبع: سایت زندگی رویایی

zendegiroyaie.com





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، رشد شخصی، شادی، سلامتی، خودشکوفایی،
برچسب ها: راز، راز میلیون دلاری، ثروت، ثروتمند شدن، قانون جذب، جو ویتالی، سایت زندگی رویایی،

[ شنبه 28 آذر 1394 ] [ 12:28 ق.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

زندگی پیامبر اسلام، الهام‌بخش پرفروش‌ترین کتاب کسب‌وکار جهان (قسمت دوم)


ناپلئون هیل در کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» ۱۳ اصل کلیدی را برای دستیابی به هر هدفی از جمله ثروت توضیح می‌دهد. هیل فصل ۹ کتاب را به ویژگی ابرام و مداومت اختصاص داده است. او در دو صفحه آخر این فصل به سرگذشت پیامبر اسلام به‌عنوان الگویی برای مداومت و پایداری می‌پردازد. ناپلئون هیل می‌نویسد:

«هیچ کیفیتی به‌اندازه مداومت و پایداری کارساز نیست. وقتی دربارۀ پیامبران، فیلسوفان، اعجازگران و رهبران مذهبی بررسی می‌کنیم بدون استثنا به این نتیجه می‌رسیم که مداومت، تمرکز و تصمیم قطعی و هدف مشخص منابع اصلی موفقیت آنها بوده است.

برای مثال سرگذشت اعجاب‌برانگیز پیامبر اسلام را در نظر بگیرید. زندگی او را تحلیل کنید. او را با رهبران عصر صنعت و اقتصاد مقایسه کنید و ببینید که چه وجه تشابهی میان آنها وجود دارد. ببینید که بزرگ‌ترین وجه تشابه آنها مداومت و پایداری است.

اگر می‌خواهید از قدرت شگرف مداومت و پایداری مطلع شوید زندگی پیامبر اسلام را بخوانید. ببینید درباره او چه نوشته‌اند.

آخرین پیامبر خدا معجزه به خصوصی نداشت. او در مدارس رسمی زمانه خود درس نخوانده بود و قبل از ۴۰ سالگی رسالت بزرگ خود را شروع نکرد. او در ۴۰ سالگی به پیامبری مبعوث شد. به او چه تهمت‌های ناروا که نزدند، چه رفتارهای ناشایست که با او نکردند. او را مجبور کردند که از مکه مهاجرت کند. پیروانش مال‌ومنال خود را از دست دادند و در پی او راهی صحرا شدند. او ۱۰ سال در راه دین خدا کوشید، اما جز فقر و تمسخر دیگران نصیبی نبرد. ۱۰ سال دیگر هم به همین طریق گذشت. اما در پایان این ۱۰ سال دوم او فرمانروای سرزمین عرب بود، حکمران مکه بود. او مذهب جدیدی به ارمغان آورده بود که بخش بزرگی از عالم را دربرمی‌گرفت. موفقیت او را باید در سه عامل جستجو کرد: قدرت کلام، تأثیر دعا و نیایش و اتکای به خداوند.

پیامبر اسلام در یکی از خانواده‌های برجسته اما فقیر مکه به دنیا آمد. مکه در آن زمان چهارراه دنیا بود، جایگاه کعبه بود، مرکز بزرگ تجارت بود. بسیاری از کودکان و اطفال مکه در بادیه‌ها بزرگ می‌شدند. پیامبر اسلام هم در نزد بادیه‌نشین‌ها پرورش یافت. او با شیر مادران بادیه‌نشین بزرگ شد. او در کودکی چوپانی می‌کرد . کمی دیرتر به استخدام یکی از زنان ثروتمند عرب درآمد تا از کاروان او سرپرستی کند. او در این مهم به اکناف دنیای شرق سفر کرد. با مردان و زنانی حرف زد که باورهای گوناگون داشتند. او افول مسیحیت در بسیاری از اقشار و اقوام را مشاهده می‌کرد. در ۲۸ سالگی با خدیجه همان زن بیوه عربی که او را برای سرپرستی کاروانش استخدام کرده بود، پیمان ازدواج بست. ۱۲ سال پس از این ازدواج، محمد (ص) در هیبت یک تاجر ثروتمند زندگی می‌کرد. تا اینکه راهی بیابان شد و سرانجام روزی با نخستین آیۀ قرآن بازگشت و به خدیجه گفت که جبرئیل بر او ظاهرشده و به او گفته پیامبر خدا باشد.

