گنج کتاب

انگیزشی، موفقیت، رشد شخصی، شادی، سلامتی، مهارتهای زندگی، کارآفرینی و کسب ثروت

هفت مانعی که نمی‌گذارد نبوغ ذاتی خود را شکوفا کنید

عنوان این مقاله این پیش‌فرض را در خود دارد که «همه ما دارای نبوغی ذاتی هستیم»، این فرض حقیقت دارد و من در مقالۀ "همه نابغه اند؟" در سایت زندگی رویایی دلایل علمی آن را توضیح داده‌ام. هر انسانی با ترکیب منحصربه‌فردی از استعدادها و توانایی‌های درونی به دنیا می‌آید که من آن را نبوغ ذاتی نامیده‌ام. اما نبوغ ذاتی که یک توان بالقوه است به طور خودبخودی بالفعل و شکوفا نمی‌شود. علت این است که با موانع بسیاری روبروست. شناخت این موانع اولین قدم برای غلبه بر آنهاست. عمدۀ این موانع با تأثیر محیط و شرایط بیرونی در درون ما ایجادشده‌اند. این موانع برخی تربیتی، بعضی آموزشی و بسیاری از آن‌ها اجتماعی‌اند و در نهایت به‌صورت  باورهای منفی و موانع روان‌شناختی بروز پیدا می‌کنند.

مانع مدرسه

محیط خانواده یکی از موثرترین عوامل در توسعه یا سرکوب نبوغ ذاتی کودکان است. کودک از همان آغاز با بایدونباید و داوری‌ها و مقایسه‌های بسیاری مواجه می‌شود که هر کدام از آنها ممکن است موانع بزرگی در مسیر شکوفایی استعداد کودکان ایجاد کند. ایجاد یک محیط امن، آرام‌بخش، شاد و حمایتگر در کنار آگاهی والدین از اصول تربیتی و روانشناسی کودکان برای رشد آن‌ها و شکوفایی توانایی‌هایشان تعیین‌کننده است.
عامل مهم دیگر در شکوفایی یا سرکوب استعدادهای کودکان، مدرسه است. این مهم‌ترین مرحله در فرآیند اجتماعی شدن انسان است. بااین‌حال سیستم‌های آموزشی همچنان کاستی‌های خود را دارند. هنوز بسیاری از مهارت‌های اساسی که لازمهٔ زندگی مدرن است به کودکان آموخته نمی‌شود. هنوز بنیان تحصیلات همچنان بر حافظه متکی است نه بر قوهٔ درک و تفکر. همچنین سیستم‌های آموزشی در شناسایی و یاری به شکوفایی استعدادهای کودکان بسیار ناتوان هستند. کتاب‌های درسی بسیار خشک و غیرجذاب هستند و از طرف دیگر اکثر معلمان فاقد هنر آموزش و همچنین عشق و انگیزه لازم برای تدریس می‌باشند. با چنین وضعیتی عجیب نیست که اکثر کودکان در طول تحصیل به‌مرور شور و شوق و کنجکاوی ذاتی خود را از دست بدهند.

مانع همرنگی

درحالی‌که اصل به دنیا می‌آییم چه می‌شود که رونوشت از دنیا می‌رویم؟      ادوارد یانگ

از نظر یونگ، روانشناس سوئیسی، هدف زندگی دستیابی به فردیت است. یعنی به فعل درآوردن توانایی‌های بالقوه. اما همرنگی با جماعت یکی از موانع بسیار بزرگ در راه دستیابی به این هدف است. از این‌روست که آدمی که در پی شکوفای نبوغ درونی است باید بهای طرد شدن و انزوا را بپردازد. درست است که انسان موجودی اجتماعی است اما اجتماعی بودن به این معنا نیست که همه خود را با معیارهایی مشخص تطبیق دهند. بسیار مهم است بدانیم چه نیازهای روان‌شناختی، ما را به‌سوی دیگران می‌کشاند. اگر عزت نفس سالمی داشته باشیم نسبت به خود احساس خوبی خواهیم داشت و نه تنها از با خود بودن و تنهایی عذاب نمی‌کشیم بلکه آن را به‌عنوان یک حق ضروری برای خود محفوظ خواهیم داشت. تنها بودن، برای بسیاری از آدم‌ها عذاب‌آور و حتی ترسناک است. در تنهایی ما با خود حقیقی‌مان مواجه می‌شویم و این مواجهه ممکن است ما را با حقایق و سؤال‌های دشواری روبرو کند که در میان جمع یا موقع سرگرم بودن به رسانه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی و هر سرگرمی دیگر به‌راحتی به فراموشی سپرده می‌شوند.

