تبلیغات
گنج کتاب - تغییر ذهن‌ها و شاخه‌پَری‌های من!

تغییر ذهن‌ها و شاخه‌پَری‌های من!

پنجشنبه 2 فروردین 1397 07:02 ب.ظ

نویسنده : مدیر وبلاگ
ارسال شده در: تربیتی ، رشد شخصی ، خودشکوفایی ،


تغییر ذهن‌ها و شاخه‌پَری‌های من!

همان طور که در صفحه کتاب خودنبوغ‌شناسی توضیح دادم به مدت ۳۵ سال استعدادهایم حالت بلاتکلیف داشت. در کودکی بیشتر نقاشی می‌کردم. در نوجوانی بیشتر مطالب مذهبی و علمی می‌خواندم. در جوانی بیشتر در پی فلسفه و فیزیک بودم. عکاسی کردم. کاریکاتور کشیدم. شعر گفتم. مهندسی خواندم. در شرکت‌های مختلف کار کردم. شرکت فنی مهندسی تأسیس کردم. کارشناسی ارشد فلسفه علم خواندم و حالا به عنوان نویسنده، سخنران، مشاور و مربی در زمینۀ رشد شخصی، خودشناسی، هنر زیستن و مُردن! فعالیت می‌کنم.

خلاصه در طول این سال‌ها بارها و بارها ذهنم تغییر کرده است.

حدود ۱۵ سال قبل؛ از این‌همه از این شاخه به آن شاخه پریدن، خسته شدم و به یک روانشناس مراجعه کردم. او پس از مصاحبه و تستی که از من گرفت گفت که یک دمدمی مزاج تیپیک هستم. یعنی نمونۀ کامل از کسی که مثل میمون دائماً از این شاخه به اون شاخه می‌پره! (البته به فرمودۀ عمو داروین جسارتا همۀ ما- حداقل در ظاهر!- از کمال‌یافتگان مکتب میمونیسم هستیم) خلاصه اینکه سال‌های پس از آن نیز نشان داد که تشخیص جناب روانشناس دقیق بوده و این شاخه‌پَری همیشگی بوده و گویا تا ابدالدهر هم ادامه خواهد داشت.

از وقتی که سعی کردم از زاویۀ متفاوت و مثبتی به این معضل پَرش‌های مداوم ذهنی نگاه کنم، به مرور نه تنها رنجی که از آن می‌بردم، از بین رفت بلکه حالا از آن لذت هم می‌برم و حتی می‌توانم این عارضه را به شکل یک موهبت ببینم. مثل اینکه ذهنم حسابی تغییر کرده!

این بیماریِ شاخه‌پَری (اگر بتوان دمدمی‌مزاجی را بیماری نامید) باعث شده که از هر باغی گلی بچینم و زخم و رنج خارِ کاروبار و مشاغل و مکاسب و مناسک – اینجا کمی دمدمیتم گل کرد رفتم تو خطِ نثر مسجعِ سعدی طور نویسی، مرضِ دیگه، شوخی نداره واقعا!- مختلف را هم بهتر بشناسم. و شاید دانش و تجربۀ (و یا شاید آسیب مغزی و روحی!) ناشی از همین پَرندگی‌ها و دمدمیت‌ها بوده که به من جرئت داده که خودم را به عنوان مربی رشد فردی و شغلی معرفی کنم؛ بگذریم.

می‌خواستم این دمدمی‌مزاجی تیپیکم را به کتابی که اخیراً خواندم ربط بدهم: تغییر ذهن‌ها؛ هنر و علم تغییر ذهن خود و دیگران نوشتۀ هوارد گاردنر (ترجمۀ سیدکمال خرازی، نشر نی).