قرآن کتاب خدا بزرگ‌ترین اعجاز پیامبر اسلام بود. محمد (ص) شاعر نبود. او با ادبیات آشنایی نداشت، اما آیات قرآن به شکلی که بر او نازل می‌شد از شعر هر شاعری زیباتر بود و بهتر بر دل‌ها می‌نشست. هیچ سخنوری، مانند او کلام را بر زبان جاری نمی‌کرد.

این برای اعراب در حکم اعجاز بود. آیات قرآن برای اعراب بزرگ‌ترین هدیه‌ای بود که دریافت می‌کردند. قرآن همه را بشارت می‌داد که جملگی مردم در برابر پروردگار عالم برابر هستند. این باور و درهم کوبیدن بت‌ها در سرزمین کعبه او را به موفقیت رساند. این بت‌ها قبایل عرب را به مکه می‌کشاندند و معنای این هم تجارت بود. در نتیجه تجار و بازرگانان مکه بر او شوریدند. محمد (ص) به بیابان عقب‌نشینی کرد تا ادعای حاکمیت بر عالم کند.

ظهور اسلام شروع شد. از صحرای عربستان شعله‌ای زبانه کشید که خاموش شدنی نبود. ارتشی فراهم آمد که جملگی حاضر بودند تا آخرین قطره خون خود بجنگند. محمد (ص) از کلیمی‌ها و مسیحی‌ها دعوت کرد که به او بپیوندند. او از همۀ کسانی که به خدا ایمان داشتند دعوت کرد تا متحد شدند. اگر کلیمی‌ها و مسیحی‌ها دعوت او را پذیرفته بودند، دنیا یکپارچه اسلام می‌شد. وقتی ارتش اسلام به بیت‌المقدس وارد شد، خون از بینی کسی جاری نشد. اما یک قرن بعد، وقتی جنگجویان صلیبی وارد بیت‌المقدس شدند از جان هیچ مرد و زن و کودک مسلمان نگذشتند. بااین‌حال مسیحیان یک نظر‌گاه مسلمانان را پذیرفتند و آن جایگاه علم و دانش بود.»

و دقیقاً همین یک چیز کافی بود تا پس از هزار سال زندگی در جهل و تعصب قرون‌وسطی در نهایت بتوانند تمدنی جدید برپا کنند که جریان تاریخ را در زمینه‌های بسیاری برای همیشه تغییر داد.

ناپلئون هیل عاشق کتاب بود و به نظر می‌آید یک «کتاب» به‌عنوان «معجزه یک پیامبر» جذابیت فوق‌العاده‌ای برای او داشته و معنایی فراتر از آنچه تصور می‌شود، را در آن می‌دید. کتاب با تفکر و اندیشه پیوند دارد و بدون اندیشیدن قابل‌فهم نیست. ناپلئون هیل با کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» اندیشه را با ثروت پیوند داده بود و در اصل منظور او آن بود که «تفکر» اساس هر پیشرفت و موفقیتی است. در آموزه‌های دینی ما نیز گفته‌شده که «یک ساعت تفکر از هفتاد سال عبادت برتر است». در قرآن دائما به تفکر دعوت می‌شویم اما چقدر در عمل این دعوت را می‌پذیریم؟ به نظر می‌رسد ما آن‌چنان که باید این دعوت را جدی نگرفته‌ایم.

توانایی «تفکر» بزرگ‌ترین موهبتی است که به بشر اعطاشده، پس سعی کنیم از این توانایی بیشترین استفاده را بکنیم. علاوه بر دستاوردهای ارزشمند دیگر، ثروت نیز محصول توانایی انسان در تفکر است.