عقده یونس

فاجعهٔ زندگی هر کس، محدود بودن به یک استعداد نیست، بلکه شکست خوردن در استفاده از همان یک استعداد است.
ادگار دبلیو ورک
یونسِ پیامبر که در انجیل و قرآن نیز از او یاد شده است یک بازرگان کم‌جرئت بود که در مقابل درخواست خداوند برای اجرای یک مأموریت مهم، مقاومت کرد، عقده یونس به «ترس از بزرگی» یا رویگردانی از سرنوشت واقعی اشاره دارد.
مازلو اعتقاد داشت که ما همان طور که از بدترین ویژگی‌های خود وحشت داریم از بهترین ویژگی‌هایمان هم می‌ترسیم. شاید برای ما داشتن یک مأموریت در زندگی خیلی ترسناک باشد به همین دلیل برای ادامه حیات خود به انجام یک سری مشاغل عادی روی می‌آوریم و دنبال یک سری اهداف عادی می‌رویم. همه ما لحظاتی را تجربه کرده‌ایم که طی این لحظات متوجه توانایی‌های واقعی‌مان شده‌ایم. مازلو در این زمینه می‌نویسد: «ولی همزمان با اینکه این توانایی‌ها را در خود می‌بینیم از روی ضعف، حیرت و ترس به لرزه می‌افتیم.» ترس از پیگیری و تحقق نبوغ ذاتی‌مان و کار کردن در حد کفایت، دستورالعمل یک زندگی عمیقاً غمبار است زیرا اگر این روش را انتخاب کنیم از همۀ ظرفیت‌ها و فرصت‌ها کناره‌گیری می‌کنیم.

مانع عادت

انسان موجودی است که به همه‌چیز عادت می‌کند.
داستایوسکی
با فرآیند رشد و تحت تأثیر تجارب، ژنتیک و محیط، الگوها و عادت‌های فکری و رفتاری در ما شکل می‌گیرد. به‌ویژه عادت‌های فکری و باورهای تثبیت‌شده می‌توانند مانعی برای تغییر در جهت شکوفایی استعدادهایمان محسوب شوند. یک عادت می‌تواند برای ما حکم خدمتکاری عالی یا اربابی بی‌رحم را داشته باشد. عادات مفید هستند درصورتی‌که در جهت اهداف ما باشند. اما عادت‌هایی که به شکل ناخودآگاه شکل‌گرفته‌اند باید مورد بازبینی قرار گیرند تا مشخص شود که آیا متناسب با اهداف متعالی ما هستند یا نه. نحوه تفکر و نگرشی که به شکل یک عادت در ما تثبیت‌شده ممکن است وسعت دید ما را محدود کرده، مانع خلاقیت شود. برای پرورش نبوغ ذاتی‌مان ضروری است اجازه ندهیم که آنچه توسط محیط به ما القاء شده، ما را در اسارت خود نگاه دارد. وقتی همواره از روی عادت رفتار کنیم در واقع تفاوت چندانی با یک ربات نخواهیم داشت. به چالش کشیدن عادت‌ها و فراتر رفتن از آنها است که وجه خلاقۀ وجود انسانی ما را می‌سازد.

مانع مقاومت

برای شروع و انجام هر عمل خلاقانه‌ای همواره با موانع درونی روبرو خواهیم بود. پذیرفتن یک باور جدید یا انجام یک کار جدید ذهن ما را با نوعی عامل مبهم و ناشناخته مواجه می‌کند. بزرگ‌ترین وظیفه ذهن حفظ بقای ماست و هر عامل ناشناخته را عامل تهدید بقای ما می‌داند. این کارکرد طبیعی ذهن است و برای زنده ماندن ما ضروری است. مشکل وقتی پیش می‌آید که ذهن آن را به تمام تغییرات بسط می‌دهد و در برابر تغییرات مثبت نیز مقاومت می‌کند. مهم‌ترین مرحلۀ انجام یک کار شروع آن است. بدیهی است تا وقتی کاری شروع نشود هرگز انجام نخواهد شد و به پایان هم نخواهد رسید. اما این مشکل‌ترین مرحله نیز هست. مقاومت دقیقاً در همین نقطه یقۀ ما را می‌گیرد و از هیچ ترفندی برای عقب راندن ما صرف‌نظر نمی‌کند. استیون پرسفیلد، در کتاب نبرد هنرمند، مقاومت را «مسموم‌ترین نیروی روی زمین می‌داند که بیشتر از فقر و بیماری و اختلالات جسمی ریشۀ بدبختی است زیرا تن دادن به مقاومت، روح را از شکل می‌اندازد. ما را از رشد بازمی‌دارد و از آنچه هستیم و به دنیا آمده‌ایم تا باشیم کوچک‌تر می‌کند.»

مانع خودتخریبی

گاهی ما بزرگ‌ترین دشمن خویشتنیم و دائما در حال گستردن دام‌هایی هستیم که در نهایت خود در آنها گرفتار می‌شویم. خودتخریبی یکی از این دام‌ها است. خودتخریب‌گرها معمولاً انسان‌های بسیار مستعدی هستند اما فقط بخش کوچکی از قوای خود را در جهت فعالیت های سازنده به‌کار می‌گیرند. قسمت عمده توان آنها صرف خنثی کردن فعالیت‌های از پیش برنامه‌ریزی‌شده و در نهایت آماده ساختن خود برای روبرو شدن با شکست می‌شود. عنصر مشترک در تمام الگوهای خودتخریبی این است که «فرد به انجام کاری مبادرت می ورزد که برای خودش زیان‌آور است». خودتخریبی در واقع نوعی بروز منفی نبوغ ذاتی است.

مانع کمال‌گرایی

کمال‌گرایی نیز می‌تواند یکی از اشکال خودتخریبی باشد. نقاشی که چند ماده رنگی را باهم ترکیب می‌کند اما به دلیل عدم رضایت از ترکیب رنگ به‌دست آمده بارها و بارها به این کار ادامه می‌دهد و هیچ کار دیگری انجام نمی‌دهد. نویسنده‌ای که پشت سرهم صفحات یک دست‌نوشته را پاره می‌کند و تا ابد «کارش را دوباره آغاز می کند». کمال‌گرایی آنها به‌تدریج تمام انرژی و اراده‌شان را سست می‌کند. همیشه کارها به تعویق می‌افتد. کمال‌گرایی باعث می‌شود که هرگز نتوانید یک فعالیت خلاقانه را به اتمام برسانیم.


منبع: سایت زندگی رویایی

zendegiroyaie.com





موضوع: موفقیت، تربیتی، رشد شخصی،
برچسب ها: نبوغ، نابغه، نبوغ ذاتی، خودشکوفایی، رشد شخصی، موانع، خودنبوغ شناسی،

[ چهارشنبه 27 آبان 1394 ] [ 12:19 ق.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

دانش-مهارتی ضروری که در مدرسه و دانشگاه یاد نمی‌دهند

طبق آمارهای رسمی ۴۰% درصد از بیکاران جامعه را فارغ‌التحصیلان دانشگاهی تشکیل می‌دهند که اکثر آنها مدارک لیسانس ، فوق‌لیسانس و دکترا دارند. آیا عجیب نیست افرادی که سال‌ها در دانشگاه تحصیل‌کرده‌اند نتوانند کاری و منبع درآمدی برای خود داشته باشند؟ این مسئله در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد ولی اگر به آنچه در مدرسه و دانشگاه آموخته می‌شود دقیق شویم، این استیصال و ناتوانیِ فارغ‌التحصیلانِ دانشگاه برای موفقیت در اشتغال و درآمدزایی چندان عجیب به نظر نمی‌رسد.


کتاب خودنبوغ‌شناسی

خودنبوغ‌شناسی نه یک دانش صرف و نه یک مهارت صرف بلکه ترکیبی از این دو است. جنبه نظری آن حقایقی را در مورد خودمان و توانایی‌های درونی‌مان، که من آن را “نبوغ ذاتی” نامیده‌ام، ارائه می‌کند و بخش مهارتی آن ما را در جهت کشف و شکوفایی نبوغ ذاتی‌ خویش، یاری می‌دهد.

مطالعات در زمینه پتانسیل‌های انسانی دانشی نوپاست. از بیش از صد سال پیش، تنها معیار ارزیابی پتانسیل‌های انسانی همان هوش‌بهر یا ضریب هوشی (IQ) بود که فقط هوش منطقی-ریاضی را می‌سنجید تا اینکه حدود سی سال پیش دکتر هوارد گاردنر تئوری هوش‌های چندگانه را معرفی کرد. تحقیقات دکتر گاردنر نشان داد که همهٔ ما انسان‌ها، به شکل‌های منحصربه‌فردی باهوش و بااستعداد هستیم و موفقیت در نتیجهٔ توسعه، پالایش و استفاده مکرر از استعدادهایی که از آن‌ها برخورداریم؛ به‌دست می‌آید. سایر تحقیقات نیز نشان داد که همۀ کودکان، تیزهوش و نوابغی خلاق هستند. اما تراژدی بزرگ این است که فقط ۲% از افراد بزرگ‌سال قادر به حفظ و شکوفایی این نبوغ ذاتی می‌شوند.

والدین، مدرسه و جامعه می‌توانند تأثیری مخرب بر روی نبوغ ذاتی افراد داشته باشند. هر چقدر این عوامل محیطی منفی‌تر و ناسالم‌تر باشند، تأثیر تخریبی آن بیشتر خواهد بود. فرآیند اجتماعی شدن، در برابر جریان خلاقیت طبیعیِ ما با برچسب زدن از طریق داوری‌هایی چون خوب – بد، درست – غلط، مناسب – نامناسب، معقول – نامعقول، منطقی – غیرمنطقی، عاقلانه – احمقانه، زشت – زیبا؛ مانع ایجاد کرده و آن را سرکوب می‌کند. بنابراین ارزش‌ها و باورهای اجتماعی به‌مرور ذهن ما را از حالت طبیعی خود خارج ساخته، مانع بروز نیروی نبوغ خلاقمان در بزرگ‌سالی می‌شود. بدین ترتیب حقیقت تلخ همان طور که مخترع بزرگ باکمینستر فولر گفته این است که «همه نابغه به دنیا می‌آیند و جامعه آنها را نبوغ‌زدایی می‌کند.» اما نبوغ ذاتی هرگز از بین نمی رود بلکه همیشه در درون ما آمادۀ ظهور و شکوفایی است.

هر یک از ما موجودی منحصربه‌فرد هستیم و با استعداد و نبوغی منحصربه‌فرد به دنیا آمده‌ایم. پژوهش‌های عصب‌شناختی نشان داده کاری که به آن علاقه داریم و از انجامش لذت می‌بریم با نبوغ ذاتی‌مان همسو و سازگار است. بنابراین باید کاری را انجام دهیم که دوستش داریم و به آن عشق می‌ورزیم. از طرف دیگر وقتی که به کار عاشقانه‌مان مشغول باشیم در واقع مشغول تفریح و بازی خواهیم بود نه کاری که سراسر تقلا و جان کندن باشد. وقتی که کارمان تبدیل به سرگرمی و تفریح‌مان شود در واقع نفس انجام کار برای ما به‌منزلهٔ پاداش و نتیجه خواهد بود و مهمتر اینکه انجام کاری که دوست داریم با بکار گرفتن نبوغ ذاتی‌مان، کیفیت و بازدهی عالی خواهد داشت که به شکل ارائه ارزش و خدمتی به دیگران زندگی خودمان و سایرین را غنا خواهد بخشید. هدف نهایی دانش-مهارت خودنبوغ‌شناسی نیز همین است: اینکه با کشف و شکوفایی نبوغ ذاتی خود، ضمن ارائه ارزش و خدمتی ویژه به سایرین، به رشد شخصی، رضایت و شادمانی درونی، کسب ثروت و آزادی و استقلال مالی نیز دست‌یابیم.

اگر با بیشترین قابلیت خود زندگی نکنید به خداوند خیانت کرده‌اید.                   لویس لوینسون، مجسمه‌ساز آمریکایی

 منبع:

سایت زندگی رویایی

www.zendegiroyaie.com





موضوع: کسب درآمد، موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی، تربیتی، رشد شخصی، خودشکوفایی،
برچسب ها: خودنبوغ شناسی، نبوغ ذاتی، موسی توماج، سایت زندگی رویایی، شغل ایده آل، کسب درآمد، استقلال مالی،

[ جمعه 22 آبان 1394 ] [ 01:43 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

چگونه بدون جراحی زیبایی خوشبخت باشیم؟

خبر مرگ دختری جوان در اثر جراحی زیبایی بینی آن‌قدر برایم شوک‌آور بود که بر آن شدم تا تحقیق و تأملی دراین‌باره انجام دهم. با جستجویی ساده برای واژۀ پرطرفدار “زیبایی” انبوهی از مطالب و تبلیغات رنگارنگ توجهم را جلب کرد:

بهترین راه برای رسیدن به فرم دلخواه سینه

قوی‌ترین و بهترین محصولات لاغری دنیا

چطور در ۴۵ روز بینی خود را خوش‌فرم کنید

۳ تمرین برای دستیابی به ران‌هایی رویایی

چگونه در ۶۰ ثانیه جوان‌تر به نظر برسیم

لیفتینگ اجزاء صورت بدون جراحی

چگونه لباس بپوشیم تا ران‌های خود را کوچک‌تر نشان دهیم؟

رازهای زیبایی ۵ زن مشهور

و …

با بررسی بیشتر با آماری عجیب روبرو شدم:

طبق بررسی که در سال ۲۰۰۸ انجام‌شده سالانه ۲ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار از سرمایه زنان ایرانی صرف خرید لوازم آرایشی می‌شود. بخش عمده این سرمایه به جیب شرکت‌های چینی، ترکی و تایلندی می‌رود که با روش‌های ماهرانه اجناس بی‌کیفیت خود را به نام و برند شرکت‌های آمریکایی و اروپایی وارد بازار ایران می‌کنند و به فروش می‌رسانند.

زنان ایرانی که با جمعیت ۱۴ میلیونی ۹ درصد از جمعیت ۱۵۵ میلیونی زنان خاورمیانه را تشکیل می‌دهند، ۳۰% از لوازم آرایشی را در این منطقه مصرف می‌کنند.

در میزان مصرف لوازم آرایشی، ایران در خاورمیانه بعد از عربستان در رتبه دوم و در جهان هفتم است.

مقایسه‌ای نشان می‌دهد که زنان ایرانی ماهانه یک ریمل و زنان فرانسوی هر چهار ماه یک ریمل مصرف می‌کنند. همچنین مصرف عطر و اودکلن زنان ایرانی هفت برابر زنان فرانسوی است.

۹۰% جراحی‌های زیبایی در ایران مربوط به جراحی بینی است.

میزان جراحی بینی در ایران ۷ برابر آمریکا است.

کارشناسان عواملی چون سست‌شدن باورهای مذهبی، تهاجم فرهنگی، برنامه‌های ماهواره‌ای، مردسالاری، برخورد قهری با بدحجابی، کسب موقعیت‌های شغلی و عوامل دیگری را در ایجاد این وضعیت موثر دانسته‌اند. من در پی علت‌یابی این بحران نیستم و مخاطب من در این مقاله زنان و مردانی هستند که به هر نحوی با ظاهر خود مشکل‌دارند و به دلیل تصورِ نداشتنِ ظاهر زیبا، رنج می‌کشند. قرار گرفتن در زیر بمباران تبلیغاتی که دائما شما را با یک استاندارد زیبایی و تناسب‌اندام مقایسه می‌کنند تا در نهایت بتوانند با فروش کالاهای متنوع خود به سودی سرشار دست یابند، ممکن است باورهای منفی و کاذب بسیاری در شما ایجاد کرده باشد. من در اینجا سعی دارم حقایقی را طرح کنم با این امید که با کسب آگاهی عمیق‌تر از حقیقت و معنای وجود خویش، بازیچۀ تبلیغات و معیارهای کاذب نشویم و نخواهیم خودمان را به‌صورت رونوشتی از این معیارها درآوریم.


  • شما جسمتان نیستید

آیا ما بدنمان هستیم؟ اگر چنین است چرا می‌گوییم «دست من»، «صورت من»، «بینی من»، «بدن من». وقتی می‌گوییم «بدن من»، یعنی «بدن» قسمتی از وجود «من» است نه «کل وجود من». این حقیقتی بسیار ساده و بدیهی به نظر می‌رسد اما به همین سادگی هم ممکن است مورد غفلت واقع شود؛ و ممکن است ما «خودمان را با جسممان اشتباه بگیریم». یکسان‌انگاری خود با جسم خویش یا بها دادن بیش از اندازه به آن، می‌تواند منشأ درد و رنج بی‌پایانی باشد. بدن ترکیبی از مواد شیمیایی است و به‌مرور پیر و فرسوده می‌شود تا در نهایت با مرگ به‌مرور به مواد تشکیل‌دهنده‌اش تجزیه شود. اما ممکن است ما بهایی بیش‌ازحد برای بدن خود قائل شویم و خود را با بدنمان یکی بگیریم. سیل تبلیغات رنگارنگ هرلحظه به ما چنین القا می‌کنند که بدن بسیار مهم است تا بتوانند ما را به مصرف هر چه بیشتر کالاهای جورواجور خود وادار کنند. جسم ابزاری در اختیار ماست و ما باید آن را تمیز و آراسته نگه‌داریم اما توجه و تمرکز بیش‌ازحد بر جسم، ما را از حقیقت وجود خویش غافل ساخته، درد و رنج، ترس و اضطراب بی‌پایانی برای ما به همراه می‌آورد.


  • شما زیبا هستید

به عقیده من هرگز به‌درستی نخواهیم دانست که چرا یک شی زیباست.             آناتول فرانس

تجربه نشان داده که «هر چهره‌ای با خنده زیباتر است» اما  خانم‌هایی را می‌شناسم که سعی می‌کنند هرگز نخندند چون معتقدند خنده باعث ایجاد چین و چروک روی پوست صورت می‌شود!                   موسی توماج

«زیبایی» در جسم خلاصه نمی‌شود و جسم نیز منحصر به اندام هنرپیشه‌های هالیوود و مانکن‌های مجلات مُد نیست. هر یک از ما با اندامی منحصربه‌فرد زاده شده‌ایم. یگانه بودن جسم شما خود واجد ارزش است. شما فقط در مقایسه است که خود را زیباتر یا زشت‌تر می‌بینید. اما هیچ معیار ثابتی برای زیبایی وجود ندارد و در دوره‌های مختلف تاریخی این معیار همواره در حال تغییر بوده است. مثلاً درحالی‌که که در دوره قاجار چاق بودن یکی از معیارهای زیبایی زنان بود حالا همه دنبال اندامی لاغر هستند. پس این معیارها صرفاً سلیقه‌ای جمعی است که هیچ ارزش ذاتی را شامل نمی‌شود. حتی اگر شما با همین معیارها نیز اندام و چهره‌ای زیبا داشته باشید آیا بالاخره این بدن پیر، فرسوده و نابود نمی‌شود؟

از طرف دیگر باید بدانیم که کسی که صرفاً به خاطر زیبایی شما در پی رابطه با شما باشد، شما را فقط یک جسم می‌بیند. انسان موجودی بسیار پیچیده و چندبعدی است و در هر رابطه‌ای گذشت زمان و کسب شناخت از وجوه پیچیده رفتاری و شخصیتی دو طرف، موجب رنگ باختن گزینه‌ای مثل جذابیت ظاهری می‌شود. عشق نامشروط، خوش‌اخلاقی، مهربانی، همدلی، درک، دلسوزی صفاتی به‌مراتب مهم‌تر در کیفیت روابط ماست. بزرگی گفته «اگر زن یا مردی صرفنظر از زیبایی دارای اخلاق خوب باشد مانند عدد ۱ است و اگر از آراستگی و زیبایی ظاهری هم بهره‌مند باشد گویی یک صفر جلوی عدد ۱ گذارده‌ایم. یعنی اخلاق به کمک ظاهر انسان می‌آید و آن را ده‌ برابر می‌کند و اگر ۱ حذف شود فقط صفر باقی می‌ماند.» پس زیبایی حقیقی آن صفات و ارزش‌های والای انسانی جاودانه‌ای است که کسب می‌کنید. بنابراین ما باید به دنبال کشف و شکوفایی زیبایی ذاتی و درونی خود باشیم.

زیبایی منشأ عشق نیست بلکه عشق منشأ زیبایی است.                         تولستوی


  • موهبت ذاتی خود را شکوفا کنید.

اگر شما انسانی خاص و ویژه بودید، دارای استعداد و توانایی‌ای خارق‌العاده‌ای، احتمالاً دیگر به دلیل متفاوت بودن قیافه‌تان از معیار استاندارد زیبایی! احساس حقارت نمی‌کردید و رنج نمی‌کشیدید. خبر خوش آنکه شما همان انسان خاص و ویژه هستید. شما نه تنها وجودی منحصربه‌فرد هستید بلکه دارای موهبتی خاص و یگانه هستید که من آن را «نبوغ ذاتی» نامیده‌ام. کاری، مهارتی، ویژگی‌ای هست که شما بهتر از هرکس دیگر آن را بیان و عیان می‌کنید. کشف و شکوفایی این پتانسیل بالقوه منشأ حقیقی رضایت، شادی و خوشبختی در زندگی شما است. برای کشف و شکوفایی نبوغ ذاتی خود باید از معیارهای سطحی اجتماعی فراتر برویم. باید راهی را برویم که برایمان دل دارد. باید کاری کنیم که به آن عشق می‌ورزیم. اگر می‌خواهیم زیبایی ذاتی خود را متجلی کنیم باید «خودمان» باشیم چرا که همۀ ما در ذات خود، به طور یکتایی زیبا و باشکوه هستیم. برای تحقق این خود حقیقی‌مان باید راه خودمان را برویم زیرا که «به دنبال گله رفتن فقط راه خوبی برای گوسفند شدن است» (جان سی مکسول). شکوفایی قابلیت‌های یگانۀ درونی‌مان، بزرگ‌ترین راز خوشبختی است.

خداوند به شما کمک می‌کند تا آنچه می‌توانید، بشوید، تمام آنچه برای آن سرشته شده‌اید؛ اما هرگز اجازه نمی‌دهد در قالب شخص دیگری موفق شوید. جویسی‌مییِر

منبع: سایت زندگی رویایی

ZendegiRoyaie.com





موضوع: موفقیت، خانواده، زناشویی، تربیتی، رشد شخصی، شادی، سلامتی، خودشکوفایی،
برچسب ها: زیبایی، خوشبختی، موهبت درونی، نبوغ ذاتی، شادی، جراحی زیبایی،

[ یکشنبه 17 آبان 1394 ] [ 11:54 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

از اطوکشیدن شخصیت خود دست بردارید!

انسان‌ها یک وجه مشترک دارند: همه متفاوت هستند.

                                                              رابرت زِند

همرنگی با جماعت ممکن است برای خود واقعی ما بسیار گران تمام شود. شوپنهاور، فیلسوف آلمانی، گفته «ما حدود نیمی از شخصیت خود را در راه تلاش برای شباهت به دیگران از دست می‌دهیم». این ادوارد یانگ شاعر قرن هجدهم بود که گفت:

درحالی‌که اصل به دنیا می‌آییم چه می‌شود که رونوشت از دنیا می‌رویم؟

جیمز هیلمن در کتاب رمز روح علت این مسئله را ناشی از غفلت از فردیت در زندگی اجتماعی مدرن می‌داند. او می‌نویسد:

اول‌ ازهمه باید این نکته را روشن کنیم که در الگوی زندگی مدرن طبیعت انسان و تأثیر متقابل ژنتیک و محیط، یک نکته اساسی حذف‌شده و آن فردیت انسان‌ها است، یعنی همان چیزی که شما را می‌سازد و متفاوت از دیگران می‌کند. پذیرفتن این مسئله که ما از برخورد مبهمی میان ژنتیک و نیروهای اجتماعی به وجود آمده‌ایم مثل این است که شأن خود را در حد یک محصول آن عوامل پائین بیاوریم.

از نظر یونگ، روانشناس سویسی، هدف زندگی دستیابی به فردیت است. یعنی به فعل درآوردن توانایی‌های بالقوه. اما همرنگی با جماعت یکی از موانع بسیار بزرگ در راه دستیابی به این هدف است. از این‌روست که آدمی که در پی شکوفایی نبوغ درونی است باید بهای طرد شدن و انزوا را بپردازد.

ارزش‌های سنت و اجتماع از همان سنین مدرسه کودک را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تأثیری که در اکثر مواقع منجر به دفن خود واقعی ما شده، ما را به شکل یک کپی و رونوشت از انسان مقبول اجتماع درمی‌آورد.

از اطوکشیدن شخصیتتان و صاف کردن چروک‌های آن خودداری کنید. زیرا این کار ممکن است به همرنگ شدن با جماعت منجر شده و در نهایت باعث شود که خود واقعی‌مان را از دست بدهیم.

                                                                                                                                                                        توماس مور

اجتماع می‌خواهد وجوه منفی و غیرعقلانی وجود ما را نفی کرده، از ما یک شهروند خوب بسازد و معمولاً در دستیابی به این هدف موفق است. درحالی‌که به قول توماس مور «منحصربه‌فرد بودن هر انسان به اندازه بخش‌های منطقی و نرمال، از بخش‌های غیرنرمال و ابلهانه شخصیتش نیز تشکیل می‌شود». این بخش‌های منفی، غیرمنطقی و شیطانی وجودمان در روانشناسی یونگ سایه نامیده می‌شوند. رابرت بلای، شاعر و نویسنده، سایه را به یک کوله‌پشتی نامرئی تشبیه می‌کند که هر یک از ما با خود حمل می‌کنیم و در سال‌های رشد، آن ویژگی‌هایی را که مورد پذیرش خویشان، دوستان و اجتماع نیستند در این کوله‌بار می‌ریزیم. این کوله‌بار رفته‌رفته سنگین‌تر شده و خود واقعی ما در زیر فشار آن ضعیف‌تر و ضعیف‌تر می‌شود تا زمانی که کاملاً فراموشش کنیم.

درست است که انسان موجودی اجتماعی است اما اجتماعی بودن به این معنا نیست که همه خود را با معیارهایی مشخص تطبیق دهند. بسیار مهم است بدانیم چه نیازهای روان‌شناختی، ما را به‌سوی دیگران می‌کشاند. اگر عزت نفس سالمی داشته باشیم نسبت به خود احساس خوبی خواهیم داشت و نه تنها از با خود بودن و تنهایی عذاب نمی‌کشیم بلکه آن را به‌عنوان یک حق ضروری برای خود محفوظ خواهیم داشت. تنها بودن برای بسیاری از آدم‌ها عذاب‌آور و حتی ترسناک است. در تنهایی  با خود واقعی‌مان مواجه می‌شویم و این مواجهه ممکن است ما را با حقایق و سوال‌های دشواری روبرو کند که در میان جمع یا موقع سرگرم بودن به رسانه‌ها یا شبکه‌های اجتماعی و هر سرگرمی دیگر به‌راحتی به فراموشی سپرده می‌شوند.

یکی برای یافتن خویش و یکی برای گُم کردن خویش رو به همسایه می‌آورد.

                                                                                                نیچه

هر یک از ما موجودی منحصربه‌فرد هستیم. طبیعت به ما استعدادی خاص خودمان بخشیده و وقتی در پی شکوفایی آن هستیم با ایجاد احساساتی عالی مثل شور و لذت و شادی درونی به ما پاداش می‌دهد. اما در صورتی که بخاطر همرنگی با جماعت خود واقعی‌مان را پس زده و سرکوب کنیم، طبیعت با هشدارهایی چون احساس بی معنایی، ناامیدی، افسردگی، دل‌مردگی، فشار عصبی و استرس و انواع بیماری‌های روان‌تنی به ما یادآوری می‌کند که در مسیر تحقق خود واقعی‌مان قرار نداریم و باید راهمان را اصلاح کنیم.

خداوند به شما کمک می‌کند تا آنچه می‌توانید، بشوید، تمام آنچه برای آن سرشته شده‌اید. اما هرگز اجازه نمی‌دهد در قالب شخص دیگری موفق شوید.

