تبلیغات
گنج کتاب - افزایش هوش و خلاقیت کودکان با آموزه‌های آلبرت اینشتین

گنج کتاب

انگیزشی، موفقیت، رشد شخصی، شادی، سلامتی، مهارتهای زندگی، کارآفرینی و کسب ثروت

افزایش هوش و خلاقیت کودکان با آموزه‌های آلبرت اینشتین


افزایش هوش و خلاقیت کودکان با آموزه‌های آلبرت اینشتین

هرچند اینشتین متخصص تعلیم و تربیت نبود اما اهمیت بسیاری برای این موضوع قائل بود و به مناسب‌های مختلف دیدگاه‌های خود را در این مورد مطرح می‌کرد. او که خود از مدرسه گریزان بود و شیوه‌ی آموزشی مرسوم را که بسیار خشک و خشن بود کاملا اشتباه می‌دانست در تمام عمر سعی کرد که اولیا و مربیان را به در پیش گرفتن روش‌های انسانی‌تر و صحیح‌تر آموزش و تربیت تشویق کند. او با هر گونه اعمال زور و تنبیه در آموزش مخالف و معتقد بود که «بدترین چیز برای یک مدرسه آن است که روش کار خود را بر ترس و زور و قدرت‌نمایی ساختگی استوار سازد. چنین روشی ویرانگر احساسات سالم، صداقت و اعتماد به نفس شاگردان خواهد بود.» در اینجا به بررسی ۱۰ توصیه از او که می‌تواند برای تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان الهابخش و مفید باشد، می‌پردازیم.

  1. اگر می‌خواهید فرزندانتان خلاق و باهوش باشند، برایشان داستان تخیلی بخوانید. اگر می‌خواهید آن‌ها بیشتر باهوش باشند، برایشان داستان تخیلی بیشتری بخوانید.

توانایی تخیل یکی از عجیب‌ترین توانایی‌های ذهن بشری است. تخیل انسان قادر است چیزی را که وجود ندارد در ذهن خلق کند و زمینه ایجاد آن در واقعیت را آماده کند. تمام ساخته‌های بشری از اختراع چرخ و ماشین گرفته تا هواپیما و سفینه‌های فضایی و از ماشین حساب گرفته تا کامپیوتر، ابتدا فقط به شکل یک ایده در ذهن یک انسان وجود داشت. کودکان به طور طبیعی خیالپردازانی فوق‌العاده هستند اما معمولا بزرگترها با منطق خشک و خالی خیالپردازی کودکان را بی‌اهمیت تلقی می‌کنند و به جای تشویق و تحریک تخیل کودکان، آنها را صرفا با واقعیات موجود آشنا می‌کنند. با اینکه طبق تحقیقات انجام شده ۹۸ درصد کودکان ۲ تا ۵ سال از لحاظ خلاقیت در سطح نابغه قرار دارند، فقط ۲ درصد از بزرگسالان بالای ۲۵ سال می‌توانند نبوغ ذاتی دوران کودکی خود را حفظ و شکوفا کنند. داستان‌های تخیلی باعث تحریک و فعال شدن بیشتر تخیل کودکان شده و ذهن آنها را برای تفکر و ایده‌پردازی خلاقانه آماده می‌کند.

  1. مثال آوردن، یکی از راه‌های آموزش نیست، بلکه تنها راه آموزش است.

مثال و تشبیه راهی طبیعی و آسان برای یادگیری است. با مثال آوردن مفهومی دشوار و شاید انتزاعی را با چیزی عینی‌تر و آسان‌تر و قابل فهم‌تر بیان می‌کنیم. شاید یکی از علت‌هایی که معمولا درس ریاضی را سخت می‌دانند این باشد که مفاهیم آن انتزاعی‌تر است و عینا در واقعیت وجود ندارد. اما می‌توان مفاهیم ریاضی را نیز به راحتی با مثال‌های عینی بیان کرد. چیزی به نام «ضرب» در طبیعت نداریم و اگر بدون مقدمه بخواهیم به کودک مفهوم آن را آموزش دهیم با دشواری‌های بسیاری مواجه خواهیم شد. اینکه از کودک انتظار داشته باشیم «دو ضرب در دو مساوی چهار» را بفهمد بهترین راه استفاده از مثال‌هایی شبیه این است که بپرسیم «اگر دو بشقاب داشته باشیم و در هر کدام دو عدد شیرینی داشته باشیم کلا چند تا شیرینی داریم؟» در این صورت مفهوم ضرب کردن تا حدود زیادی برای او قابل فهم‌تر خواهد بود.