منبع: سایت زندگی رویایی

zendegiroyaie.com





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: موفقیت، رشد شخصی، ناپلئون هیل، بیندیشید و ثروتمند شوید، موسی توماج، زندگی رویایی،

[ یکشنبه 22 آذر 1394 ] [ 11:53 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

زندگی پیامبر اسلام، الهام‌بخش پرفروش‌ترین کتاب کسب‌وکار جهان (قسمت اول)

بیندیشید و ثروتمند شوید
می‌گویند گدایی به مدت سی سال هر روز روی صندوق کهنه و زنگ‌زده‌ای در گذری می‌نشست و گدایی می‌کرد. روزی عابری از کنارش می‌گذشت و گدا از او خواست که کمکی بکند. عابر با تامل به او نگریست و گفت: «آنچه رویش نشسته‌ای چیست؟» گدا گفت: «صندوق کهنه‌ای بیش نیست، تا جایی که به یاد دارم همیشه روی آن نشسته و از عابران تقاضای کمک کرده‌ام». عابر گفت: «تا حالا به داخلش نگاه کرده‌ای؟» گدا پاسخ داد: «نه، این صندوق پوسیده‌ای بیش نیست. چه چیزی می تواند داخلش باشد؟» عابر گفت: «بهتره نگاهی به آن بیندازی» و عبور کرد. گدا از روی اکراه بلند شد و سعی کرد در صندوق را باز کند. صندوق بااینکه کهنه و پوسیده به نظر می‌آمد بسیار محکم و سنگین بود و در آن بسیار محکم شده بود. گدا پس از ساعتی وررفتن در صندوق را باز کرد و از آنچه دید مبهوت شد: صندوق پر از طلا، الماس و جواهرات قیمتی بود. 

گاهی این، حکایتِ زندگی ماست. صندوق گنج همیشه با ما بوده اما هرگز نگاهی به درون آن نینداخته‌ایم.

گنج واقعی در زندگی تفکر، حکمت، دانایی و بصیرت معنوی است و تمام ثروت مادی نیز در اساس خود، از این منشأ ناشی می‌شود. منابع فلسفی، دینی، ادبی و عرفانی ما سرشار از این نوع گنج‌های گران‌بهاست. منظور نگارنده مصادرۀ این منابع و مراجع نیست بلکه توجه و استفاده بیشتر از آنها در مسائل روزمره زندگی فردی و اجتماعی است. واقعاً جای شرمندگی است اگر قرار باشد که دیگران میراث فکری و معنوی فرهنگ ما را بهتر از خود ما بشناسند و بکار گیرند و از مواهب آن برخوردار شوند و ما نشسته بر صندوق گنج از آنان گدایی کنیم.

در این مقاله می‌خواهم به یکی از مصادیق این مسئله بپردازم.

ما حضرت محمد (ص) را به‌عنوان پیامبر اعظم و آخرین آنها می‌شناسیم. اما چقدر به وجوه مختلف زندگی پیامبر و صفات انسانی او آگاهیم و از آنها در زندگی خود استفاده می‌کنیم. پیامبر اسلام با تمام عظمت روح و شأن والای معنوی، مثل هر انسان دیگری دارای نیازهای مادی بود و مجبور بود برای تأمین آنها اقدام کند. پیامبر اسلام به تجارت می‌پرداخت. ایشان توسط خدیجه که از تجار قریش بود استخدام شد و در کار تجارت بسیار موفق بود. اما آیا ما تاکنون خواسته‌ایم از منش و صفات ایشان برای موفقیت در زندگی، تجارت و کسب‌وکار استفاده کنیم؟ شاید به دلیل زهدگرایی افراطی که برخی از عرفای ما داشته‌اند همواره به نکوهش ثروت و مادیات پرداخته‌ایم. اما زندگی پیامبر حکایت از آن دارد که سیرۀ عملی ایشان در این زمینه کاملاً مبتنی بر عقلانیت، تعادل و میانه‌روی بوده است.

چیست دنیا از خدا غافل شدن           نی قماش و نقره و فرزند و زن                     مولوی

باید یادآوری کنم که من هیچ تخصصی در علوم دینی و تاریخ اسلام ندارم. من یک محقق در زمینه موفقیت، رشد شخصی و تحقق قابلیت‌های فردی هستم که سعی دارد از همه منابع موجود در این زمینه استفاده کند. و بسیار پیش می‌آید که با مطالعه کتاب‌های نویسنده‌های معروف غربی در این زمینه می‌بینم که این مطالب در منابع فکری و دینی خودمان به طرزی عمیق‌تر و زیباتر بیان شده است. بنابراین بجای جرعه‌جرعه نوشیدن از جویی خُرد، سعی می‌کنم از سرچشمه سیراب شوم.