                                                                                                                                                                     جویسی مییِر

منبع: سایت زندگی رویایی

zendegiroyaie.com

 





موضوع: موفقیت، تربیتی، رشد شخصی، شادی، سلامتی، خودشکوفایی،
برچسب ها: خود واقعی، همرنگی، خود بودن، موسی توماج، سایت زندگی رویایی، نبوغ، خودنبوغ شناسی،

[ شنبه 9 آبان 1394 ] [ 02:39 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]

هفت مهارت طلایی میلیاردرها

هفت عادت طلایی میلیاردرها

چرا برخی افراد در طول عمر خود صدها برابر بیشتر از سایرین پول در می‌آورند. آیا آنان بیشتر از دیگران کار می‌کنند؟ آیا باهوش‌تر هستند؟ اصلا چنین نیست. نویسندگان کتاب پرفروش  میلیونر یک دقیقه‌ای هفت مهارت را عامل موفقیت افراد در کسب ثروت میلیون دلاری می‌دانند. این هفت مهارت را با هم مرور می‌کنیم:

مهارت پولی شماره ۱- ارزش: آنان هر هزار تومان از پول خود را مانند بذری می‌دانند که می‌تواند صدها برابر خود را تولید کند و به همین دلیل برای آن ارزش قائلند. دقیقا مثل بذر ناچیز یک سیب که قدرت تبدیل به درخت سیبی تنومند را دارد هر هزار تومان پول نیز می‌تواند به درختی تنومند از پول تبدیل شود. اگر بذر سیب را نکارید و از بین ببرید درخت سیب درون آن نیز از بین می‌رود. پول نیز همین طور است. ثروتمندان می‌دانند با جمع کردن روزانه هزار تومان می‌توان میلیون‌ها تومان به دست آورد. از این رو هیچ پولی را بی‌دلیل خرج نمی‌کنند.

مهارت پولی شماره ۲- کنترل: ثروتمندان هر ریال از پول خود را تحت کنترل خود دارند. آنان هنگام خرید کارهای اضافۀ دیگری هم انجام می‌دهند: ۱) چیزی را می‌خرند که ارزش داشته باشد، ۲) هنگام خرید انتظار تخفیف دارند، ۳) رسید خرید را کنترل می‌کنند تا اشتباهی رخ نداده باشد، ۴) به مسائل مالیاتی کالایی که می‌خرند توجه دارند، ۵) دسته چک خود را همواره کنترل می‌کنند، ۶) رسیدها و فاکتورها را نگه‌می‌دارند. همۀ این کارها فقط چند دقیقه وقت می‌گیرد اما آرامش مالی درازمدتی به همراه دارد.

مهارت پولی شماره ۳- پس‌نداز: افراد ثروتمند دوست دارند عاقلانه خرج کنند تا بتوانند پولشان را پس‌انداز کنند. به‌علاوه، آنان همواره حداقل ده درصد از درآمد خود را پس‌انداز می‌کنند.

مهارت پولی شماره ۴- سرمایه‌گذاری: آنان برنامه‌ای مشخص برای سرمایه‌گذاری پولشان دارند. می‌توانید از یک مشاور مالی قابل اعتماد برای سرمایه‌گذاری پول خود مشورت بگیرید.

مهارت مالی شماره ۵- درآمد: آنان به غیر از شغل اصلی خود، از چندین راه کسب درآمد می‌کنند. کسب درآمد از منابع متعدد افزایش ثروت شما را در درازمدت تضمین می‌کند.

مهارت مالی شماره ۶- محافظت: آنان از راه‌های قانونی مانند ثبت شرکت، اموال خود را حفظ می‌کنند. امکان ندارد بخواهید مانند میلیاردها زندگی کنید، اما اموال ناچیزی به اسم خودتان داشته باشید.

مهارت مالی شماره ۷- سهیم کردن: ثروتمندان واقعی بسیار سخاوتمند هستند. آنان حداقل ده درصد از درآمد خود را می‌بخشند. راز این حقیقت در این است که بخشیدن باعث چندبرابر شدن دارایی می‌شود. ما به شما پیشنهاد می‌کنیم تا میراث ماندگاری از خود بر جای بگذارید. درخت پول بکارید تا پس از شما دیگران نیز از میوۀ آن بهره ببرند. این موفقیت حقیقی است.

منبع: سایت زندگی رویایی
zendegiroyaie.com




موضوع: رازهای میلیونر شدن، کسب درآمد، موفقیت، کسب ثروت و استقلال مالی،
برچسب ها: کسب و کار، درآمد، کارآفرینی، اشتغل زایی، ثروت، میلیاردر شدن، ثروتمند شدن،

[ چهارشنبه 6 آبان 1394 ] [ 11:47 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]