  1. دانش‌آموز و دانشجو بُشکه خالی نیست که بخواهید پُرش کنید! بلکه مشعلی است که باید روشنش کنید.

هدف اصلی آموزش باید تحریک کنجکاوی کودکان و ایجاد علاقه و اشتیاق در آنها برای یادگیری باشد. اما بیشتر سیستم‌های آموزشی صرفا به انتقال اطلاعات به ذهن دانش آموز می‌پردازند. در زمان‌های گذشته که ابزارهای ذخیره اطلاعات امروزی در دسترس نبود، به خاطر سپردن اطلاعات ارزشمند بود اما امروزه ما در عصر اطلاعات به سر می‌بریم و صِرف داشتن اطلاعات مزیت به حساب نمی‌آید. در عصر جدید انواع اطلاعات به سهولت در اختیار همگان قرار دارد و آنچه امروزه ارزشمند است توانایی استفاده‌ی خلاقانه از اطلاعات و دانش موجود برای حل مسائل مختلف است. به همین دلیل باید دانش‌آموزان را برای کنجکاوی و تفکر تشویق و اشتیاق دانستن و فهمیدن را در آنها تشدید کرد.

  1. من هرگز به شاگردانم درس نمی‌دهم، من فقط تلاش می‌کنم شرایطی را فراهم کنم تا خودشان یاد بگیرند.

بهترین نوع یادگیری آن است که دانش‌آموز بدون هیچ گونه احساس فشار و اضطراب، یاد بگیرد. انواع بازی‌ها، داستان‌ها و مثال‌های جذاب زمینه را برای یادگیری خود به خودی کودکان فراهم می‌کنند. یکی از مهمترین مهارت‌های که در مدرسه آموخته نمی‌شود «مهارت خودآموزی» است. یاد دادن مهارت خودآموزی به کودکان به منزله‌ی یاد دادن ماهیگیری به آنها به جای دادن ماهی به آنها است. یادگیری اکثر بزرگسالان پس از اتمام تحصیلات رسمی به پایان می‌رسد، زیرا دارای مهارت خودآموزی نیستند و فکر می‌کنند برای یادگیری هر چیزی باید به مدرسه یا دانشگاه بروند.

  1. عشق معلم بهتری نسبت به وظیفه است.

عشق و شور و اشتیاق حالت مسری دارد. وقتی معلم عاشق شغل و دانشی باشد که آموزش می‌دهد، خود به خود این شور و اشتیاق به شاگردان منتقل می‌شود. اگر معلم عاشق کودکان باشد از هر لحاظ در زندگی آنها تاثیری مثبت و ماندگار می‌گذارد. همه ما خاطرات ماندگاری از معلمانی داریم که عاشقانه تدریس می‌کردند و تمام وجود خود را وقف آموزش و تربیت کرده بودند. از لحاظ تربیتی کودکان بیشتر تحت تاثیر رفتار ما قرار دارند تا نصایح و گفتار ما. به همین دلیل یک معلم عاشق، بهترین الگوی تربیتی برای کودکان است و می‌تواند الهامبخش آنها در طول تمام عمرشان باشد.

  1. اگر نتوانی مسائله‌ای را به سادگی توضیح دهی، پس به خوبی آن را درک نکرده‌ای.

ساده‌ کردن مطالب هنری است که هر معلمی باید آن را بیاموزد. کودکان به طور طبیعی شیفته‌ی یادگیری چیزهای جدید هستند اما اگر مطالب به شکل دشوار و پیچیده برای آنها توضیح داده شود ممکن است در میزان توانایی یادگیری و هوش خود تردید کنند و به مرور اشتیاق خود به آموختن را از دست بدهند. برای ساده کردن مطلب لازم است که آن را عمیقا درک کرده باشیم. درک عمیق موضوع به معنای روشن و شفاف شدن مطلب برای خودمان است و فقط وقتی به این درک روشن مطلب رسیدیم، می‌توانیم آن را با سادگی و روشنی آموزش دهیم. برای یادگیری عمیق موضوع لازم است که شخصا در مورد آن بیندیشیم و از جوانب مختلف آن را بررسی کنیم.

  1. آموزش باید به گونه‌ای باشد که آنچه آموزش داده می‌شود به‌عنوان یک هدیه باارزش تلقی شود، و نه به‌عنوان یک وظیفهٔ سخت و دشوار.

اگر آموزش به درست انجام شود هر آنچه یاد می‌گیریم برای ما یک تحول جالب و هیجان‌انگیز و یک کشف و شهود خواهد بود. اما اگر قرار باشد چیزی را با زور و تحمیل یاد بگیریم به مرور یادگیری را چون وظیفه‌اش شاق و دشوار خواهیم یافت و تمایل طبیعی خود به آموختن را از دست خواهیم داد. ایجاد شرایط مناسب همراه با تحریک کنجکاوی کودکان و تشویق آنها برای تفکر باعث می‌شود که به یادگیری مثل یک فعالیت لذتبخش و هیجان‌انگیز نگاه کنند و با تمام وجود خود را درگیر آن کنند.

  1. برای ایده‌ای که در نگاه اول احمقانه (دیوانگی) به نظر نرسد، امیدی وجود ندارد.

یکی از اشتباهات رایج در آموزش خندیدن و تمسخر ایده‌های عجیب و غریب کودکان است. باید توجه داشت که تمام ایده‌های انقلابی در ابتدا برای عامه مردم احمقانه به نظر رسیدند. وقتی برادران رایت ایده‌ی پرواز انسان را مطرح کردند خیلی از افراد عاقل و منطقی آنها را دیوانه پنداشتند. هر ایده‌ی نو و خلاقانه در آغاز احمقانه به نظر می‌رسد. بیشتر ایده‌های کودکان نیز چنین است. زیرا آنها محدودیت دیدگاه منطقی و واقع‌بینانه بزرگسالان را ندارند. اگر کودکان را به خاطر افکار و ایده‌های عجیب و غریبشان مسخره کنیم، خلاقیت طبیعی آنها را سرکوب و مسدود می‌کنیم. برعکس هر معلمان و والدین باید بدانند که هر قدر ایده‌های کودکان احمقانه‌تر و عجیب‌تر باشد نشان آن است که قدرت ابداع، خلاقیت و ایده‌پردازی آنها بیشتر است. بنابراین به جای تمسخر باید آنها را به بررسی بیشتر و عملی کردن ایده‌هایشان تشویق کرد.

  1. راه افزایش بهره‌وری و یادگیری بیشتر این است که با چنان لذتی کارهایت را انجام بدهی که متوجه گذشت زمان نشوی.

تکالیف درسی معمولا برای دانش‌آموزان یک شکنجه به حساب می‌آید. علتش این است که اجباری است و از طرف دیگر هیچ هیجان و لذتی در آن وجود ندارد. روش‌های مختلفی برای علاقمند کردن کودکان به دروس مختلف وجود دارد. یکی آموزش صحیح و تبدیل آن به یک بازی و تفریح است. روش دیگر این است که آنها را با پاداشی که برایشان لذت بیشتری دارد تشویق کنیم. طبق نظر ویلیام جیمز، روانشناس آمریکایی، همان طور که وجود انگیزه باعث انجام کار می‌شود، عمل کردن نیز باعث ایجاد انگیزه می‌شود. اگر دانش‌آموز برای پاداش تکالیفش را انجام دهد به احتمال زیاد به خود موضوعات درسی نیز علاقمند می‌شود و انگیزه‌ی او برای یادگیری، درونی می‌شود.

  1. باور کورکورانه، بزرگ‌ترین دشمن حقیقت است.

یکی از مهمترین آموزه‌های تربیتی و آموزشی گشودن ذهن کودکان و تقویت تفکر انتقادی در آنهاست. باید به کودک آموزش داد که هر باوری را به چالش بکشد و هیچ چیز را بدون دلیل و بررسی نپذیرد. عدم رشد تفکر انتقادی یکی از دلایل عقب‌ماندگی جوامع و شیوع خرافه‌پرستی است. باورهای کورکورانه علت بسیاری از دشمنی‌ها و فجایع انسانی است. همان طور که گفته شده شک سرآغاز کشف حقیقت است. باید به کودکان یاد داد که در هر چیزی شک کنند و هر باوری را با تفکر شخصی خود بسنجند. در این صورت آنها به بزرگسالانی متفکر و روشنفکر بدل خواهند شد و اسیر باورهای کورکورانه نخواهند شد. اینشتین در این زمینه می‌گوید:«اهمیت مدرسه بیش از هر چیز در عرضه‌ی قابلیت‌هایی است که تفکر و داوری مستقل را تضمین می‌کنند نه در ارائه‌ی بعضی معلومات تخصصی.»

منبع: سایت زندگی رویایی






موضوع: تربیتی، خودشکوفایی، رشد شخصی،
برچسب ها: انشتین، انیشتین، اینشتین، نبوغ ذاتی، استعداد ذاتی، شکوفایی استعداد، نابغه،

[ جمعه 24 شهریور 1396 ] [ 05:08 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ ]

[ نظرات() ]