حال که کتاب‌های متنوعی در زمینۀ موفقیت، مثبت اندیشی، کسب ثروت و استقلال مالی هر روزه ترجمه و منتشر می‌شود چرا نباید از منابع دست‌اول فرهنگی و مذهبی خود در این زمینه بهره ببریم. نویسندگان غربی در این زمینه نه تنها از منابع فرهنگ خویش بلکه از ذخایر سایر فرهنگ‌ها نیز به بهترین نحو سودجسته‌اند. آنچه در پی می‌آید یکی از موفق‌ترین نمونه‌های آن است.

download (10)کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» بر اساس آمار موجود بیش از ۷۰ میلیون جلد فروش داشته است و پرفروش‌ترین کتاب کسب‌وکار در تاریخ محسوب می‌شود. در سال ۱۹۰۸ یک نویسنده گمنام اما مشتاق آمریکایی بنام ناپلئون هیل که در آن زمان گزارشگر مجله موفقیت سوئت ماردن بود، فرصتی یافت تا با ثروتمندترین مرد آمریکا یعنی اندرو کارنگی مصاحبه کند. کارنگی، سلطان فولاد آمریکا، به اشتیاق هیل جوان برای کشف اسرار موفقیت و کسب ثروت پی برد و بنابراین او را به املاکش دعوت کرد. طی اقامت سه روزه کارنگی ایده‌اش را درباره تدوین اصول موفقیت مطرح کرد و گفت که این اصول باید نوشته شوند تا هرکسی بتواند از آنها استفاده کند.

پدربزرگ اندرو کارنگی اولین کسی بود که وقتی هیچ کتابخانه عمومی وجود نداشت در زادگاه اندرو یعنی شهر دامفرلین در اسکاتلند کتابخانه کوچکی را تأسیس کرد تا به مردم کتاب قرض بدهد. خانواده او که بافنده‌های معمولی بودند وضع مالی خوبی نداشتند ولی عشق و احترام پدربزرگ به کتاب، تأثیر قابل‌توجهی بر نوه‌اش گذاشت. بعدها وقتی اندرو کارنگی ثروتمند شد کتابخانه‌ها گزینه‌های بدیهی برای کمک‌های مالی او بودند. در وصیت‌نامه‌اش ۱۰۰ میلیون دلار برای ساختن کتابخانه‌های عمومی در سراسر ایالات‌متحده و انگلیس اختصاص داد. او تحصیلات چندانی نداشت اما برای کسانی که ذهن بازی داشتند ارزش زیادی قائل بود. معتقد بود که ذهن باز حاصل مطالعه مداوم است.

کارنگی موفقیت و ثروت را زائیده دانش عمیق و فکر برتر می‌دانست و به ناپلئون هیل جوان پیشنهاد کرد که اگر حاضر باشد ۲۰ سال از عمرش را به پژوهش در این زمینه اختصاص دهد حاضر است توصیه‌نامه‌ای بنویسد و او را به ۵۰۰ نفر از ثروتمندان و افراد موفق جهان معرفی کند تا عصارۀ موفقیت آنها را استخراج کرده منتشر کند. هیل که خود، شیفتۀ موضوع بود، این پیشنهاد را پذیرفت و در واقع نه ۲۰ سال بلکه کل عمرش را به کشف اصول موفقیت و کسب ثروت اختصاص داد. از معروف‌ترین شخصیت‌هایی که هیل با آنها مصاحبه کرد علاوه بر اندرو کارنگی می‌توان توماس ادیسون، راکفلر، هنری فورد و الکساندر گراهام بل را نام برد.

۳۰ سال بعد از آن ملاقات تاریخی، ماحصل تمام پژوهش‌ها و مصاحبه‌های ناپلئون هیل در قالب کتاب «بیندیشید و ثروتمند شوید» منتشر شد. ناپلئون هیل به جنبش رشد شخصی و موفقیت حیاتی تازه بخشید که جهان را در برگرفت. میلیون‌ها جلد از کتاب او به فروش رفت و به پرفروش‌ترین کتاب در زمینه کسب‌وکار، موفقیت و کسب ثروت تبدیل شد. همچنین زندگی افراد بیشماری را در جهت کسب موفقیت و ثروت متحول ساخت.

سال‌هاست که در مجلات، کتاب‌ها، مؤسسات، فیلم‌ها، نوارها، سخنرانی‌ها و همایش های بسیار، اسم ناپلئون هیل به زبان‌های مختلف برده می‌شود و افکار و انرژی او در جریان است. مربیان مشهوری همچون دیل کارنگی، نورمن وینسنت پیل، اورال رابرتز، ارل نایتینگل، زیگ زیگلر، جیم ران، جک کنفیلد، باب پراکتور، آنتونی رابینز و دیگران موفقیت خود را به نوعی مدیون ناپلئون هیل می‌دانند و خدمات او را ارج می‌نهند.

منبع: سایت زندگی رویایی

zendegiroyaie.com





موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد اینترنتی، کسب درآمد، موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی،
برچسب ها: ثروتمند شدن، بیندیشید و ثروتمند شوید، پیامبر اسلام، ناپلئون هیل، سایت زندگی رویایی،

[ چهارشنبه 18 آذر 1394 ] [ 09:16 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

تمامی مشکلات توهمات ذهن هستند

اکهارت تول
توجهتان را به اکنون متمرکز کنید و به من بگویید در این لحظه چه مشکلی دارید؟

من هیچ پاسخی نمی‌دهم به دلیل آنکه غیرممکن است وقتی توجهتان به طور کامل به اکنون است مشکلی داشته باشید. هر موقعیتی نیاز دارد که یا به آن رسیدگی شود یا پذیرفته شود. چرا شرایط زندگی‌مان را به‌صورت یک مشکل درآوریم؟

ذهن ناآگاهانه عاشق مشکلات است زیرا مشکلات به شما نوعی هویت می‌بخشند. این هم عادی و هم غیرمنطقی است. «مشکل» به این معناست که شما به شرایط ذهنی بدون وجود قصدی واقعی یا امکانی برای اقدام کردن در اکنون، تکیه می‌کنید و به طور ناآگاهانه آن را به بخشی از احساس خویشتن‌تان تبدیل می‌کنید. شما آن قدر توسط شرایط زندگی گرفتارشده‌اید که معنی زندگی را ازدست‌داده‌اید. به‌جای متمرکز کردن توجهتان به چیزی که می‌توانید هم اکنون انجام دهید، در ذهنتان بارِ غیرمعقول یکصد چیز متفاوت را حمل می‌کنید که می‌خواهید یا ممکن است در آینده آنها را انجام دهید.

زمانی که مشکلی را به وجود می‌آورید، درد را به همراهش می‌آفرینید. همۀ آنچه که لازم دارید یک انتخاب ساده، یک تصمیم ساده است؛ به خود بگویید: مهم نیست که چه اتفاقی روی دهد اما من دیگر درد بیشتری برای خودم نخواهم آفرید. من مشکل بیشتری به وجود نخواهم آورد.

اگرچه این تصمیمی ساده به نظر می‌رسد ولیکن بسیار قاطعانه می‌باشد. شما هرگز قادر به عملی کردن این تصمیم نخواهید بود مگر آنکه حقیقتاً از رنج بیزار باشید و یا اینکه حقیقتاً در زندگی به‌اندازه کافی رنج‌برده باشید. و یگانه راه رهایی از رنج دستیابی به اقتدار اکنون است. اگر بتوانید برای خودتان رنج بیشتری نیافرینید، برای دیگران نیز رنج بیشتری به وجود نخواهید آورد. همچنین دیگر زمین زیبا ، آرامش درونی، و کل عقل و درایت بشری را با منفی‌گرایی آلوده نمی‌کنید.

می‌بایست موقعیتی خاص پیش آید که شما اجباراً با اکنون سروکار داشته باشید، در این صورت عمل شما واضح و قاطع خواهد بود البته اگر از آگاهی لحظۀ حاضر ناشی شود. و بدین‌صورت واکنشتان نتیجه‌بخش‌تر است زیرا که این واکنش از گذشتۀ شرطی ذهنتان حاصل نشده بلکه پاسخی شهودی به آن موقعیت خاص است. به مصداقی دیگر، وقتی که ذهن مقید به زمان، واکنش نشان می‌دهد، بهتر است که هیچ کاری انجام ندهید و فقط متمرکز به اکنون باقی بمانید.

برگرفته از: کتاب لذت حضور یا اقتدار اکنون از اکهارت تول

منبع: سایت زندگی رویایی

zendegiroyaie.com





موضوع: شادی، سلامتی، تربیتی، رشد شخصی،
برچسب ها: مشکلات، قدرت اکنون، لحظه حال، مناظره ذهنی، آرامش، اکهارت تول، سایت زندگی رویایی،

[ یکشنبه 15 آذر 1394 ] [ 08:23 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]