هوارد گاردنر که استاد علوم شناختی در دانشگاه هاروارد است در سال ۱۹۸۳ کتابی منتشر کرد با نام چارچوب‌های ذهنی: نظریه هوش‌های چندگانه و در آن کتاب تلقی مرسوم از هوش را به چالش کشید که من در کتاب خودنبوغ‌شناسی به آن پرداخته‌ام. این کتاب ذهن بسیاری از روانشناسان، دانشمندان، اولیای تعلیم و تربیت (جز ظاهراً برنامه‌ریزان نظام آموزشی ما را که همچنان بر هیاهو برای هیچ کنکور استوار است)، والدین و بسیاری از اقشار جوامع را نسبت به مقولۀ هوش تغییر داد.

اما دکتر گاردنر که جدیداً مشغول تألیف کتابی بوده، ذهنش تغییر کرده و کتاب دیگری نوشته است:

نوع کتابی که در ابتدا فکر می‌کردم در حال نوشتن آن‌ام چیز دیگری بود، ولی به ناچار فکرم را تغییر دادم و سرانجام کتاب دیگری پدید آمد. همان طور که اغلب هم اتفاق می‌افتد، این تغییر به صورت نامحسوس و تقریباً ناخودآگاه اتفاق افتاد، ولی سرانجام خودآگاهانه شد. (ص ۱۱)

وقتی این تغییر، خودآگاهانه شد، دکتر گاردنر آن را به شکل نظریۀ جالبی صورت‌بندی کرد که سعی دارد مکانیسم تغییر ذهن انسان‌ها را توضیح دهد.

اما منظور از «تغییر ذهن» چیست؟

طبق تعریف گاردنر تغییر ذهن عبارت است از «تحولی درونی که در آن افراد یا گروه‌ها شیوه‌ی متداول تفکر در مورد مسئله‌ای مهم را کنار می‌گذارند و پس از آن به شکل جدیدی درباره‌اش فکر می‌کنند.» بنابراین اگر نظر خود را در مورد شیوه لباس پوشیدن یا زمان صرف شام تغییر دادید، ذهن شما تغییر نکرده است. اما اگر تاکنون همیشه به حزب خاصی رأی داده‌ام و حالا تصمیم بگیرم به حزب رقیب آن رأی دهم یا اگر با رها کردن رشته مهندسی، تصمیم بگیرم که روانشناسی را دنبال کنم، ذهن من تغییر کرده است.

بنابراین وقتی که تغییر ذهن موجب تغییر کامل در دیدگاه ما در مورد جهان یا تغییر نگرش نسبت به خویشتن و روش زندگی‌مان شود، بسیار عمیق و اساسی خواهد بود.

شاید دمدمی‌مزاجی من چندان ربطی به موضوع این کتاب نداشته باشد، شاید هم باشد. هر چه باشد مطالعۀ آن علاوه بر لذت وافرش، آن‌قدر ذهن مرا تغییر داده که من هم حالا سعی دارم که به یک دمدمی‌مزاجِ تیپیکِ خودآگاه تبدیل شوم تا شاید بتوانم حداقل نوع شاخه‌ها و زمان پریدن را تا حدودی انتخاب و کنترل کنم!

کتابی خواندنی است. به‌ویژه که مطالعه‌های موردی آن از مارگارت تاچر و جورج بوش پسر گرفته تا داروین، اینشتین، فروید، پیکاسو و بسیاری چهره‌های تاثیرگذار دیگر عالم فکر، هنر، فناوری، سیاست و دیانت را هم شامل می‌شود.

اگر حال و وقت خواندن کتاب را ندارید، می‌توانید مقاله‌ای را که بر مبنای آن با عنوان چطور برای پیشرفت بیشتر، ذهن خود را تغییر دهیم؟ برای وبسایت چطور نوشته‌ام را در اینجا بخوانید.

با آرزوی اینکه ذهنتان همواره در جهت شادمانی، شکوفایی و رشد بیشتر در تغییر و دمدمیت تیپیک از شما دور باد!

منبع: زندگی رویایی




دیدگاه ها : () 




برچسب ها: دمدمی مزاجی ، تغییر ذهن ، هوارد گاردنر ، هوش چندگانه ، موسی توماج ایری ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 فروردین 1397 07:04 ب.ظ



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر